تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب امام رضا (ع) مدح ومیلاد

شعرولادت امام رضا علیه السلام

شعرولادت امام رضا علیه السلام

تشنه سیراب شود از نم باران ، خوب است
در گذرگاه سحر ، زلف پریشان خوب است
حالمان در حرمت خسرو خوبان ، خوب است
پشت درهای حرم منتظر نان ، خوب است

سایه لطف شما از سرمان کم نشود
گردنم هیچ کجا جز حرمت خم نشود

نیست بودم که به دستور تو ایجاد شدم
من اسیرم که به دستان تو آزاد شدم
غصه ها رفت ز یادم همه ، دلشاد شدم
با نگاهت به خودم آمدم آباد شدم

اثر وضعی چشمان تو غوغا کرده
قطره را در وسط صحن تو دریا کرده

شاد هستم که دوباره شب میلاد شماست
دست بر سینه گذارید که هنگام دعاست
جای جای حرمت مأمن هر شاه و گداست
به دلم آمده  آقا که حریمت دل ماست

دل میان حرمت رنگ و جلا می گیرد
مس جان می دهد و شمش طلا می گیرد

مست و هوشیار، برای تو چه فرقی دارد
خواب و بیدار، برای تو چه فرقی دارد
شخص بیمار، برای تو چه فرقی دارد
و گنهکار، برای تو چه فرقی دارد

هرکه آمد حرمت از کرمت خواهی داد
جا به ما از کرمت در حرمت خواهی داد

هرکه آید به حرم دست تهی رد نشود
سایه ات کم ز سر آنکه نیاید نشود
راهی صحن و سرایت که مردد نشود
دل هرکس به تو نزدیک شد اسود نشود

دولت عشقی و در عشق خدایی آقا
واقعا درخور معنای رضایی آقا

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت
یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت
شیعه شد یکنفر، از دین مسیحا برگشت
مرده در صحن گوهرشاد به دنیا برگشت

من به قربان تو و معجزه های حرمت
زنده کرده ست مرا فکر دم و بازدمت

تو میان دل هر غمزده ای جان هستی
تو چراغ شب تاریک خراسان هستی
همه چون نوکر دربار و تو سلطان هستی
الگوی رهبری کشور ایران هستی

از ازل در دل او لطف شما بی حد شد
رهبرم با نظرت اهل خود مشهد شد

شعر چشمان تو دیوان غزل را آورد
مژده ی آمدنت ابر ، عسل را آورد
سوی مشهد بخدا لات محل را آورد
و خدا حی علی خیر العمل را آورد

آمدم باز پناهم بده آقای رئوف
شده یک بار تو راهم بده آقای رئوف

سالیانیست که با اسم رضایت، بندم
به همین حالت دربند، رضایتمندم
به قسم دادن زوار شما میخندم
گوشه باب جوادت گره ای میبندم

مرغ باغ رضوی ام که بهشتم آنجاست
مسجد و کعبه و محراب و کنشتم آنجاست

آهوانه به هوای حرمت آمده ام
زیر باران عجیب کرمت آمده ام
به امید کرم دم به دمت آمده ام
خاک راهم که به زیر قدمت آمده ام

وقت آن است که با روضه منور گردم
با دم یابن شبیب تو معطر گردم

مطب لطف تو را دیدم و بیمار شدم
واقعا در حرمت بود که بیدار شدم
دئبلت گشتم و دیوانه و بیکار شدم
من به امید عطای تو گنه کار شدم

همه ام نذر تو ای شافع عالی درجات
جهت زود رسیدن به خراسان صلوت

چَه چَه چلچله و شانه بسر وصف شماست
و درخشندگی شمس و قمر وصف شماست
بضعه منی پیغمبر، در صف شماست
ها علی بشر کیف بشر وصف شماست

همه جا وصف شما هست ولی کن محدود
مادرت روز ازل شعر برای تو سرود

پسر ارشد موسی ! ید موسی داری
سایه ای روی سر مردم دنیا داری
مثل زهرا و علی در دل ما جا داری
آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری

هیبتت‌ حیدری و عصمت تو زهرایی
کوری چشم حسودان ، چقدر آقایی

بارها در حرمت عقده گشایی کردم
تو شدی شاه برای تو گدایی کردم
و دم پنجره فولاد دعایی کردم…
با دعا در دل آقام چه جایی کردم

در حرم، حاجت من گشته روا بسم الله…
هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله…

واقعا ذات حسینی شما معلوم است
خواهرت مثل عقیله چقدر معصوم است
کربلا زینب و، قم، فاطمه ی معصومه ست
زینبت بود، که عاشق شدنش محکوم است

وقت آن است گریزی زنم از عشق به عشق
ذکر لا یوم کیومک ز دوبانوی دمشق

نام ارباب گذر واژه ی بین المللیست
مادح مجلس اصلیش خداوند جلیست
حال با اینکه همه مزه لبها عسلیست
نمک مجلس ما نام حسین ابن علیست

کمتر از چند دهه مانده بگوییم حسین
تن بی راس تو جامانده… بگوییم: حسینـ

امیر حسام یوسفی


************

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

بینوا هرچه نوا داشته باشد بهتر
درد این عشق صدا داشته باشد بهتر

آنقدر صاحب این روضه کرم دارد که
بیشتر هرچه گدا داشته باشد بهتر

قلبمان می زند، انگار… به نقاره زدند
شاه امروز شفا داشته باشد بهتر

هرکه افتاده مسیرش دم سقاخانه
عطش کرببلا داشته باشد بهتر

می نشیند به دل این حرف اگر، حرف بجاست
هرکسی زائر آقاست دلش کرببلاست

ریزه خوار کرم خوان شما بسیار است
پشت چشمت که رئوف است، دعا بسیار است

روی دیوار رواق تو قلم زد جبریل
درد اگر هست ، بیایید دوا بسیار است

وقت هایی که شلوغ است حرم، خادمتان
می زند جار بیایید که جا بسیار است

عاشق بی سر و پا دور و بر تو کم نیست
بده در راه خدا تذکره، پا بسیار است

من هوایی تر ازآنم که به گنبد نرسم
می رسد جان به لبم گر که به مشهد نرسم

اول عشق خودت هستی وآخر، حرمت
نرود عمر هدر قطع یقین در حرمت

چه نیازی به بهشت است مرا چون دارد
جلوه ی روز و شبش چند برابر حرمت

فیض دستان شما دانه برایم پاشید
تا کبوتر شدم و داد مرا پَرحرمت

لعنت الله بر آنکس که به تو ابتر گفت
چقدر داده فقط حاجت ابتر حرمت

هرکسی را گره کور به کار افتاده
گذرش بر حرم تو دوسه بار افتاده

تا مرا ریزه خور سفره دعبل کردند
چشم من را به قدمگاه تو مایل کردند

تو دعا کردی و افتاد دل ما یادت
یک سحر پرزد و شد زائر گوهرشادت

عمر مان رفت، تو کی می گذری ازکوچه
لبمان کرده به خاک قدم تو عادت

خضر با دیدنت افتاد به خواهش کردن
مرحبا بر تو و این دولت مادرزادت

چون پیاله، دلمان توبه که می کرد شکست
نیمه شب دور و بر پنجره ی  فولادت

محشری هست حریمت که خدا می داند
آسمان را افق چشم تو می چرخاند

می کنی معجزه هرآینه با هر انگشت
سر زلف تو که برباد رود، خواهد کشت

آخر و عاقبت ما شده انگار به خیر
نسل در نسل گداییم ،همه پشت به پشت

غیر تو هیچ نداریم میان عالم
پیش تو هیچ نداریم اگر واشد مشت

روز محشر به امید کرمت می آییم
دورآهوی نگاهت همه از ریز و درشت

لااقل تا دم محشر نشده محشر کن
پای تا فرق سرم گوش شده لب تر کن

از خودت روضه ی ارباب شنیدن دارد
مقتل از منظر چشمان تو دیدن دارد

باز افتاده کسی تشنه میان گودال
اصلاً این روضه به آخر نرسیدن دارد

عکس آن زلف که در دست حرامی افتاد
مثل زینب به خدا آه …. کشیدن دارد

صبح تا شب بکنم گریه، نمی فهمم که
آخر انگشت تنی پاره بریدن دارد؟

کرده گل غیرتم و باز به من برخورده
وای از چند طرف نیزه به این سر خورده 

رضا دین پرور


*****************

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

امشب که خدا با تو نمایان شده آقا
انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام بهشت ابدی را
هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس که رسیده است به جایی و مقامی
از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند که گنجینه ی عرشیم
درسینه ی ما عشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت
با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به میخانه، ترم کن
دستی سرگیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را
آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی
تا با تو حسن جلوه کند عرض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند
تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید که شب آمدنت باز بگویند
تقوای تو را ، زُهد تو را ، شوق دعا را

بوی تو ز پیر آهن یوسف گذری کرد
بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم
ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست
فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم
خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی
کس نیست گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت
پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسله العشق
تا خلق نویسند: تکی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم
گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد
ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد
صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم
آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی
اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است
بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد
حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را
ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی
ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم
ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم
ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم
خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند
مارابه سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیرشدآقا
کو کرببلا و نجفم دیر شد آقا 

حسن لطفی


*********************

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟
بی پناهم،خسته ام،تنها،به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها! به دادم می رسی؟
از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را،به دادم می رسی؟
ماهی افتاده بر خاکم،لبالب تشنگی
پهنه ی آبی ترین دریا! به دادم می رسی؟
ماه نورانی شب های سیاه عمر من !
ماه من،ای ماه من! آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا! به دادم می رسی؟
باز هم مشهد،مسافرها،هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد،آقا…به دادم می رسی؟


رضانیکوکار

*****************

شعرولادت امام رضا علیه السلام

تو را خدا نگذارید تا خدا بپرم

اگر بناست که تا عرش بی شما بپرم


به غیر بام شما هم مگر که بامی هست؟

قرار شد بپرم ، خب بگو کجا بپرم

بیا و بال و پرم را بچین تا نروم
از این به بعد اجازه نده مرا بپرم


ببین چگونه روی گنبد تو کز کردم

زیاد جا نگرفتم که ، پس چرا بپرم


در این محله عزیزم من آبرو دارم

فقط اجازه بده بی سر و صدا بپرم


حلال باد به پایش دو بال سوخته ام
چقدر شمع سحر گریه کرد تا بپرم


کریم، با تو پریدن به من نمی آید
“
گدات هستم و بهتر که با گدا بپرم


فقط منم که در این جمع دست و پا گیرم؟

شکسته بالم و حیف است با شما بپرم؟

نه جبرئیل امینم نه فطرسم اما
فقط بلد شده ام سمت کربلا بپرم


رضانیکوکار

********************

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

خانه را دزد زده یا همه را بخشیدی؟
تو همه زندگی ات را به خدا بخشیدی

به نظر پنجره فولاد شما جان دارد
او طبیب است زسوی تو،… شفا بخشیدی؟

قطب گردشگری ما ضعفا شد حرمت
این چه حجیست به ایوان طلا بخشیدی؟

داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم
جان آقای خراسان همه را بخشیدی

معرفت در گرانیست نه در پیش شما
رفقا و رقبا را عجبا ؛ بخشیدی؟

من به سگ بودن خود معترف هستم آیا
آن که دم میزند آدم شده را بخشیدی؟

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
نکند قاتل خود را به عطا بخشیدی؟

دعبل از ذوق شما واژه شعرش گل کرد
ذوق مرگیِّ هنر بر شعرا بخشیدی

در ضریح دلم انگار که باران بارید
به صلاح است سلاحم البکا بخشیدی

گنه من که ز دوری تو تکثیر شده…
خواستی باز نیایم که مرا بخشیدی

این چه حرفیست، شما تاج سری، آقایی
منت نوکریت را تو بما بخشیدی

بس که گفتم به حرم، جانِ رضا… بخشیدی؟
اسم و فامیلم عوض شد به “رضا بخشیدی”


امیر حسام یوسفی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:00 ب.ظ


شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

نجل حبل المتین امام رضاست
همه ی حرف دین امام رضاست

گر بپرسی ز کعبه، می گوید:
قبله ی هفــتمین امام رضاست

هم که شرط ورود در دِژِ حق
هم که حصن حصین، امام رضاست

با غلامان خویش هم سفره
با خدا همنشین امام رضاست

ابـتدای مســیر فهمــیدیــم
انتهای یقـین امام رضاسـت

از(بهشت رضاش)معلوم است
که بهشت آفرین امام رضاست

کُلّ ایران، رَعیتَّش هستند
شاه این سرزمین امام رضاست

به خدایی که واحد است و احد
بی مَثَل، بی قرین امام رضاست

واژه ی دل شکن، امام حسین
واژه ی دلنشین، امام رضاست

ای فراری از این حرم، فردا
کار ما با همین امام رضاست

آنکه جاروی صحن جامع اوست
بال روح الامین، امام رضاست

آنکه یک بار هم نشد بزند
روی ما را زمین، امام رضاست

آنکه با رأفتش نظر دارد
بر منِ بدترین امام رضاست

آنکه در حشر زائرانش را
می کند دستچین امام رضاست

  محمدقاسمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:58 ب.ظ


شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

شعرولادت امام رضا علیه السلام ـ

حرف دکتر هنوز مثل پتک
میزند بر سرش حقیقت را
دل و عقلش ولی نمی خواهند
بپذیرند واقعیت را

راهرو، مارپیچ طولانی
شده دهلیزهای تو در تو
یک نگهبان نهیب زد:آقا
به کجا میروید ؟ اما او

وارد آخرین اتاق شد و
بغض خود را به خنده ای پوشاند
کودکش را گرفت در آغوش
سخت او را به سینه اش چسباند

در و دیوار و تخت بیماری
نفسش را گرفته اند انگار
مثل کپسول اکسیژن بی جان
همسرش تکیه داده بر دیوار

چشمهایش سوالهایی سخت
مرد ماندست و بی جواب شده
چه بگوید ؟ بگوید ای مادر
همه هستی ات جواب شده؟

میزند از اتاق بیرون تا
باخودش خلوتی دوباره کند
با خودش اندکی قدم بزند
با خودش باز فکر چاره کند

بی هدف پرسه در خیابانها
کار چندین و چند ساعت شد
دنگ دنگی سه چار بار نواخت
چشم او خیره روی ساعت شد

وسط جمعیت به خود آمد
روبروی طلا ترین ایوان
دست بر سینه بغض او وا شد
السلام و علیک یا سلطان

سالها بعد در همان نقطه
دختری در حریم آن سلطان
دست برسینه مثل بابایش
خیره مانده به زردیِ ایوان


  سیدحسن رستگار



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:56 ب.ظ


باب الجواد

خوش باشد اینکه نام من نوکر بماند

خوش تر هم اینکه نام تو دلبر بماند

وقتی تو صاحب خانه ای در این ضیافت

بیچاره آن کس در حرم کمتر بماند

بهر طواف گنبد و گلدسته هایت

باید همیشه در حرم کفتر بماند

باب الجواد تو مرا سجاد کرده

ای خوش که نامش بر سر سردر بماند

من عاشقی دیدم که در سجده به سویت

میخواست تا آخر بر این باور بماند...!!!

بوسه زدم بر آستانت مست کردم

بگذار این لب بر لب ساغر بماند

پروانه را وعده مده بر روز دیگر

امشب بسوزان تا که خاکستر بماند

نسل طهورایی تو از نسل زهراست

تا حشر نسل دشمنت ابتر بماند

ایوان طلایت دیدم و دل تا نجف رفت

باید که این دل ذاکر حیدر بماند

ای کاش هر کس نوکر آل علی شد

با معرفت او تا دم آخر بماند

ای کاش روزی زائری هم در حریم و

دولت سرای حضرت جفر بماند...

شیرازی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:37 ب.ظ


مانده ام بین دو راهی

مانده ام بین دو راهی بروم یا نروم؟!

یک قدم رفتم و آهی... بروم یا نروم؟!

عقل میگفت: برو دیر شود اما عشق

تشنه ی نیم نگاهی...بروم یا نروم؟!

بعد از این جز حرمت جای دگر دل نرود

نیست غیر از تو پناهی... بروم یا نروم؟!

سجده ی سوی حرم جان مرا سیر نکرد

در سرم فکر گناهی...بروم یا نروم؟!

خادم صحن گوهرشاد توام آقاجان

چه بخواهی چه نخواهی... بروم یا نروم؟!

رمضان رفت...حرم رفت...من بیچاره

نه کسی و نه سپاهی...بروم یا نروم؟!

به عقب رفتن من فلسفه دارد به یقین

مانده ام بین دوراهی بروم یا نروم؟

شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:33 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:51 ق.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

امام رضا(ع)-مدح و ولادت

خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان

که آفرید مرا از غبار جاده تان

وبال گردن تان بودم از همان آغاز

بعید هست بیایم به استفاده تان

ببین چه ساده برایت به حرف می آیم

فدای این همه لطف و صفای سادۀ تان

به لطف چشم شما دل همیشه آباد است

خدا کند که بمانم خراب بادۀ تان

خدا نوشت ازل در شناسنامۀ دل

که ما غلام شماییم و خانوادۀ تان

از آن زمان که از این خاک پاک پا شده ام

گدای دائمی حضرت رضا شده ام

بهشت کوچک دامان مادری آقا

تو میوۀ دل موسی بن جعفری آقا

شب ولادت تو در مدینه می گفتند

ز راه آماده خورشید دیگری آقا

دخیل بسته ام امشب به گاهواره تو

رواست حاجتم ار سر برآوری آقا

اگر چه منشاء نور شما یکی باشد

تو بین باغ خدا طعم نوبری آقا

که خوانده است ولی عهد خود تو را وقتی

که تو برای خودت یک پیمبری آقا

تویی که صاحب اوصاف بی حدش خواند

همان که عالم آل محمدش خواند

مهی که چشمۀ چشم تو در تلاطم شد

طلوع مشرقی آفتاب هشتم شد

چه حکمتی است که قبل از شروع موسم حج

طواف قبلۀ هشتم نصیب مردم شد

فقط برای تماشای دانه پاشی تان

دل کبوتریم نذر چند گندم شد

شبیه محشر کبراست صحن های حرم

که در شلوغی هر روزه اش دلم گم شد

به سوی پنجره فولاد حاجتی آمد

دخیل بست و گرفت و غمش تبسم شد

ز کوچه های حرم آفتاب می جوشد

ز دست حوض فرشته شراب می نوشد

تو بحر هستی و کس نیست از تو دریاتر

تو آفـتـابی و از هـر بـلـند بـالاتر

تو نسل نوری و هر چند هشتمین خورشید

ولی ندیده زمین در خود از تو پیداتر

اگر چه باغ بهشت خداست رویایی

ولی بهشت نگاه تو هست رویاتر

از ابتدای ازل چشم هیچ آهویی

ز چشم های تو هرگز ندیده شهلاتر

در آستین بدون عصای تو موسی است

و از مسیح نفس های تو مسیحاتر

نفس نه، گوشه ی چشمی اگر بیندازی

دوا نه، در دل ما مرکز شفا سازی

فدای نام صمیمی و شاعرانه تان

که باز کرده دلم را به سوی خانه تان

بود دست من و بی هوا هوایی شد

گمان کنم که گرفته دلم بهانه تان

نشسته ام به سر دوش گنبدت آقا

بیا و پر مده مرغی ز آشیانه تان

دوباره حرف زیارت دوباره حرف حرم

دوباره حرف کبوتر به آب و دانه تان

چه قدر عمق بلند کلامتان زیباست

میان صحبت شیرین و عامیانه تان

بخوان که هر چه بخوانی برای ما زیباست

رسیدن تو به این خاک هدیه زهراست

کسی که بر لب خود ذکر یا رضا دارد

میان سینه ی زهرا همیشه جا دارد

اگر که بر نخورد بر خدا کجا کعبه

به قدر این حرمت این همه صفا دارد؟

کنار پنجره فولاد مادری خسته

برای کودک خود دست بر دعا دارد

گرفته دامنه های ضریح را مردی

به گریه حاجت امضای کربلا دارد

و نذر روضه ی زهرا نموده می خواند

عقیق سبز علی رنگ کهربا دارد

میان خانه که بستند دست مولا را

میان کوچه شکستند دست زهرا را

وحید قاسمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:34 ق.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

امام رضا(ع)-مدح و ولادت

سلام بر تو اماما، تو را سلام، امام!

شکسته ایم ز داغی بزرگ امام، امام!

غریب  را  ننوازد  مگر  امام  غریب

غریب آمده ام پیش تو سلام ، امام!

غلام حلقه به گوش تو ماه و خورشیدند

متاب روی از این کمترین غلام ، امام!

قصیده دارم و چشم انتظار اذن توام

اجازتی که بخوانم تو را به نام ، امام!

بجز مقام "رضا" از رضا طلب نکنم

فقیر حالم و مستغنی از مقام، امام!

مرا دلی ست که پیدا نمی کنم آن را

دلی که گم شده در موج ازدحام، امام!

غم غریبی و اندوه کودکان، تب مرگ

گلایه از که کنم؟ شکوه از کدام؟ امام!

اگر چه شب شب شادی ست، دل عزادار است

بگو که خنده حلال است یا حرام؟ امام!

تویی که زهر جفا خورده ای ببین ما را

زمانه زهر جفا می کند به جام، امام!

تویی جواز نماز دل شکستۀ من

تویی رکوع و تویی سجده و قیام، امام!

تویی که واسطه العقد آل یاسینی

تویی حلاوت ذکر علی الدوام، امام!

تو شرط عشقی و بر کوه های نیشابور

خدا نوشته به فیروزه این پیام، امام!

در این مصیبت عظمی چه جای مولودی

شکست پشت من و قامت کلام، امام!

شکسته پشت مدینه ،شکسته پشت بقیع

شکسته است دل مسجدالحرام ،امام!

در این سپیده که میلاد آفتابی توست

بخوان شکسته دلان را به بارعام، امام!  

به حاجیان بگو از راه کعبه برگردند

به خاکبوسی این خیمه و خیام ،امام!

گرسنه اند یتیمان، مگر ز سفرۀ تو

تبرّکی ببرم پاره ای طعام، امام!

کبوتران پریشان چه می کنند آن جا؟

پریده اند به روی کدام بام؟ امام!

گذشت هفته ای از غم، امام هشتم عشق

تمام کن غم و اندوه را ، تمام، امام!

به خانه های شکسته بگو که برخیزند

به احترام تو، آری، به احترام امام

شد درست بگویم تمامت غم را

نشد تمام شود شعر ناتمام ، امام!

هماره پرتو ماه تو باد بر سرمان

هماره سایۀ مهر تو مستدام، امام!

وداع با تو سلامی دوباره است ، سلام

سلام بر تو اماما، تو را سلام، امام!

علیرضا قزوه



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:30 ق.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

زباغ خلد نسیمی وزید روح نواز

که گشت یکسره چون خلد سر زمین حجاز

از آن نسیم جهان را همه صفا دادند

قلوب اهل ولا راهم جلا دادند

از آن نسیم مدینه همه گلستان شد

دو باره خرّم وشاداب باغ وبستان شد

بیا که شهر مدینه منوّر است  زنور

که جلوه کرد دوباره خدا زوادی طور

بیا که لیلۀ میلاد خسرو طوس است

شب عنایت پروردگار قدّوس است

خدا دری زعنایت به روی خلق گشود

زلطف خویش به موسی وصی عطا فرمود

مگو که خانۀ موسی بگو بهشت برین

 بهشت گشت عیان این چنین به روی زمین

بیا که باغ جنان است خانۀ موسی

ببین شکوفه دمیده زشاخۀ طوبی

جناب نجمه به دامان خود گلی دارد

گلی به پاکی وزیبائی علی دارد

 جمال انور او تا که عالم آرا شد

سرای موسی جعفر چو طور سینا شد

خدا به نجمه پسر داد  مرحبا نجمه

زشوق داد سخن داد  بارضا نجمه

همی نگاه نماید به چهرۀ فرزند

ود عیان زکنار لبشش گل لبخند

ببین زنجمه صفای دل و تکامل را

نمود هدیه به موسی بن جعفر این گل را

جهان  دوباره معطّر شده مبارکباد

عروس فاطمه مادر شده مبارکباد

بیا که موسی آل نبی پدر گردید

امام  هفتم ما صاحب پسر گردید

مبارک است به موسی بن جعفر این میلاد

شب ولادت فرزند خود بود دلشاد

 پدر نگاه نماید به چهرۀ فرزند

عیان شود زکنار لبش گل لبخند

مبارک است بسی ، این ولادت مسعود

سوم علی است میان ائمّه این مولود

خدا علی وخدا عالم وخداست رضا

 زخلق وخوی خداوند کی جداست رضا

رضا به اذن خداوند هست وجه الله

نه آنکه وجه خدا بلکه هست عین الله

رضاست حجت پروردگار بی همتا

هموست نسل بشررا هماره راهنما

چه گویم از گل رخسار نازنین او

قمر زطلعت او سر به جیب برده فرو

رضا که چهرۀ او مثل قرص خورشید است

قسم به ذات خدا او تمام توحید است

رضا که جلوۀ انوار او دل افروز است

چنان قمر به شب و همچو شمس در روز است

رضاست بضعۀ احمد روان پیغمبر

رضاست روشنی دیدگان پیغمبر

رضاست نور دو چشمان حیدر کرّار

رضاست عالم اولاد احمد مختار

رضا به چهرۀ خود نور سر مدی دارد

رضا گلی است که بوی محمدی دارد

سمیّ جدّ گرامش علی است این مولود

پس از پدر به خلائق ولی است این مولود

بگو به پیرو آل علی حبیب آمد

برای دارو ودرمان ما طبیب آمد

رضا طبیب و رضا دارو ورضا درمان

رضاست مونس غمدیگان ومحرومان

رضا امید دل دل شکستگان باشد

پناه ومأمن وملجای خستگان باشد

امام هشتم  ما شیعیان رضاست رضاست

که بارگاه شریفش به خاک کشور ماست

بگیر دامن اورا که اورئوف بود

توسّّل هر که بدو  جوید او عطوف بود

رضا تبلوری از شرع اقدس نبوی است

امامتش زخدا و ولایتش علوی است

حدیث سلسله را حضرت رضا معناست

که پیروی از او فی الحقیقه شرط ولاست

رضا که پادشهان چون گدای کوی ویند

گدای یک نگۀ مرحمت زسوی ویند

رضا که بارگهش مشهد خراسان است

رضا که کشور دل را امیر وسلطان است

همو به کشور ما ارزش وبها داده

حریم قدسی او طوس را صفا داده

به بارگاه ملک پاسبان او نگرید

به زیر قبّۀ او لذّت بهشت برید

مقام ومنزلت وجایگاه اوست رفیع

برای زائر قبرش رضا سه جاست شفیع

ثواب حج ببرد هرکه زائرش گردید

که این حریم بود چون حریم حیّ مجید

اگر نشد که کسی کعبه را طواف کند

سزد که مضجع این شاه را مطاف کند

رضاست حجّ فقیران فقیر او مائیم

زیارتی که به امضاء اوست می خواهیم

گدای درگه اوئیم وافتخار ماست

که پور موسی جعفر برای ما مولاست

گدای درگۀ او باش وپادشاهی کن

به جمله پادشهان فخر هرچه خواهی کن

 گدائی درِ این خانه  فوق آقائی است

قدم زدن به حریمش چو عرش پیمائی است

چه افتخار از این به که اهل ایرانیم

هماره ریزه خور خوان شاه خوبانیم

خدا به مردم ایران چه نعمتی که نداد

رضا وحضرت معصومه را به ایران داد

از این برادر وخواهر رسد به ما برکات

برای مردم عالم شدند باب نجات

رضاست حافظ این انقلاب وکشور ما

رضاست حامی با قتدار رهبر ما

دعای اوست که این ملک جاودانی شد

حکومتش به جهان صاحب الزمانی شد

 خدا گواست که دست رضاست بر سر ما

هموست راه نشان می دهد به رهبر ما

 اگر نبود عنایات کوکب هشتم

اگر نبود از او خواهری به شهر قم

چگونه فتح وظفر بهر ما میسّر بود

اگر نبود چنین  خصم دین مظفّر بود

وجود حضرت معصومه ورضا سبب است

که روزدشمن اسلام وانقلاب شب است

 به مدعی برسانید عِرض خود نبرد

زوال ونیستی از بهر خویشتن نخرد

بگو که فتنه مکن زآنکه مارضا داریم

ولی ذوالمن و مرآت حق نما داریم

به نقش پرده اگر حضرتش اشاره کند

 عدوی را زغضب شیر پاره پاره کند

 زپرچمی که برآن گنبد طلاست بخوان

که راه خلد برین را دهد به شیعه نشان

 خوشا دلی که در آن دل بود ارادت او

طپیدنش همه دم باشد از ولایت او

اگر قصیدۀ تو  (( محسنی)) رسا باشد

زلطف ومرحمت حضرت رضا باشد



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:20 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

خورشید که بوسه بر رخ خاور زد

در سینه دلش مثل پرستو پرزد

با رنگ طلا نوشت بر دفتر صبح

از دامن نجمه نجم ثاقب سرزد

***

پیغام سپیدۀ سحر می آید

خورشید زپشت ابر در می آید

دلها متوجّۀ خراسان هستند

 چون قبلۀ هفتم زسفر می آید

شفق



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:19 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

امام رضا(ع)-مدح و ولادت

باز در عرش خدا ولوله بر پا شده است

دری از عرش به سمت دل ما وا شده است

از دحام  است  درِ بیت  امام  هفتم

جن و انس و ملك آنجاست چه غوغا شده است

همگی با دلتان راهی آنجا بشوید

همه تبریك بگویید كه بابا شده است

آنكه عالم همگی محو جمالش هستند

به رخ گل پسرش محو تماشا شده است

آمده  آنكه  نوشتند  شبیه  زهرا

پارۀ جان و تن حضرت طاها شده است

پسر حضرت موسی به جهان آمده و

پا ركابش همه جا حضرت عیسی شده است

السلام ای همه جا حضرت خورشید شده

روز میلاد تو در هر دو جهان عید شده

با تو هر روز خراسان به خودش می بالد

نه خراسان همه ایران به خودش می بالد

نه خراسان و نه ایران به خداوند قسم

همۀ عالم امكان به خودش می بالد

چونكه روی لب تو لحظه به لحظه جاریست

ثانیه ثانیه قرآن به خودش می بالد

منتصب بر تو شده گنبد و ایوان طلا

این شده گنبد تابان به خودش می بالد

من قسم می خورم این واژه برازندۀ توست

با شما واژۀ سلطان به خودش می بالد

چونكه در گوشۀ ایوان تو جا خوش كرده 

بر سر خوان تو مهمان به خودش می بالد

یوسفان در دو سرا محو رخ ماه توأند

پادشاهان جهان بندۀ درگاه توأند

سجده در گوشۀ ایوان طلایی عشق است

نوكری بر سر كوی تو خدایی عشق است

هر كسی عاشق پابوسی لیلای خود است

در دم مرگ كنارم تو بیایی عشق است

ضامن آهوی صحرا شدنت جای خودش

اینكه در روز جزا ضامن مایی عشق است

تا ابد قبله نمای دل من سمت شماست

اینكه در كشور ما قبله نمایی عشق است

همۀ عرش و زمین را به گدایی بدهند!

باز می گوید از این خانه گدایی عشق است

كعبه و كرببلا هر یكشان عرش خداست

اینكه هم كعبه و هم كرببلایی عشق است

ای كه در كشور ما عرش معلا داری

آنچه خوبان همه  دارند تو یك جا داری

ای كه در چهرۀ خود شمس منور داری

در شجرنامۀ خود نام پیمبر داری

نوۀ صادقی و ذریۀ شیر خدا

خوش به حال تو كه چون فاطمه مادر داری

فرصت جنگ نشد تا كه بفهمند همه

تو به بازوی خودت قدرت حیدر داری

همه در صحن تو مشغول به کاری هستند

چقدر دور و برت خادم و نوكر داری

چه بزرگان كه میان حرمت خاك شدند

تو خودت ماهی و دور و برت اختر داری

با جوادت برو در سوریه زینب تنهاست

تو حسین ابن علی هستی و اكبر داری

تیغ بردار و پناه حرم زینب شو

ما سپاهیم و تو صاحب علم زینب شو

تو خودت بر سر دوشت علمش را داری

در دلت روضۀ آن قد خمش را داری

گرچه در کشور ما از حرم او دوری

از همین دور هوای حرمش را داری

بارها سوریه رفتی به طواف حرمش

حتم دارم که غبار قدمش را داری

بار آخر که رسیدم حرمت، محزون بود

به گمانم که تو در سینه غمش را داری

بکش آهی که پلیدان همگی دق بکنند

مطمئنم که تو در سینه دمش را داری

بنویس عمۀ من خود سپر مولا بود

بنویس از ته دل، تو قلمش را داری

بنویس عمۀ ما مثل دری در صدف است

هر که توهین بکند با خود مولا طرف است

مهدی نظری



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:15 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

اینجا همه محو ذكر یا هو شده ایم

فارغ ز  خود و هرچه هیاهو شده ایم

هر چند  كه  تشنه ایم  اما  به  خدا

سرمست  می  ضامن آهو  شده ایم

------------------

اینجا همه رازهای خود می گوییم

انوار خدا ز جان و دل می جوییم

هرچند كه آلوده ولی در اینجا

شرمنده  لطف  ضامن آهوییم

---------------

در غربت و غصه ام تو دلدار ی ده

یك جرعه از این چشمه بس جاری ده

غیر از تو كسی نیست كه لطفی بكند

یا  ضامن آهو ! تو  مرا  یاری ده

--------------------

قلبی  همه  نور و  جان آگاهم  ده

عذرم  بپذیر و عزت و  جاهم   ده

مهمانم و با  هزار  امید  آمده ام

یا ضامن آهو ! تو خودت راهم ده

سید حبیب حبیب پور



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:05 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

مهرت نشسته بر دل من ایهالرئوف

هستی تمام حاصل من ایهالرئوف

عشق تو گشته قاتل من ایهالرئوف

نامت علاج مشکل من ایهالرئوف 

امشب دوباره سائل تو یاابالحسن

می گوید از فضائل تو یا ابالحسن 

اصلا تمام شعر و غزل ها برای توست

بر روی سینه ام اثر رد پای توست

صدها هزار حاتم طایی گدای توست

صدها هزار حضرت یحیی فدای توست 

"پیغمبران عرش خدا در تحیرند

بر ساحت مقام شما غبطه میخورند"(۱) 

در امتداد نسل طهورای کوثری

محبوب قلب حضرت زهرای اطهری

آقا تویی که عالم آل پیمبری

اصلا تمام هستی موسی بن جعفری 

مژده رسیده سمت زمین با ظهور تو

بال ملائکه شده فرش عبور تو

پیچیده است در همه جا لطف بی حدت

بالاتر از تمامی افلاک گنبدت

قبله نمای اهل سماوات مرقدت

زیباتر از بهشت خداوند مشهدت

این سینه می تپد به تمنای یاد تو

باب المراد ما شده باب الجواد تو

مبهوت روی ماه شما ماه و آفتاب

دیوانه ی حریم توام یابن بوتراب

چون یاکریم بام بلند تو باشتاب

پر میزنم صبح و مسا صحن انقلاب 

دل میبرد همیشه ز مجنون شب رو ات

چون کوچه باغ های بهشت خسروی نو" ات

ای پادشاه کشور دل شاه بی بدیل

هستی تو حیدری نسب و فاطمی اصیل

دل بسته از ازل به عبای شما دخیل

" آئینه کاری حرمت کار جبرئیل "(۲)

بر پای تو عرب و عجم بوسه میزنند

بر سنگ فرش های حرم بوسه میزنند 

شکر خدا که روز وشبم محضر توام

ممنون لطف و مرحمت مادر توام

شکر خدا ز روز ازل نوکر توام

نه نوکر تو نوکر "شیخ جعفر "(۳) توام

" ای آن که خاک را به نظر کیمیا کنی

آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنی (۴) 

در ساحل نگاه ترم جذرومد مکن

ای بهترین منجم عالم رصد مکن

من زیر خط صفرم و صحبت ز صد مکن

یا ایهالرئوف خدا خوب و بد مکن

آهویی از قبیله ی عجمت میشوم که من

آهو نشد سگ حرمت میشوم که من

از من مرا بگیر و مرا تا خدا ببر

با خود مرا به جاده ی بی انتها ببر

هم مکه و مدینه و هم سامرا ببر

هم کاظمین و هم نجف و کربلا ببر 

مانند طفل دربه دری گریه میکنم (۵)

آقا مرا حرم نبری گریه میکنم

پیچیده است زمزمه های عجیب تو

پیچیده است حرف و حدیث غریب تو

پیچیده است ناله ی امن یجیب تو

پیچیده است روضه ی یابن الشبیب تو

ای روضه خوان روضه بخوان گریه ای كنیم

نوحه بخوان لطمه زنان گریه ای كنیم

آقا بگو كه لشگرشان تار و مار شد

آقا بگو سنان حرام زاده هار شد

آقا بگو كه حرمله هم دست به كار شد

وقتی سه شعبه ای به كمانی سوار شد 

دشداشه رفت كنار كثیفی اشاره كرد

قلب عزیز فاطمه را پاره پاره كرد

اقا بگو كه حیله و نیرنگ می زدند

با تیر و تیغ و نیزه هماهنگ می زدند

اقا بگو به صورت او سنگ می زدند

آقا بگو به پیرهنش چنگ می زدند

حیوان صفت به قتل حسین تیغ میكشید

بالای تل خواهر او جیغ میكشید

علیرضا خاکساری 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:38 ق.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

امام رضا(ع)-مدح 

بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ  رضا  این‌ جاست

بیا كه  مشرق انوار  كبریا  این‌ جاست

بیا به طور تجلی بیا به بزم حضور

بیا كه معنی والشمس و والضحی این‌جاست

دری كه هر كه بساید  به  آستانش  سر

ز رنج و محنت و غم می‌شود رها این‌جاست

اگر كه ملتجی و  مضطر  و  پریشانی

بیا كه مقصد ارباب التجا  این‌ جاست

بیا به عرض نیاز و ادب كه ز امر خدا

كسی كه تابع حكمش بود قضا این‌جاست

به‌هوش باش در این آستان عرش‌نشان

كه ركن دیـن خدا، فخر ماسوا این‌جاست

بیا كه درگه شمس الشموس، رأس رئوس

كه خلق راسـت به خلاّق رهنـما این‌جاست

مزار رهبر هشتم امان خلق جهان

قویم عروه دیـن مشهد لقا این‌جاست

بـه پای عجز و بـه حال خلوص درآی

به ایـن حرم كـه سرِچشمـۀ بقـا این‌جـاست

بیا به روضۀ رضوان و وادی ایمن

بیا كه حجْـر و حجَـر، زمزم و صفا این‌جاست

دهید مژده به بیمار و دردمند غمین

كه آن‌كه هست به درد و مرض شفا این‌جاست

جمال صبح ازل، نـور دیـدۀ حیدر

سلیل خیر رسل ختـم انبیـا این‌جاست

امام ثامن ضامن علـیّ بن مـوسی

بـزرگ حجت حق، آیت خدا این‌جاست

بیـا بیـا و طلـب كن هـر آن‌چـه می‌خواهی

كه منبع كرم و معـدن سخـا این‌جـاست

بیا چـو «لطفی صافی» بگو به بانگ رسا

بیا كه روضۀ سلطـان دین رضا این‌جاست

به گوش «لطفی صافی» سروش غیب، سرود

بیا كـه روضۀ سلطـان دیـن، رضـا این‌جاست

آیت الله صافی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:36 ب.ظ


امام رضا (ع) مدح ومیلاد

امام رضا(ع)-مدح و مناجات 

آن حریمی که در آن دل ها کبوتر می شود

پر زدن تا محضر زهرا میسر می شود

عشوۀ معشوق و ابراز نیاز عاشقان

به وصال عاشق و معشوق منجر می شود

این نسیم عفو از آب و هوای گنبد است

هر سحر کل حرم از آن معطر می شود

در کنار دست صاحبخانه منزل می کند

زائری که وارد صحن مطهر می شود

آب سقاخانه اینجا طعم کوثر می دهد

عطر و طعمش موجب ایمان کافر می شود

هر دلی اینجا توسل کرد عرشی می شود

هر سری اینجا به خاک افتد سرور می شود

با تمام غصه ها هر طور می شد آمدم

گفتم از مشهد به بعد اوضاع بهتر می شود

من هو یعطی الکثیر بالقلیل آقای ماست

پاسخ یک خواهش اینجا صد برابر می شود

خوش به حال زائری که بعد مشهد آمدن

دل پسند زادۀ موسی بن جعفر می شود

عطر و بوی کربلا دارد حریمت، این گدا

کی دوباره زائر ارباب بی سر می شود

از حرم تا قتلگه، از قتلگه تا به حرم

                                       این مسیر از اشک های فاطمه تر می شود
                                                           
                                                     قربانچه


[ ]
[ مرتبط با ] : امام رضا (ع) مدح ومیلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:27 ب.ظ