تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع

ماه رجب سلام!

اشعارولادت امام محمدباقرعلیه السلام استادغلامرضاسازگار

ماه رجب سلام! که ماه محمّـدی
یـادآورِ شکـوه گلستـان احمـدی
آیینـه‌دارِ نــور خداونـد سرمـدی
از شـرقِ رحمتِ ازلـی باز سرزدی

ماه تـو نـور بـر دل اهل‌نظر دهد
میلاد چار حجت حق را خبر دهد

آغـاز مـاه تـو کـه به نام پیمبر است
میـلاد پنجمیـن ولـی‌اللهِ ‌اکبـر است
کز چار بحـرِ نور، فروزنده‌گوهر است
نجلِ دو فاطمه، خَلفِ پاک حیدر است

بعد از علـی، محمّد اوّل وجود اوست
ذکر ملک همه صلوات و درود اوست

ایـن باقـرالعلومِ خداونـد سرمـد است
این آفتاب حُسن خدا، وجه احمد است
مولای من محمّـدِ آل محمّـد است
گیتی ز مقدمش همه خلد مخلّد است

بـر خلـق سایـۀ کرمش مستدام باد
از شخص احمدش صلوات و سلام باد

جدش بوَد حسین و، حسن جد دیگرش
سجـاد بـاب و بنـت حسـن نیز مادرش
دانشــوران دهــر، همـه بنــدۀ درش
جاری ز لعـل لب همه‌جا درّ و گوهرش

بگذاشت پا به عالم هستی، سرم فداش
تنها نه جان و سر، پدر و مادرم فداش

در قدر و در مقام، حسین است این پسر
سر تـا قدم تمام، حسین است این پسر
در علم و در قیام، حسین است این پسر
آیینـــۀ امـــام حسین است ایـن پسر

بستـان حکمـت ازلی در ضمیر اوست
دانش به هر کجا که نهد پا، سفیر اوست

گاهی به عرش زمزمۀ حکمتش به گوش
گاهی به باغ، بیل کشاورزی‌اش به دوش
گه بـا کلام داده بـه اهـل کمـال، نوش
اهل کلام یکسـره در محضـرش خموش

دریا ز چشمـۀ دهنش موج می‌زند
آیات وحی در سخنش موج می‌زند

ای اصـل دیـن ولای تـو یا باقرالعلوم
وی ذکـر حـق ثنـای تـو یا باقرالعلوم
وی عرش، خـاک پای تـو یا باقرالعلوم
جـان جهـان فــدای تـو یا باقرالعلوم

مهر تو جان جان صلات و صیام من
پیوسته وقف تو، صلوات و سلام من

ای شیعــه را به مهر شما اقتـدارها
مـاه رجــب گرفتـه ز تــو اعتبارها
خورشید بر درت یکی از جـان‌نثارها
گردنــد دور کـوی تـو لیـل و نهارها

هر لحظه در بقیع تو صد کاروان دل است
هـر جا، روم مزار توأم شمع محفل است

من کیستم که خاک سرای شما شوم؟
لب واکنـم، قصیـده سـرای شما شوم
یـا مفتخـر بـه مدح و ثنای شما شوم
باشـد کـه تـا گـدای گدای شما شوم

لال است در ثنای تو مـولا زبان من
تو وصف خود بگوی ولی با زبان من

وقتـی عـدو بـه حضـرت تو گفت ناسزا
بـا حسـن خلـق و با گل لبخند از ابتدا
کردی به پاسخ از دل و از جان بر او دعا
ایـن اسـت قـدر و منـزلت و عـزت شما

تنها نه اینکه نام تو از من ربوده دل
خلق محمّدیت ز دشمن ربـوده دل

ای بر تو از خدا و رسولش سـلام‌ها
اهــل کــلام را ز کـلامت کـلام‌ها
بیچـاره و ذلیـل مقـامت «هشام»‌ها
در پنجــۀ تـو از همه دل‌ها زمام‌ها

توحید زنده از نفس صبح و شام تو
اسلام فخر کرده به نطق «هشام» تو

تو خلــق را مطاعـی و خلقت مطیع تو
برتــر ز اوج وهــم، مقــام رفیــع تـو
پیـران عقـل یکسـره طفـلِ رضیـع تـو
فـردوس گشتـه خـاک‌نشینِ بقیـع تـو

«میثم» اگـر قصیـده سرای شما شده
مشمول بذل و لطف و عطای شما شده


[ ]
[ مرتبط با ] : اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:20 ب.ظ


باقرم مشکل گشایم

هر که امشب هر چه خواهد من به او اعطا نمایم
هر که سودا هر چه دارد من به او سودا نمایم
هر که مشکل هر چه دارد مشکلش را وا نمایم
هر که ویزای بقیع خواهد زمن امضا نمایم

باقرم مشکل گشایم من تجلی خدایم
عالمی را رهنمایم پور شاه کربلایم

 



[ ]
[ مرتبط با ] : اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:18 ب.ظ


صحبت از عاشقی و عشق

صحبت از عاشقی و عشق جگر می خواهد
دم زدن از لب معشوق شِکر می خواهد
بال در بال مَلِک دور مَلَک چرخ زدن
نظر حضرت حق، همّت پَر می خواهد
به هواخواهی از یار، علمدار شدن
سینه ای همچو ابالفضل سپر می خواهد
آسمان موهبتی باز فرستاد زمین
صید این موهبت ای دوست هنر می خواهد
نیست معلوم حسن باز نوه خواسته است
یا دل حضرت سجاد پسر می خواهد

دامن فاطمه ای باز قمربار شده
علی دوم زهراست، پسردار شده

پسری آمده همنام رسول دو سرا
احمد دوّمی از نسل علی و زهرا
آمده تا که به اسلام اصالت بدهد
آمده تا که بود پرچم دین پابرجا
خاک می خورد علوم نبوی روی زمین
آمده تا که تکانی بدهد دنیا را
کیست او، آنکه بفرمود نبی در وصفش
باقرالعلم نبییّن و به "اَیٍّ بقرا"
شیعه شد زنده به هر جمله ی قال الباقر
شیعه باقی است به ابقای کلام آقا

آمده روشنی چشم رسول ثقلین
نوه ی مشترک و وارث خون حَسَنین

کیست مولا، نوه ی صاحب کشتی نجات
کیست آقا، پسر ذکر و دعا و صلوات
او همان زمزمه ی یهوه بود با موسی
او همان نور خداوند بود در میقات
او همان است که با نام شریف "باقر"
مژده ی آمدنش داده خدا در تورات
او همان است که از دور و برش می روید
صد هزاران گل خیرات، درخت برکات
عمل دشمن او چیست بجز بار گناه
لغزش شیعه ی او چیست به غیر از حسنات

مهر ارباب، قبولی عمل می باشد
بی ولایش  بخدا لعل، بدل می باشد

هر که سمت حرمش رفت بها می گیرد
از کرمخانه ی ارباب عطا می گیرد
نفس عیسوی اش داروی هر دردی است
کور از هُرم نفسهاش شفا می گیرد
گاه با دستخطش زنده کند مرده و گاه
با همان دست کرم، دست گدا می گیرد
گاه در مزرعه اش کارگری ساده بود
گاه در خانه ی وی مدرسه پا می گیرد
گاه با خاطره ی کودکی اش؛ تنهایی
به سر و سینه زنان بزم عزا می گیرد

چارساله پسری بود به همراه پدر
به سوی دشت بلا، کرببلا کرد سفر


[ ]
[ مرتبط با ] : اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:15 ب.ظ


ای جلوه ی جلال خدا
سرچشمه ی تمامی اندیشه های ناب
دانش پژوه مدرسه ی عشق بو تراب
اوصاف پاكتان چقدر بی نهایت است!
یك خط ز مدحتان شده موضوع صد كتاب
شك كرده ایم! اهل زمین باشی ای عزیز
ای جلوه ی جلال خدا در پس حجاب
امشب دوباره حضرت خورشید اهل بیت
از ماورای فاصله ها بر دلم بتاب
ما را دعا كنید همین لحظه از بهشت
آقا دعایتان همه دم هست مستجاب
این چهره ی سیاه مرا هم نگاه كن
شاید به یاد آوریم در صف حساب
من از پل صراط جزا با نگاهتان...
... مانند باد می گذرم تند و پر شتاب

ساعی ترین مدرس آداب زندگی
شیوا سخن، مفسر آیات بندگی

قله نشین دانش و دین، ای طلایه دار
كاوشگر رموز سماوات كردگار
تیغ كلام نغز شما در مناظره
پِی كرده است مركب دجال روزگار
هر كس كه خواست پیش شما قد علم كند
گشته میان معركه ی بحث تارومار
كوه بزرگ حادثه را بر زمین زدی
انگشت بر دهان شده این چرخ كجمدار
این چه تواضعی ست امام فرشته ها!
داری به پای خویش دو نعلین وصله دار
آقا شما كه واسطه ی فیض عالمید
حیف است مانده اید در این شهر بی بهار
ای كاش سمت كشور ما هم می آمدی
پس لا اقل به خانه ی قلبم قدم گذار

ای خضر مست میكده ی چشمه ی حیات
من تشنه ام‌‌ـ شبیه خودت ـ تشنه ی فرات

آموزگار مبحث جغرافیای دین
استاد فقه و خارج دانش سرای دین
دار و ندار زندگی ات را تو ریختی
تا آخرین دقایق عمرت به پای دین
از ابتدای كودكی ات خونجگر شدی
زخم زبان و طعنه شنیدی برای دین
با خشت خشت اشك نماز شب شما
مستحكم است تا به ابد پایه های دین
ای یادگار كرب و بلا، زیر كعب نی
سهمی عظیم داشته ای در بقای دین
دیدی سر بریده ی عباس را به نی
بر شانه ی كبود نهادی لوای دین
از نای زخم خورده تان می رسد به گوش
در مجلس یزید، صدای رسای دین

با اشك و آه، شعله به آیینه می زدی
عمری به یاد كرببلا سینه می زدی


[ ]
[ مرتبط با ] : اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:13 ب.ظ