تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب وداع با ماه مبارک رمضان

مناجات با خدا در عید سعید فطر

مناجات با خدا در عید سعید فطر

خواهم به چشمه سار دو چشمم وضو كنم

دل را به یاد تو ، ز گنه  شستشو كنم

بار دگر به درگه لطف تو آمدم

تا با سرشك و ماتم دیرینه خو كنم

من كیستم كه با تو كنم گفتگو ، مگر

رخصت دهی كه با تو دمی گفتگو كنم

من لایق محبّت تو نیستـم ، ولی

بگذار رو به آیۀ «لاتقنطو» كنم

ماه صیام رفت و نبخشی اگر مرا

من با چه رو به درگه لطف تو رو كنم

آورده ام شفیع، همه  اهلبیت را

تا از حضور تو طلب آبرو كنم

باغ دلم ز عطر ولایت صفا گرفت

دیگر كجا سزد طلب رنگ و بو كنم

تا ره به آستان تو جویم ، پناه خویش

جز درگـه حسین كجا جستجو كنم

من سینه چاك عشق حسینم به غیر عشق

این زخم سینه را به چه چیزی رفو كنم

در عید فطر عیدی خود را ز  محضرت

اخلاص در عمل، ز تو من آرزو كنم

ذكر جمیل و ناب«وفائی» است این سخن

اخلاص ده كه زندگیم را  نكو كنم

وفایی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:50 ب.ظ


عید سعید فطر-رباعی

عید سعید فطر-رباعی

یک سال اگرچه در زمین گِل بردیم

غفلت زده ، بار کج به منزل بردیم !

مجنون خدا شدیم اما یک ماه

سی روزِ تمام ، از خدا دل بردیم

***

سی روز گذشت و سی صنم را کُشتیم

با ذکر «صمد» ، منم منم را کُشتیم

اهریمن نَفس را زمین کوبیدیم

«من رستم پیل افکنم !» را ، کُشتیم

***

هر چند هبوط ، جان انسان را سوخت

عصیان و گناه ، روح ایمان را سوخت

در لیله ی قدر ، چون به حق برگشتیم

بیداری ما ، دماغ شیطان را سوخت

***

سی روز «خلوص» را تبسم کردیم

در محضر دوست ، خویش را گم کردیم

گفتیم خدا و دل بریدیم از خاک

با لهجه ی آسمان ، تکلم کردیم

***

سی روز گذشت ، سی شب نورانی

بر خوانِ فرشته ، سی سحر مهمانی

سی فرصت ناب از برای توبه

تا حضرت نَفس ! را کنی قربانی

***

سی روز گذشت ، سی سحر ، سی فرصت

سی روز پرندگی ، رهایی ، رحمت

شد روزه ، ولی دل زمینگیرت را

بر سفرۀ آسمان نکردی دعوت !

***

سی روز گذشت و سی گلستان دیدیم

نقشی ز جمال حضرت جان دیدیم

از خویش برون زدیم و «یا هو» گفتیم

در آینه ی صیام  ، انسان دیدیم

***

سی روز گذشت و عشق را فهمیدیم

از حکمت آب و آینه پرسیدیم

در لیلۀ قدر ، ذکر «یاهو» گفتیم

در آینه ی سحر ، خدا را دیدیم

***

در مشهد عشق ، گرم «یاهو» بودیم

مهمان عزیز سفرۀ او بودیم

افطار به ذکر «یا رضا» وا کردیم

ما دلشدۀ «ضامن آهو» بودیم

***

سی روز گذشت و عید فطرت آمد

بوی خوش همدلی و وحدت آمد

خندید خدا و شد گلستان دنیا

ای دل شدگان ! بهار رحمت آمد

***

سی روز گذشت و سی سحر آیینه

در پرتو روزه ، صیقلی شد سینه

شد روزه و جمعه آمد و عید آمد

ای خوب ! ظهور کن در این آدینه

اسماعیلی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:48 ب.ظ


مناجات پایان ماه مبارک

مناجات پایان ماه مبارک

لحظات دعا، خداحافظ

روزهای خدا، خداحافظ

لحظات غریب قبل سحر

بوی افطار هر شب مادر

ظهرهای کلافه‌ی بی‌حال

جزءهای نخوانده‌ی امسال

ذکرهای نهفته زیرِ لب

مثل تصمیم‌های "از امشب..."

ذکرمان گشت ربنا، افطار

پای هر سفره آتنا، افطار

چه‌قدَر با خدات کردی حال؟

پلک بر هم زنی شده شوال

چشم‌های به در، خداحافظ

لحظات سحر، خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظه‌های غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه‌قدَر مانده است تا ساحل

رمضان رفت، ای دل غافل!

راه باز است، تو نمی‌بینی

میوه‌ی بغض را نمی‌چینی

خویش‌تن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام، یا اشک!

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب‌الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم، چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول، یک قدم است

السلام علیک! دل‌تنگم

ای بمیرم که مایه‌ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نُه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن

رحیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:37 ب.ظ


وداع با ماه مبارک رمضان

وداع با ماه مبارک رمضان

ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم

یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم

هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان

با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم

دارند سفره های تو را جمع می کنند

با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم

سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام

ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم

نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش

پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم

این حال خوش که سرزده در تار و پود من

ای کاش ماندگار شود در وجود من

تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم

تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم

این رحمت خداست که یاری نموده تا

دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم

شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب

ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم

با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن

حتما برات کرببلا را گرفته ایم

والله این بزرگترین افتخار ماست

از دست او نشان گدا را گرفته ایم

داریم امید اینکه خدایی شدیم ما

تا سال بعد کرببلایی شدیم ما

وقت وداع با تو به هر حال می رسد

ماه خدا چه زود به شوال می رسد

این بنده با گناه به ماه خدا رسید

حالا به عید فطر سبکبال می رسد

شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت

شاید عزیز فاطمه امسال می رسد

شاید به کربلا نرسد دست ما دگر

اما به دامن علی و آل می رسد

فرقی نمی کند رمضان یا محرم است

هر جا رویم روضه به گودال می رسد

با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست

در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست

مقیمی




[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:32 ب.ظ


امام زمان(عج)-مناجات پایان ماه مبارک

امام زمان(عج)-مناجات پایان ماه مبارک

همیشه وقت خداحافظی دلم تنگ است

و پای بندگی ما هنوز هم  لنگ است

دعای از سر عادت و گریه از سر ترس

اثر نداشت به قلبی که سخت ، چون سنگ است

تمام عمر به قلبم رجوع کردم و باز

میان منطق و احساس ، عقل و دل ، جنگ است

گذشت ماه خدا و هنوز هم باقیست

وجود من که برای تو مایه ی ننگ است

تمام آرزویم بود ... ،  با شما بودن

               ولی میان من و تو هزار فرسنگ است              

کلافه هستم از این عیدهای بی موعود

و تا نیامدنت آسمان همین رنگ است...

ابراهیمی




[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:31 ب.ظ


مناجات با خدا-شب آخر ماه مبارک

مناجات با خدا-شب آخر ماه مبارک

پیش تو به امید پناه آمده است

این بنده که با روی سیاه آمده است

سی روز به او فرصت غفران دادی

بیچاره شب آخر ماه آمده است



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:30 ب.ظ


امام زمان(عج)-مناجات پایان ماه مبارک

امام زمان(عج)-مناجات پایان ماه مبارک

ما را در اوج دل نگرانی نگاه کن

بر این بهار رو به خزانی نگاه کن

امشب غریبه نیست میان من و شما

قدری به نوکرت خودمانی نگاه کن

مثل خدا که در رمضان خوب می خرد

آقا تو هم به ما رمضانی نگاه کن

این دل برای آمدنت زیر و رو شده

این دل شده است خانه تکانی نگاه کن

بد کرده ام اگر که جوانی نموده ام

مقیمی

جرم مرا به دید جوانی نگاه کن

عجل علی ظهورک یابن الحسن، بیا

حیف است پشت ابر بمانی نگاه کن

نیمی زعمر، در هوس کربلا گذشت

نیمی دگر به مرثیه خوانی نگاه کن

عباس چون علیست جبینش شکافته

زینب چو فاطمه است کمانی نگاه کن



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:29 ب.ظ


وداع با ماه مبارک رمضان

وداع با ماه مبارک رمضان

به پاى درد و دلِ بنده چاه کم آورد

مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسى کج نگشت گردن من

ولى مقابل این بارگاه کم آورد

تمام شد رمضان تازه ما شروع شدیم

به شب نشینى عشاق ماه کم آورد

به بارگاه کریمت گناهکار آمد

ولى ببخش اگر که گناه کم آورد

شدم شبیه به ”جون” غروب عاشورا

کنار نور تو رنگ سیاه کم آورد

اگر نگاه کنى کم میاورم حتما

زهیر در قبل یک نگاه کم آورد

براى کوه گناهى به کاه راضى شد

بدا به حال هر آنکس که کاه کم آورد

خدا زیاد کند بین توبه ها کم را

زمان توبه چه خوب ست گاه کم آورد

زمان توبه من هم نریخت گریه من

همینکه رفت دم قتلگاه کم آورد

خودت بیا و بگو یاعلى بلندم کن

دوباره بنده تو بین راه کم آورد

لطیفیان





[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 03:28 ب.ظ


اشعاروداع با ماه رمضان

اشعاروداع با ماه رمضان

همه رفتند، گدا باز گدا مانده هنوز
شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز

دهه آخر ماه اول راه سحر است
بعد از این زود نخوابیم، دعا مانده هنوز

عیب چشم است اگر اشک ندارد،ور نه
سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز

کار ما نیست به معراج تقرّب برسیم
یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز

گوئیا سفره ی او دست نخورده مانده است
او عطا کرد، ولی باز عطا مانده هنوز

گریه ام صرف تهی بودن اشکم نیست
دستم از دامن محبوب جدا مانده هنوز

وای بر من که ببینم همه فرصت ها رفت
باز در نامه ی من جرم و خطا مانده هنوز

یک نفر بار زمین مانده ی ما را ببرد
کس نپرسید که این خسته چرا مانده هنوز

هر قدر این فتنه گری رنگ عوض کرد ولی
دل ما مست علی، شکر خدا مانده هنوز

تا که در خوف و رجائیم توسل باقی است
رفت امروز ولی روز جزا مانده هنوز

هر چه را خواسته بودیم، به احسان علی
همه را داد، ولی کرب و بلا مانده هنوز



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:26 ب.ظ


امام زمان(عج)-مناجات آخر ماه مبارک

امام زمان(عج)-مناجات آخر ماه مبارک

به تنم بال و پر نمانده بیا

نفسم را اثر نمانده بیا

روزهایم بدونِ خورشیدند

در شبم یك قمر نمانده بیا

بسكه داغِ تو را به خود دارد

چیزی از این جگر نمانده بیا

آتشِ انتظار خاموش است

شوقِ وصلی دگر نمانده بیا

بس خرابی به بار آوردم

كه پُلی پشتِ سر نمانده بیا

از شب و روزهای ماهِ خدا

دو سه تا بیشتر نمانده بیا

یعنی امروز هم بدونِ تو رفت

چیزی از این سحر نمانده بیا

زودتر كربلا ببر ما را

صبر بر این سفر نمانده بیا

بیابانی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:19 ب.ظ


پایان ماه مبارک رمضان

پایان ماه مبارک رمضان

ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد

لحظه ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسـمان چشـم های عاشـقان ابـری شده

مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود

از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیــا دیـروز بود این سـفره را انداختند

طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم

زود دارد افتتـاح ما به پـایـان می رسد

بی سـر و پـا آمدم ، حالا سراپـا ثروتم

آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد

این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان

تا که آوای فغــان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگـان من نمنـاک شد

دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو" ، دستم را گرفت

لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هرشب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند

ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد

**

در میان نهری از خون، جان زینب بی سلاح

چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند

مادرش با قدّ خم ، موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند

دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد

بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد

**

وعده ی مـا اربعیـن ، پای پیـاده از نجف

کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد

هاشمی نصب



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:16 ب.ظ


مناجات با خدا-پایان ماه مبارک

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک

این ثانیه های گذرا صبر ندارند

شبهای مناجات و دعا صبر ندارند

سستی نشود قاتل اوقات شریفت

هشدار که این ثانیه ها صبر ندارند

این قافله ی عشق به تندی گذران است

برخیز که مردان خدا صبر ندارند

رفتند رفیقان و به دلدار رسیدند

ای وای چه سازم شهدا صبر ندارند

آنانکه بریدند دل از عالم خاکی

یک ثانیه در سیر سما صبر ندارند

وقتی سخن از باده ی مستان وصال است

اهل عطش آباد لقا صبر ندارند

کو قبله ی دلهای خدا جوی سحرگاه

از هجر مگو اهل ولا صبر ندارند

با یار سفر کرده بگویید بیاید

ای یوسف دل اهل بکا صبر ندارند

لبریز شده کاسه ی صبر دل عشاق

مجنون صفتان تو شها صبر ندارند

تو اهل کرم هستی و گویند : کریمان

میر هاشمی

هنگام عنایت به گدا صبر ندارند

آنان که به یک جلوه ی دلدار بمیرند

دیدار گل فاطمه را صبر ندارند



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:14 ب.ظ


مناجات با خدا-پایان ماه مبارک

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک

رویِ دوشم كوله باری از گناهه آخدا

سرمو پائین گرفتم روم سیاهه آخدا

خودمم خسته شدم بس تو گناه پَرسه زدم

دستمو خودت بگیر پام لبِ چاهِ آخدا

هر كسی یه جور داره منو ازت دور می كنه

زندگیِ من بدونِ تو تباهِ آخدا

این شبا هر جا می رم بزمِ مناجات خونیه

مجلسِ دعا برام یه سر پناهِ آخدا

چند شبه میام ولی فرقی نكردم می دونم

چارۀ كارم فقط یه نیم نگاهِ آخدا

شبای آشتی كنون كم كم داره تموم می شه

آخرای دهۀ سوّمِ ماهِ آخدا

روزا تا تشنه می شم سلام می دم به اربابم

با یادِ امام حسین  دل رو به راهِ آخدا

منو جون به جون كنی به یادِ جون دادنشم

تویِ روضه هاش دلم تو قتله گاهِ آخدا

لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:09 ب.ظ


عید فطر

رمــضان رفــت و دلــم حسّ غریبی دارد

چند روزی است از این سفره نصیبی دارد

عید فطر آمد و صد شکر اجل مهلت داد

ثانــیه ثانــیه اش شـور عـجیبی دارد...

محسن زعفرانیه

 

[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:16 ب.ظ


عید سعید فطر

عید سعید فطر

امروزعید فطر و لب ازجام می، تر است

این مستی از بیان و تصور، فراتر است

جام وصال و مستی دیدار دلبری

کز هر چه گفته اند و بگویند، برتر است

با این دو گوش، قول و غزل بس شنیده ایم

شیرین ترین سخن، نغمه الله اکبر است

از بهر طاعت تو، نخوردیم و می خوریم

امروز و این، کی از آن روزه کمتر است

تنها نه ما، ز آب و غذا روزه داشتیم

ازغیر یار دل بگرفتن ،چه خوش تر است

چون جان و دل بریده شد از ماسوی، دلا

اکنون شراب وصل چشیدن، میسر است



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع با ماه مبارک رمضان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:21 ق.ظ