تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب امام باقر(ع)

زندگی تو بعد عاشورا

زندگی تو بعد عاشورا
همه اش بر مدار ماتم بود
به روی بام خانه ات آقا
چقدر دسته های پرچم بود

ای که پنجاه و چند سال آقا
گریه از دست ناکسان کردی
آن کسانی که نعل تازه زدند
به خدا واگذارشان کردی

از حرم تا که آمدی بیرون
پیکر پاره پاره را دیدی
وسط ازدحام جمعیت
تو سر شیر خواره را دیدی

پا برهنه به کوفه میرفتی
از حراجی شان گذر کردی
دختری در مسیر جا ماند و
رفتی و عمه خبر کردی

 جولازاده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:25 ب.ظ


عمامه بر میدارم از سر ،

عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم
هر جا بیاید نام مادر حرف دارم
هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست
از غربت بسیار حیدر حرف دارم

از سیلی و دیوار و زخم سر بماند
این بار از یک داغ دیگر حرف دارم
مسمومیت آخر گریبانگیر من شد
از نیش زهر و زخم بستر حرف دارم
همراه دارم در لحد عمامه ام را
با یادگاری پیمبر حرف دارم
دیگر خلاصه میکنم درد و دلم را
از کربلا با قلب مضطر حرف دارم
جا ماندم از جان بر کفان لشگر عشق
از قاسم و از عون و جعفر حرف دارم
بر یک رشید اربا اربا گریه کردم
از یک عبا و نعش اکبر حرف دارم
گهواره جنبان میان خیمه بودم
از بی قراری های اصغر حرف دارم
سرنیزه هارا دیده ام در کشمکش ها
از چکمه و پهلو مکرر حرف دارم
ای کشتگان اشک اگر طاقت بیارید
از خنجر و گودی حنجر حرف دارم
گودال از خون خدا پر شد لبالب
از ضربه ی سنگین آخر حرف دارم
با چشم خود دیدم چهل تا نعل تازه
از جای سم بر روی پیکر حرف دارم
با آستین پاره عمه روسری ساخت
ای مردم از قحطی معجر حرف دارم
  خاکساری



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:19 ب.ظ


چه دیدم به کودکی

بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه

دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که در مقابل من عمه را زدند

فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان

چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی 

قاسم نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:41 ق.ظ


امدم در پناه چشمانت

امدم در پناه چشمانت

زایر هفت اسمان باشم

باقر علمِ ال پیغمبر

امدم در کلاستان باشم

 

تو الفبای شیعه بودن را

صرف کردی و یادمان دادی

و به دنیای تیره از تردید

یک بغل عشق ارمغان دادی

 

با کلامی صمیمی و محکم

فقه تاریخ را بنا کردی

با زلال حدیث و تفسیرت

باورم را پر از خدا کردی

 

ای که در شهر مادری،عمری

غربت از حرفهات پیدا بود

وقت دلواپسی توسل تو

یا الهی…به حق زهرا بود

 

تو چهل سال دیده ای هر روز

گریه ی بی امان بابا را

می گذشت از مقابل چشمت

روضه های مدام عاشورا

 

دیده ای با نگاه خون الود

که غریبی ز صدر زین افتاد

و در اغوش خاکی گودال

ناگهان عرش بر زمین افتاد

 

گر چه از زهر خون جگر گشتی

تا سه روزی که ناله میکردی

بی گمان لحظه های اخر را

یاد طفل سه ساله میکردی

 کردی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:40 ق.ظ


اشعار و عکسهای میلاد امام باقر ع
veladate emam bagher yasgroup.ir 7 تصاویر ولادت امام محمد باقر (ع)

[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:08 ب.ظ


حضرت باقر (ع)-مدح و ولادت

حضرت باقر (ع)-مدح و ولادت

اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم

من امام ابن امام ابن امام متقینم

روح عشق و جان دین و زاده حبل المتینم

وارث جانانه و هم نام ختم المرسلینم

باقر العلم نبیم نور چشمان علیم

حجت حقم ولیم من صفیم من سخیم

باز کردم بار دیگر می کشان می خانه ها را

باده کردم مهر کردم ساقیان پیمانه ها را

شرح دادم تاب دادم لوحه افسانه ها را

نور دادم شور دادم گوشه ویرانه ها را

از علوم بی زوالم ازقدوم بی مثالم

از جلال و از جمالم از خصال و از کمالم

چلچلراغ عرش شد روشن زنور ماه رویم

نه رواق نه فلک را کردم عطر آگین  زبویم

چرخش چرخ مدور چرخد از یک تار مویم

خیل حور العین و غلمان محو رخسار نکویم

اسم من در آسمانهاست کوی من در عرش اعلاست

شائق من حق تعالاست مادرم ام ابیهاست

هر که امشب هر چه خواهد من به او اعطا نمایم

هر که سودا هر چه دارد من به او سودا نمایم

هر که مشکل هر چه دارد مشکلش را وا نمایم

هر ویزای بقیع خواهد زمن امضا نمایم

باقرم مشکل گشایم من تجلی خدایم

عالمی را رهنمایم پور شاه کربلایم

کاظمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:23 ب.ظ


امام باقر(ع)-مدح و ولادت

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

بر چمبر علم و دین نگین بخشیدند

خورشید منوری به دین بخشیدند

یک دستۀ گل  ز گلشن سبز بهشت

امشب  به امام ساجدین بخشیدند

***

از عرش حدیث حق پرستی خواندند

یک صفحه ز دیباچۀ هستی خواندند

وقتی که شکفت امام باقر چون گل

در باغ جنان سرود مستی خواندند

وفایی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:22 ب.ظ


عکس میلاد امام باقر ع


[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:17 ب.ظ


امام باقر(ع)-مدح و ولادت

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

صحبت از عاشقی و عشق جگر می خواهد

دم زدن از لب معشوق شِکر می خواهد

بال در بال مَلِک دور مَلَک چرخ زدن

نظر حضرت حق، همّت پَر می خواهد

به هواخواهی از یار، علمدار شدن

سینه ای همچو ابالفضل سپر می خواهد

آسمان موهبتی باز فرستاد زمین

صید این موهبت ای دوست هنر می خواهد

نیست معلوم حسن باز نوه خواسته است

یا دل حضرت سجاد پسر می خواهد

دامن فاطمه ای باز قمربار شده

علی دوم زهراست، پسردار شده

پسری آمده همنام رسول دو سرا

احمد دوّمی از نسل علی و زهرا

آمده تا که به اسلام اصالت بدهد

آمده تا که بود پرچم دین پابرجا

خاک می خورد علوم نبوی روی زمین

آمده تا که تکانی بدهد دنیا را

کیست او، آنکه بفرمود نبی در وصفش

باقرالعلم نبییّن و به "اَیٍّ بقرا"

شیعه شد زنده به هر جمله ی قال الباقر

شیعه باقی است به ابقای کلام آقا

آمده روشنی چشم رسول ثقلین

نوه ی مشترک و وارث خون حَسَنین

کیست مولا، نوه ی صاحب کشتی نجات

کیست آقا، پسر ذکر و دعا و صلوات

او همان زمزمه ی یهوه بود با موسی

او همان نور خداوند بود در میقات

او همان است که با نام شریف "باقر"

مژده ی آمدنش داده خدا در تورات

او همان است که از دور و برش می روید

صد هزاران گل خیرات، درخت برکات

عمل دشمن او چیست بجز بار گناه

لغزش شیعه ی او چیست به غیر از حسنات

مهر ارباب، قبولی عمل می باشد

بی ولایش  بخدا لعل، بدل می باشد

هر که سمت حرمش رفت بها می گیرد

از کرمخانه ی ارباب عطا می گیرد

نفس عیسوی اش داروی هر دردی است

کور از هُرم نفسهاش شفا می گیرد

گاه با دستخطش زنده کند مرده و گاه

با همان دست کرم، دست گدا می گیرد

گاه در مزرعه اش کارگری ساده بود

گاه در خانه ی وی مدرسه پا می گیرد

گاه با خاطره ی کودکی اش؛ تنهایی

به سر و سینه زنان بزم عزا می گیرد

چارساله پسری بود به همراه پدر

به سوی دشت بلا، کرببلا کرد سفر

عظیمی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:14 ب.ظ


امام باقر(ع)-مدح

امام باقر(ع)-مدح

در حلم و وفا حسن زبانزد دارد

در جود و سخا شکوه بی حد دارد

در قامت او صلابت حیدری ست

در چهره ی خود نور محمد دارد



[ ]
[ مرتبط با ] : متفرقه امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:05 ب.ظ


امام باقر(ع)-شهادت
                                                       

امام باقر(ع)-شهادت

منم که دل به غم و درد آشنا دارم

به دیده جام می ناب نینوا دارم

به سینه وسعت صحرای کربلا دارم

همیشه در همه جا روضه ی منا دارم

منم که بانی این روضه های پر شورم

تمام عمر، سروری نکرد مسرورم

کسی که باطن هر روضه را خبر دارد

کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد

کسی که خاطره ی وادی خطر دارد

ز روز واقعه هفتاد و دو اثر دارد

منم که سجده ی سجّاد دیده در شعله

حرارت غم جانان چشیده در شعله

منم که داغ یتیمان مجتبی دیدم

شهادت همه ی آل مصطفی دیدم

به زیر سمّ ستور آیت خدا دیدم

به کوفه هیبت فریاد مرتضی دیدم

به صحنه، شاهد اجساد عاریات منم

بلا کشیده ی نسوات بارزات منم

کسی که دید امام زمان در آتش بود

کسی که عمّه ی او باعث نجاتش بود

کسی که تشنه و صد چشمه ی فراتش بود

کسی که کرب و بلا قلّه ی حیاتش بود

به چار ساله غمم برتر از چهل ساله

که دیده؟ گریه ی پنجاه ساله بی ناله

منم که هجمه ی سیلی به کاروان دیدم

هجوم کعب نی و زخم کودکان دیدم

به نیزه معجر خاکی بانوان دیدم

ز خاتمی که به دستان ساربان دیدم

جواهرات زنان بود و دست نامحرم

فرار کودک و فریاد پست نامحرم

هرآنکه از کرمم کربلا نمی خواهد

ز آل فاطمه دفع بلا نمی خواهد

ز خوان نعمت علمم صلا نمی خواهد

بهشت، غیر دل مبتلا نمی خواهد

من آنچه خاطره دارم ز کربلاست و بس

روایت هنر عشق، نینواست و بس

بیا که باقرم و کاشف هُمومم من

هماره پشت و پناه بشر، عمومم من

به علم غیب شکافنده ی علومم من

بیا که با خبر از گردش نجومم من

به مدرسم همه تازه دروس می بینی

هزار بوعلی و شیخ طوس می بینی

بگیر دست توسّل، تو را نظر از من

بساز همّت دانش، به دل اثر از من

مرو به دامن بیگانگان، ظفر از من

فقاهت از من و طب از من و هنر از من

بیا که باقر اعلام اولیاء منم

به علم و حلم، معلّم به انبیاء منم

ژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:28 ب.ظ


امام باقر(ع)-شهادت

 

امام باقر(ع)-شهادت

از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده

پی آن ناله دل دربدری افتاده

پسری دید که از زینِ به زهر آغشته

گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده

غم یک عمر بلا پشت بلا پشت بلا

همچو یک زهر به جان جگری افتاده

مرگ نزدیک شد و اهل حرم می گریند

چشم بیمار پدر بر پسری افتاده

پسرم گریه نکن چونکه میان چشمت

از غم خون جگری ها اثری افتاده

پسرم! گریه فقط گریه به غم های حسین

سوی گودال دلم را گذری افتاده

کودکی بودم و دیدم که میان مقتل

تن خورشید کنار قمری افتاده

کودکی بودم و دیدم که ز سیمرغ دلم

ته گودال فقط مشت پری افتاده

دیده ام وقت اسارت که به پای عمه

بارها از افق نیزه سری افتاده  

عظیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:24 ب.ظ


امام باقر(ع)-شهادت


 

از سوز تشنگی جگرم ناله می کند
نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند
یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین
بین دو نهر آب مرا واله می کند
آری منای من شده یک عمر خون دل
این غم مرا شبیه به آلاله می کند
امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا
در گلشن بقیع، مرا لاله می کند
من آشنای کعب نی و تازیانه ام
زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند
از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست
چشمم عجیب همدمی ژاله می کند
نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ
حالا چه سبز دور سرم هاله می کند
این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم
زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند
یادش بخیر محفل عمّه سه ساله ام
یاد خرابه روز و شبم ناله می کند
هر گاه یاد کوفه و شام بلا کنم
بغضم هنوز، لعنت دجّاله می کند
کف می زدند و تابع رقّاصه می شدند
دردم از آن اهانت رجّاله می کند
هر که شبیه من ره این کاروان گرفت
خود را به آه فاطمه هم ناله می کند
یا جدّی الغریب فدای غریبی ات
صوت الحزین، هنوز مرا ناله می کند

محمود ژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:11 ق.ظ


امام باقر(ع)-شهادت


 

عاقبت آه کشیـدم نفس آخر را

نفس سوخته از خاطره ای پرپر را 

روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب

روضه ی آنهمه گل، آنهمه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستم

شکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است

باورم نیست تماشای تنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود

دیدن سوختن چارقد دختر را 

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک

غارت پیرهـن و غـارت انگشتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت

نیـزه هایی که ربـودند سر اصـغر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم

تا که همبازی من زد نفس آخر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم

بیـن زنجیر نهـان کرد تنی لاغــر را 

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم

سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را

حسن لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:03 ق.ظ


امام باقر(ع)-شهادت
                                                

امام باقر(ع)-شهادت

ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند

امروز با زهر جفا بار سفر بند

ای عمر از دامان صبرم دست بردار

ای زهر در این سینه هرچه هست بردار

من با عطش پیشینه ای دیرینه دارم

از تشنگی هفتاد و دو آئینه دارم

من حضرت خون خدا را نور عینم

من پور آن لب تشنه ام سبط الحسینم

من پنجمین دردانۀ پیغمبر استم

نجل حسن نسل شریف کوثر استم

من میوۀ باغ امیر المومنینم

من غنچۀ دامان زین العابدینم

من زینت دوش ابالفضل رشیدم

عمری به روی آب تصویرش کشیدم

من وارث رخسار سیلی خورده هستم

چون غنچه در نشکفتگی پژمرده هستم

از کودکی آمادۀ پرواز بودم

جد غریب خویش را همراز بودم

من از مدینه تا مدینه داغ دیدم

یعنی که عمری را به سینه داغ دیدم

عمری است عاشوراست حال بی قرارم

شام غریبان است عمر سوگوارم

من همنفس بودم تمام عمه ها را

در شعله ها دیدم تمام خیمه ها را

از کربلا تا شام با من رازها هست

با هر بلا این سینۀ من آشنا هست

من نذرها کردم برای عمه زینب

تا که شود جانم فدای عمه زینب

محمودژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام باقر(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:03 ب.ظ