تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب امام رضا (ع) شهادت

دعا كنید شب گریه آورش نرسد

امام رضا(ع)-شهادت

دعا كنید شب گریه آورش نرسد

و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم كه جوادش نیامده از راه

دعا كنید نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه ی خونین جگر نمی ریزد

دعا كنید كه زخمی به حنجرش نرسد

هزار شكر كه معصومه با برادر نیست

وگرنه داشت دعایی كه خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمین می خورَد قدم به قدم

گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت تر شده ای داد

خداكند كه صدایش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد ...گریز روضه رسید

پسر رسید كه روضه به آخرش نرسد....

***

حسین بر سرِ زانو،جوانش اُفتاده

نمی شود نزند داد،بر سرش نرسد

بغل كشیده تنش را ولی زمین می ریخت

به خیمه گاه گمانم كه اكبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه

دعا كنید كه ای كاش خواهرش نرسد

علی كه رفت عمو رفت دختری ترسید

دوید آتشِ خیمه به پیكرش نرسد

دوید عمه كه پیش از سنان به او برسد

كه دستهایِ حرامی به معجرش نرسد

لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:58 ب.ظ


ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

امام  زمان(عج)-مناجات شب آخر صفر

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ

ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ،ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ “ﺣﺮﻡ” ﺗﺎ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻧﺖ” ﺑﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﭘﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ “ﻗﻢ” ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ”

ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ

ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ

ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ “ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ” ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

تال



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:52 ب.ظ


عشق گنبد تو

باید به عشق گنبد تو یاکریم شد

روی مناره های الهی مقیم شد

حیف است پا به صحن و سرای شما نهم

باید سوار بال ملک یا نسیم شد

هرکس دخیل صحن گوهرشاد میشود 

تا روز حشر خانه اش آباد میشود 

صحن و سرای خانه ات آباد یا رضا 

صید توییم گر تویی صیاد یا رضا

روزی سفره های شب ما زیاد شد

وقتی که راهمان به تو افتاد یا رضا 

مهر تو را به آب و گل ما گذاشتند

نام تو را شفاعت عالم نگاشتند

 

بال و پر فرشته گلیم سرای تو

آقا شود کنار تو آقا، گدای تو 

آنقدر وسعت حرمت کبریایی است

جا شد بهشت گوشه صحن و سرای تو

حالا بهشت، هم نفس زایرت شده

در کوچه های دور حرم عابرت شده 

 

باید برای درک تو پر در بیاورم

غیر از رئوف، واژه بهتر بیاورم

باید برای منقبت بی کرانه ات

یک صفحه ای به وسعت محشر بیاورم

محشر به شانه های تو مثل کبوتر است،

وصف تو از خیال و شعورم فراتر است 

 

در مشهد آفتاب به دردی نمیخورد

بی عطر تو گلاب به دردی نمیخورد 

بوسه، مرا ز پای تو سیراب میکند

با این حساب، آب، به دردی نمیخورد 

یک ذره از تلولوی تو آفتاب شد

خورشید هم کنار تو خانه خراب شد 

 

صحن عتیق هرچه مسلمان درست کرد

از برکت تو بوذر و سلمان درست کرد

شبهای جمعه از نفس زائران تو

دور ضریح، چند سلیمان درست کرد

بیهوده نیست عاشق تو بی قرار تو

اینگونه بود مور شدن در جوار تو

 

خوب است در حریم شما استخاره ها

هیچند در برابر نورت ستاره ها 

سوگند میخورم به جلال تو یا رضا

عرش خداست بر سر دوش مناره ها

پیش تو استخاره گرفتیم و بد نشد

گلدسته حریم تو آقا رصد نشد

 

هرجا کریم هست، کرمخانه میشود

بالم فقط به گرد تو پروانه میشود 

کنج حرم نشسته ام و داد میزنم

( هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود ) 

آقا کرامت تو در اینجا زبان زد است 

کرببلای دیگر من شهر مشهد است 

 

دست تو خاک را به نظر کیمیا کند

ظرف مس وجود مرا هم طلا کند 

حس میکنم کنار تو نام حسین را 

نام حسین در حرم تو چه ها کند 

پابوسی تو پاره گریبانمان کند

راهی به سوی شهر حسین جانمان کند

 

آن سایلی که دامن لطف تو را گرفت

یادم نرفته نیمه شبی که شفا گرفت 

جان جواد را که قسم داد پیش تو

یک اربعین، از حرمت کربلا گرفت

دارالشفاست کوی تو یا ثامن الحجج

وجه خداست روی تو یا ثامن الحجج

باقریان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:30 ب.ظ


بی حب تو

 بی حب تو غم از دل ما پا نمیشود 

راضی خدا بدون تو از ما نمیشود 

 

هرکس خدا از او نشود راضی، ای رضا

راضی ز کارش حضرت زهرا نمیشود 

 

نیمه شب و حریم تو و بزم اشک و آه 

اینجا غریب، پیش تو تنها نمیشود 

 

هرکس بدون اذن بیاید به محضرت

بی اذن مادرت گره اش وا نمیشود 

 

اشکی که با حضور، نریزد در این حرم

با دست مهربان تو امضا نمیشود

 

هرکس مریض گشته شفایش فقط تویی

اینجا طبیب، مثل تو آقا نمیشود

 

در کنج کنج صحن و سرایت نوشته است 

اینجا کریم، غیر تو پیدا نمیشود

باقریان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:29 ب.ظ


رئوفی تو

تو به من باز هم زبان دادی

ناتوان بودم و توان دادی 

 

تا شوم پاک از گناهانم 

حرمت را به من نشان دادی 

 

راست گفتند که رئوفی تو 

هرچه میخواستم همان دادی

 

من زمینگیر بودم اما تو 

به پر و بالم آسمان دادی

 

من مسلمان چشم های توام

در گوشم خودت اذان دادی

 

تا دخیل حریمتان گشتم 

دل من را کمی تکان دادی

 

آهویی بی پناه بودم که

در حریمت به من امان دادی

 

منکه خود،تحبس الدعا بودم

به دعایم شما بیان دادی

 

تا کشاندی مرا به این وادی 

گوشه ای از حرم مکان دادی

 

شکر و لله که بین این عالم 

سفره ام را تو آب و نان دادی

 

با نسیم سحر میان حرم 

مرده ای را دوباره جان دادی 

 

با دو دست کریمت آقاجان 

کربلا را به این و آن دادی

باقریان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:27 ب.ظ


زائر شاه خراسان

خاک پای زائر شاه خراسان میشوم

یارضا میگویم و آیینه بندان میشوم

 

هر کجا باشم گدای کوی این آقا منم 

همچو موسی سایل دستان سلطان میشوم

 

باز هم از لطف این آقا که صاحب سفره است

بر سر این سفره جزء ریزه خواران میشوم 

 

پنجره فولاد او را در بغل حس میکنم 

هر زمان دلتنگ عطر و بوی باران میشوم 

 

بعد عمری گر نصیب من هم شود کرببلا 

تا ابد ممنون آقای خراسان میشوم

باقریان

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:26 ب.ظ


هم چو آهویی

هر که می آید در اینجا غرق احسان میشود 

هم چو آهویی گریزان در بیابان میشود

 

زشت و زیبا خوب و بد هرکس که می آید حرم

بر سر این سفره جزو ریزه خواران میشود 

 

جذبه برق نگاهش بسکه ناز و دلرباست

نا مسلمان هم از این جذبه مسلمان میشود 

 

سینه زوار قبرش در کنار حوض ها 

همچو این دیوار و در آیینه بندان میشود 

 

بسکه این صحن و سرا بوی غریبی میدهد

صاحب این خانه یار ما غریبان میشود 

 

آب سقاخانه اش مانند آب کوثر است 

هر مریضی با دو قطره آب درمان میشود 

 

پرچم سبز رضا خط امانش میدهد 

هر که در این قبه ریزه خوار سلطان میشود 

 

عاقبت سلطان ارض طوس روزی میرسد 

هم نشین محفل ما مستمندان میشود 

 

پنجره فولاد این میخانه حاجت میدهد

زایر او زایر شهر حسین جان میشود

باقریان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:25 ب.ظ


وا شد درِ تمام قفسها

وا شد درِ تمام قفسها به روی تو

پرواز در هوای پدر، آرزوی تو

 

می بارد از تلاطم چشمت شکوه خشم

رفته به مرتضی چقَدَر خلق و خوی تو

 

پشت سرت تمام حرم گریه می کنند

کف می زنند حرمله ها رو به روی تو

 

لبخند می زنی و دل از تیر می بری

با زلف این سه شعبه گره خورده موی تو

 

گهواره نیست، خاطره ی تشنگی توست

پر شد خیال مادرت از عطر و بوی تو

 

چشمی به سینه  دوخته، چشمی به علقمه

چشمی به تیر دارد و چشمی به سوی تو

 

مانده هنوز جرعه ی آبی میان مشک

دستی نمانده تا که بخواهد عموی تو.....

 

آنجا عمو به فکر لبت گریه می کند

سیرابِ شیرِ خون شده اینجا گلوی تو

 

قلب پدر شمیم تو را پخش می کند

شش گوشه ی تو سینه ی باباست، کوی تو

 

باب الحوائج است، "مسیح" التماس کن

  شاید که این غزل بشود آبروی تو....

شاه چراغی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:23 ب.ظ


ز زبان حضرت معصومه(س)


امام رضا(ع)-شهادت- از زبان حضرت معصومه(س)

یک دلم رو بسوی قبله ی هشتم دارد

یک دلم میل حریم حرم قم دارد

خواستم روضه بخوانم ز برادر، دل گفت

خواهرش وقت عزا حقّ تقدم دارد

***

چه قدر، جان برادر به زمین می افتی

ای عزیز دل خواهر به زمین می افتی

تو علی هستی و در کوچه بسمت حجره

مثل زهرای پیمبر به زمین می افتی

***

این عبایی که کشیدی به سرت یعنی چه

این قد خم شده و مختصرت یعنی چه

کاخ مأمون چه به روز دل تو آورده

روی لب، لخته ی خون جگرت یعنی چه

***

از نفس های تو اندوه و غمت می ریزد

هر قدم، عمر تو پای قدمت می ریزد

هی نفس، سرفه، نفس، سرفه، نفس، وای چقدر

پاره پاره جگر از بازدمت می ریزد

***

حجره بسته است برادر، چه سرت می آید

چه کسی بر بدن محتضرت می آید

خواهرت نیست اگر، مانده برایت پسری

شکر حق، لحظه ی آخر پسرت می آید

***

خوش بحالت! پسری مانده برایت، مولا

قوّت بال و پری مانده برایت، مولا

خوش بحال پسرت، هست سرت در بر او

خوش بحالت که سری مانده برایت مولا

عظیمی مهر



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:42 ب.ظ


امام رضا(ع)-شهادت

امام رضا(ع)-شهادت

وای مادر مددی کن جگرم می‌سوزد

که نه تنها جگرم پا به سرم می‌سوزد

زهر اثر کرده به زانو و ستون فقرات

جگرم پاره شده تا کمرم میسوزد

کسی آید ز وفا چشم جوادم گیرد

پیکرم پیش نگاه پسرم می‌سوزد

همره هر نفسم خون ز لبم می‌پاشد

تار میبینم و چشمان ترم می‌سوزد

چون مقطع شده حرفم ، پی اخبار ولا

دود می‌گویم و بر لب جگرم می‌سوزد

نعمتی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:36 ب.ظ


شهادت امام هشتم ع

از من بپذیر نوکری هایم را

کوتاهی چشم و سینه و پایم را

آقا شب آخر صفر خالی کن

در صحن امام رضا خودت جایم را

***

تقدیم به علی بن موسی الرضا (ع(

ما را ز مسیر کربلا آوردند

با گریه ز شهر غصه ها آوردند

دیشب دلمان مدینه بود و امشب

ما را سر سفرۀ شما آوردند



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:17 ب.ظ


شهادت امام هشتم ع

چون جام ِ زهر غریبانه سر كشید

فریاد زد خدا و عبا را به سر كشید

 

پنجاه و چند سال موسا به كوچه ها

پنجاه و چند مرتب آه از جگر كشید

 

با سینه ای كه آتش از آن شعله میكشید

آری نفس نفس زدنش تا سحر كشید

 

او بود و خاكِ حجره و یك ناله ی ضعیف

گاهِ سحر به جانب جانانه پر كشید

 

در انتظار آمدن میوه ی دلش

پا را به سویِ قبله چنان محتضر كشید

 

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به رویِ ماهِ كبودِ پدر كشید

 

شمسُ الشموس رویِ زمین اوفتاده و

فریادِ ای پدر، ز دلِ خود قمر كشید

 

آه از دمی كه زینبِ كبرایِ غم نصیب

آمد تن ِ امام زمانش به بَر كشید

 

با دستِ زخم خورده یِ خود دختر ِ علی

تیر ِ شكسته از تن ارباب در كشید

 

گُل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پایِ ساقه یِ یاسش تَبَر كشید



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:07 ب.ظ


شهادت امام هشتم ع

 

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

زهری توان مختصرش را گرفته بود 

معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است

یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود 

از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین

در انتهای کوچه سرش را گرفته بود 

تا رو به روی حجره خمیده خمیده رفت

از درد بی امان، کمرش را گرفته بود 

چشم انتظار دیدن روی جواد بود

خیلی بهانه ی پسرش را گرفته بود 

بر روی خاک بود که پیچید بر خودش

آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود 

افتاد یاد جدّ غریبی که خواهرش ...

... در بین قتلگه خبرش را گرفته بود 

دیگر توان دیدن اهل حرم نداشت

از بس که نیزه دور و برش را گرفته بود

وقتی که شمر آمد و کارش تمام شد

خلخال دختری نظرش را گرفته بود 

محمدفردوسی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:40 ب.ظ


شهادت امام هشتم ع

عرش را منتظر خویش دگر نگذارم

فرش را خسته و پیوسته قدم بردارم 

آن چنان قوت زانوی مرا زهر گرفت

که شده روز، چنان شام، به چشم تارم 

عرق سرد به پیشانی گرمم بنشست

یاد سجاد کنم با بدن تب دارم 

زهر از تشنه لبی حال مرا کرد عوض

یا حسین! از جگر سوخته، آتش بارم 

تازه لرزیدن زانوی تو را دانستم

یا حسین! درد غریبی تو شد افطارم 

 شهر انگار که اطراف سرم می چرخد

مادرا درد و غم کوچه دهد آزارم 

یا علی! وای که عمامه ام از سر افتاد

قوتی نیست که آن را به سرم بگذارم 

مثل پیغمبر اعظم ز بیانم جان رفت

قلم و لوح بیارید که بی گفتارم 

بس در این حجره ی در بسته به خود می پیچم

خسته شد جانم و پیچید به هم طومارم 

باقی عمر مرا از نفسم بشمارید

عمر کوتاه من و دردسر بسیارم

نعل تازه به سم مرکب مامون بزنید

که من از پیکر صد چاک، خجالت دارم

تازیانه بزنید از همه سو بر بدنم

زائر زینب کبراست دل خونبارم 

من از این حجره ی در بسته رها می گردم

که تمام است در این لحظه تمام کارم 

ای مقیم حرم پاک پیمبر پسرم

زائر روی پدر باش که جان بسپارم

محمودژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:39 ب.ظ


شهادت امام هشتم ع

من كه از زهر جفا پاره شده این جگرم

كنج این حجره بیاد غم دیوار و درم 

در كجایی ز مدینه تو بیا ای مادر!

تا ببینی كه فتادست بر این دل شررم

تشنه و بی كس و تنها چو به خود می پیچم

گر بیایی بگذارم به قدوم تو سرم

بارها از اثر زهر چو خوردم به زمین

یاد آن كوچه بسوزاند همه برگ و برم 

گه به خاك افتم و گه خیزم و گه ناله كنم

گاهی از غصه بگویم كه كجایی پسرم 

زهر مأمون به خدا كار مرا ساخته است

گشته راحت دگر آماده ز بهر سفرم 

من تأسی كنم از تشنه لبی بر جدم

تشنه لب می دهم این جان به ره دادگرم

گر كه شد حجره ی من قتلگهم یا الله!

دیگر از داغ پسر خم نشده این كمرم

 چایچیان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) شهادت
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:37 ب.ظ