تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب مدح ومیلاد حضرت زهرا س

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

وسع کم داشته را لطف فراوان باید

از عطش سوخته را رحمت باران باید

تا به اوج کرم دست کریمان برسیم

سیر در معرفت سوره ی انسان باید

گل اگر میل به گلدان نکند میمیرد

سر سودا زده را شوق بیابان باید

لطف این طایفه به خون جگری وابسته ست

شانه تا که برسد زلف پریشان باید

مادری کن که به این مادریت محتاجیم

کودکی گم شد اگر،گرمی دامان باید

گرچه ما لکه ی  ننگیم  و مضافیم همه

دور سجاده تو گرم طوافیم همه

انبیایی که کرامات مکرر دارند

چشم امید به یک جلوه ی کوثر دارند

آسمانی شده ها در تب و تاب اینند

کمی از خاک قدم های تو بردارند

تا بخواهی در این خانه کنیز آوردیم

نذر تو قوم عجم هر چه که دختر دارند

فاطمه جلوه مولاست،علی جلوه ی او

این دو آیینه به هم حسن برابر دارند

ذکر تسبیح تو هر لحظه به روی لب ماست

مست ها دائما انگیزه ی ساغر دارند

آیه با زیر عبا رفتن تو نازل شد

پنج تن با قدم فاطمه محور دارند

دل به دست تو سپردیم طلا پس دادی

باز هم بیشتر از حد گدا پس دادی

مینویسم سر خط یا علی و یا زهرا

قافیه ساختم از نام علی با زهرا

آسمان روی زمین و پدر خاک علی

حضرت کوثر ما، مادر دریا، زهرا

سپر محکم هر غصه ی پیغمبر علی

راحت جان علی،جوشن مولا، زهرا

حشر اسرا و قلم،فاطر و زلزال علی

کهف یس نبأ و واقعه طه،زهرا

نور الانوار علی، مخزن الاسرار علی

سر مستور شده،باطن و معنا،زهرا

پیش عالم همه جا عالمه باید باشد

هرکجا هست علی فاطمه باید باشد

شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست

چون که غوغای تو در وادی محشر بالاست

سوختن،آب شدن،بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست،رهش سربالاست

تا ز تو دور شدم گریه کنان برگشتم

حس وابستگی طفل به مادر بالاست

هر چه دارید به خانه،به گدا میبخشید

خب طبیعیست شلوغی دم این در بالاست

خطبه ی مسجد تو شهد تمام دین است

لطف زهراست فقط،شیعه سرش گر بالاست

همه ی زندگی ات را به امامت دادی

از زمین خوردن تو،پرچم حیدر بالاست

بروی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود

شاهد بندگی تو  ورم پای تو بود

طی شده فاطمیه،روضه به پا هست هنوز

داغ تشییع تنت بردل ما هست هنوز

علت خانه نشینی علی معلوم است

رد خون،برروی مسمار بجا هست هنوز

بچه ها بعد تو از خواب و خوراک افتادند

بین یک شانه ز مویت،دو سه تا هست هنوز

زینبت برد ز تو ارث زمین خوردن را

دختری منتظر کرب و بلا هست هنوز

میرسد نوبت آن لحظه که در روز دهم

بدن شاه به گودال رها هست هنوز

دور تا دور تنش پر شده از اهل زنا

اثر تیر جدا،نیزه جدا هست هنوز

آتش خیمه همان آتش پشت در بود

سر بر نیزه همان زخم سر مادر بود

پور هاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:55 ب.ظ


حضرت زهرا(س)-مدح

حضرت زهرا(س)-مدح  

مثل همیشه این قلم دم زند از وفای تو

عرض ادب به ساحت شما روانه می کند

قافیه های این غزل خلق شده برای تو!

مادر آب، می شود دعا کنی برای من؟

که رفـته تا عـرش خـدا نـوای ربّنای تو!

تـکّـه نـخــی ز چـادرت بـر من بینوا ببخش

حاجت من همین شده هرسحر از خدای تو

خاتم أنبیاء خودش گفت به محضر شما

مادر من تـو هستی و پـدر شود فدای تو

شرح مقامتان فقط آیه ی وحی می شود

سوره ی کوثر هـدفش مدح تو و ثنای تو

خشت به خشت قلب من خورده سند به نامتان

گوشه چشمی بنما، دست من و عطای تو

زعفرانیه



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:48 ب.ظ


حضرت زهرا(س)-ولادت

حضرت زهرا(س)-ولادت

در آستانه ی میلاد حضرت زهرا

برای عرض ارادت به ساحت دریا

نشسته ام بنویسم به نام مادر، تا

خدا مرا بنویسد به پای نام شما

اگرچه کمتر از آنم که دلبرم باشی

خدا به امر خودش خواست مادرم باشی

هوای عشق چه حال و هوای زیبایی ست

جنون، بهانه ی خوبی برای رسوایی ست

شبی که عرش منوّر به نور زهرایی ست

شب طرب، شب دیوانگی و شیدایی ست

شبی که معجزه های رسول، کامل شد

شبی که سوره ی کوثر به عینِ نازل شد

شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد

خدا به نور خدا هدیه ای منوّر داد

به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد:

پیامبر ! قدم فاطمه مبارک باد

قیام کرد زمین ، نور منجلی آمد

دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد

همین که دست زمین، آسمان بغل شده است

دهان عرش الهی پر از عسل شده است

به دستخطِّ خدا سوره هم غزل شده است

و این برای نبی خیرُ ما نَزَل شده است:

خدا برای تو خیر کثیر می خواهد

برات، مرهم زخم غدیر می خواهد

خدا نوشت : بگویید مهربان بانو

خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو

قیامت است تمنای این و آن، بانو

همیشه منبع الطاف بیکران! بانو!

اگر نفس بدهی ، دست هم نمی خواهم

برای مدح تو گفتن ، قلم نمی خواهم

عطای دست تو تفسیر کرده انسان را

بخاطر تو خدا وعده داده باران را

دعای نور تو تب دار کرده سلمان را

به باد داده دگر دودمان شیطان را

دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم

بخوان که ما همه ذریه های سلمانیم

دعا بخوان ، پر جبریل را منوّر کن

کمی ملائکه را با خودت برابر کن

برای نافله ، سجاده را معطر کن

خدا برای پیمبر نوشت : باور کن

نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است

خلاصه نه ، همه ی دین نماز فاطمه است

تمام قافله را وقف مرتضی کردی

همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی

و در جوار خدا ، جار را دعا کردی

چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی

هرآنچه را تو بخواهی، همان شود تقدیر

برای شیعه ی امروز هم قنوت بگیر

نظر به اینکه خدا بر شما نظر کرده

تو قبل خلقت آدم شدی نظرکرده

خدا وجود تو را منجی بشر کرده

علی کنار شما خستگی بِدَر کرده

غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت

طلوع لحظه ی خندیدن تو را کم داشت

در آتشی که تمامیِّ خانه می سوزد

به جان خلق بیفتد زمانه می سوزد

در آتشی که نشان ، بی نشانه می سوزد

چرا قلم وسط شعله ها نمی سوزد؟

برای اینکه مزیّن به نام فاطمه است

و آتش از سر جبران ، به کام فاطمه است

رمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:40 ب.ظ


ولادت حضرت زهرا س
اشعارولادت حضرت زهراسلام الله علیها

شهر پر از شعشعه ی نور شد
کوچه پر از همهمه و شور شد
خانه پیغمبر ما طور شد


تجلّی خدای موسا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


فرشتگان مژده به هم می دهند
فاطمه یا فاطمه دم می دهند
به هر گدا تاج کرم می دهند


تاج سر حضرت مولا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


نمونه بانوی سرآمد رسید
انسیه ی حضرت احمد رسید
اُمِّ ابیهای محمَّد رسید


حوریه از عالم بالا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


خدیجه را نبی خبر داده است
فراق چل روزه ثمر داده است
خدا به تو قرص قمر داده است


نیّره بر ظلمت دلها رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


آمده تا آنکه کند سروری
عطیّةُ النَّبی کند کوثری
به دشمنش گفت:" خودت ابتری"!


خیر کثیر است و به دنیا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


ادامه ی پیمبران آمده
اُمِّ اَئمّه ز جنان آمده
مادر سادات جهان آمده


فاطمه ی علیِّ اعلا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


یاس نبیُّ و شجر حیدر است
یار علی، تاج سر حیدر است
پشت و پناه و سپر حیدر است


به دین حق ناجی عظما رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


محبتش ببین چه ها می کند
سنگ دلت را چو طلا می کند
زِ خاک ها فضّه بپا می کند


بر دل بیمار، مسیحا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


چیست اذان، ارادت فاطمه
حیَّ علی محبت فاطمه
چشم فقیر و خلعت فاطمه


سوره قدر است که یکجا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید


سوره ی کوثر وسط کوچه ها
جان پیمبر وسط کوچه ها
حیدر حیدر وسط کوچه ها


تا که شود یاور آقا رسید
نور رخ حضرت زهرا رسید
امیرعظیمی


[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:17 ب.ظ


ولادت حضرت زهرا س
اشعارولادت حضرت زهراسلام الله علیها

نیمی ز اِنس و حوریه هم نیم دیگر است
عرش ِ خدا ز نور ِ وجودش مُنَوّر است
از اول احترام به بانو مُقَرَر است
فخر كتاب این شده دارای كوثر است
پس واجب است گفته شود او مطهر است

تا كه مُرَكَب از قلم اینجا هُبوط كرد
اشكم به روی صفحه ی دفتر سقوط كرد
با تو خدا خداییِّ خود را ثبوت كرد
باید برای وصفِ تو بانو سكوت كرد
الحق سكوت كردنِ من كار ِ بهتر است

نور ِ تو گر نبود خدا مرتضی نداشت
وقتی علی نداشت دگر مصطفی نداشت
وقتی نبی نداشت دگر ماسوا نداشت
چون ماسوا نداشت دگر مثل ما نداشت
پس بود ِ ما به بودنِ آن نور ِ برتر است

تو اولین مدافع ِ حق ِ ولایتی
اسطوره ی مُسَلَم ِ درس ِ شهامتی
آموزگار ِ صبر ِ خدایِ كرامتی
وقتی كه تو مُفَسِّر ِ درس ِ شهادتی
باید نوشت گل پسرت شاهِ بی سر است

مادر چه مادری كه شده مادر ِ پدر
او افتخار خالق و تاج سر ِ پدر
همپایِ مرتضی شده او یاور ِ پدر
مانند ِ ماده شیر به دور و بر پدر
در هر نبرد مثل علی همچو لشگر است

شد افتخار ِ خلق ِ خدا نور ِ فاطمه
با ذكرتان ملائكه هر شب به زمزمه
آموزگار ِ عالمه ی بی معلمه
وقتی بشر به حشر شود غرق ِ واهمه
امّیدِ اهل اشك به دختر و مادر است

نازل شده كتاب نبی در شب شما
بال ملائكه به یقین مَركَبِ شما
فرمانروای عرش شده منسَبِ شما
از هر دهان شنیده شده مطلب شما
كه عرش و فرش را ولی الله حیدر است

روزی دهد حدیث شریفِ كسایتان
افطاریه شما شده سهم گدایتان
ایران به زیر ِ دِین ِ مدام ِ دعایتان
آماده میكنم سر ِ خود را برایتان
چیزی به چنته نیست ولی سر مُیَسّر است

شعرم از این پس است كه دلگیر میشود
برگشتِ مادری به حرم دیر میشود
یك مادری به كوچه زمینگیر میشود
وقتی پسر نگاه كند پیر میشود
از بعد كوچه شد كه پسر زار و مضطر است

جز مجتبی ندیده كسی ماجرایِ راه
رحمی نشد به حالِ پرستویِ پا به ماه
مادر كه رفتنی بشود خانه آه.. آه...
دیگر شده جواب سلام ِ علی نگاه
فهمید مرتضی كه نفسهایِ آخر است

تنها كتابِ عمر ِ تو هجده بهار داشت
در این كتاب صفحه یِ آخر غبار داشت
با بودنت به خانه علی اقتدار داشت
رفتی علی دو سه تا غصه دار داشت
تنهایِ روزگار همان شیر ِ خیبر است

رفتی و آب دادنِ این باغ با علیست
زینب گریست گریه ی زینب برای چیست
بهر ِ حسین یك كفنی بین خانه نیست
پیراهنی كه دوخته ای تو برایِ كیست؟!
فكر ِ كفن شدی كه علی فكر ِ معجر است

علی قدیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:10 ب.ظ


ولادت حضرت زهرا س


اشعارولادت حضرت زهراسلام الله علیها

این کیست، این که محو تماشای خود شده
پیش از ظهور، مادرِ بابای خود شده
در بی زمانِ مانده به میلاد، سر بلند
از امتحانِ روشن فردای خود شده
با سیزده مناره خدا را صدا زده
قد قامت بلند مصلّای خود شده
منظومه های شمسی او بی نهایتاند
گرم شکوه دیدن ژرفای خود شده
عقل فرشته ها که به جایی نمی رسد
خود پاسخِ شگفت معمّای خود شده
حالا علی برای علی جلوه کرده است
آئینه ی تلألؤ همتای خود شده
اصلاً خدا هر آن چه که می خواست، او شده
این کیست این که حضرت زهرای خود شده؟!

اشراق آسمانیِ رازِ تبارک است
صبح نزول سوره کوثر مبارک است!


دل می بری غزل غزل از این ترانه ها
والاترین عزیزترین مادرانه ها
با جذبه های چادر خورشید روزی ات
گل می شوند غنچه به غنچه جوانه ها
تسبیح را به دست بگیر و ببین که باز
معراج می روند همین دانه دانه ها
با آیه های سورۀ قدر آمدی که ما
ایمان بیاوریم به آن بی نشانه ها
هر صبح با سلام پیمبر طلوع توست
تنها بهانه ی پدرت از بهانه ها
آتش گرفت اگر تن تب دارمان چه غم
پای دعای نورِ تو سر زد به خانه ها
یا نور! فوق نور، علیٰ نور ، نورِ نور
خورشید می شویم از این جاودانه ها
سلمان که از شماست پس از ایل تان شدیم
با این حساب ما همه فامیلتان شدیم

ای کاش زیر سایۀ سادات جا کنیم
نانی خوریم و حق نمک را ادا کنیم

سرو آمدی که پایِ علی همسری کنی
اصلاً رسیده ای که علی پروری کنی
با خطبه ات حماسه ای از واژه ها شکفت
شاید زمان آن شده پیغمبری کنی
تو از خودت برای خدا خرج می کنی
تا پاسداری از شرف سنگری کنی ...
که ریشۀ ولایت از آن آب می خورد
تا سایه ای بگیرد و حق گستری کنی
نهج البلاغه خوان مدینه، طنین تو
پیچیده تا که شرح علی محوری کنی
شیرازۀ عفاف وحجاب و حیا  و صبر
تنها به دست توست که مرد آوری کنی
ما شیعه زاده ایم به این دل خوشیم تا
بیمار می شویم کمی مادری کنی

بانو به قول خواجه هواخواهِ خدمتیم
جا ماندگان قافله های شهادتیم


یادش بخیر یاد شهیدان یکی یکی
شوریده های حضرت باران یکی یکی
خرّم شده است شهر به شهر دیارمان
از خون گرم و قامت ایشان یکی یکی
جبهه گرفته بوی تو را که گرفته ای ...
سرهای سرخ بر سر دامان یکی یکی
کم کم پیامشان که فراگیر می شود
گل می کنند غزّه و لبنان یکی یکی
بحرین و مصر و تونس و صنعا ز خواب جست
از انقلاب پیر جماران یکی یکی
اکنون رسیده است زمانش که بشکنند
طاغوت های سنگی انسان یکی یکی
با بیرق ولیِّ زمان می زنیم پا ...
بر قله های دانش دوران یکی یکی

بر لب فرشته نام تو آورد گریه کرد
سجّاده درد پای تو حس کرد گریه کرد

جان می دهیم و از درتان پر نمی زنیم
موجیم و سر به ساحل دیگر نمی زنیم
وقتی که حرف، حرفِ ولایتمداری است
ما دم ز غیر تا دم آخر نمی زنیم
وقتی که امر نایبتان فرض جان ماست
سنگ کسی به سینه ی باور نمی زنیم
فصل بصیرت است بجز با لوای او
حتی قدم به عرصه محشر نمی زنیم
ما را فقط به پای ولایت نوشته اند
ما سینه پای بیرق دیگر نمی زنیم


با ذوالفقارِ نامِ علی پا گرفته ایم
ما درس خود ز مکتب زهرا گرفته ایم
حسن لطفی


[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:04 ب.ظ


ولادت حضرت زهرا س

شعرولادت حضرت زهراسلام الله علیها

قلم مطهر و صفحه مطهر و تحریر
به آب و تاب کنم وصف آیه ی تطهیر

تو کیستی که همه قاصرند از درکت
چگونه می شود آخر تورا کنم تفسیر

مقابل قدمت جبرییل زانو زد
ز بس جلالیت ذات توست عالم گیر

به پیشگاه شما از خدا پیام رسید
سلام حضرت کوثر... سلام خیر کثیر

قسم به لوح و قلم گر اراده فرمایید
به باب میل شما می خورد رقم تقدیر

میان خانه نشستید و ذکر می گویید
تمام ارض و سماوات غرق این تکبیر

تمام خلق تو را در نقاب و دیده و بس
فقط خدا زخ تو بی حجاب دیده و بس


زمانه ظرف ندارد که تو ظهور کنی
کجا به کوته ی فکر ما خطور کنی

اگر قنوت بگیری میان سجاده
تمام شهر به یک غمزه غرق نور کنی

کلیم خانه ی حیدر! به یک دعای سحر
سرای کوچک خانه شبیه طور کنی

تو بهجت دل مولایی و به یک لبخند
وجود خسته ی او را پر از سرور کنی

فضای کوچه پر از عطر سیب می گردد
ز هر دیار اگر لحظه ایی عبور کنی

تو روح عاطفه ایی... گرچه من گنه کارم
مرا مباد ز خود لحظه ای تو دور کنی

غبار راهم و تو سایه ی سرم هستی
چه غم به روز قیامت تو مادرم هستی


دگر زمان سرور پیامبر آمد
که گاه زخم زبان قریش سر آمد

تو همزبان خدیجه شدی میان رحم
که غم مخور شب تنهایی ات سحر آمد

برزگ بانوی کعبه چقدر تنها بود...
ز دیده های پر از مهر او گوهر آمد

شمیم سیب بهشت از حجاز می آید
نگار ماست غریبانه از سفر آمد

خدا برای علی خلق کرده است تو را
برای شیر خدا بهترین سپر آمد

تمام فخر علی شوهری فاطمه است
خبر دهید به حیدر که همسفر آمد

به روی شانه ی تو بیرق علی برپاست
علی که فاطمه دارد همیشه پابرجاست


کریم شهر علی سفره دار زهرا بود
جمال حق علی...آینه دار زهرا بود

به دست خالی از این خانه سائلی نرود
که در کنار علی خانه دار زهرا بود

قسم به ان زرهی که همیشه پشت نداشت
میان دست علی ذوالفقار زهرا بود

اگرچه نام علی هم ردیف با نمک است
بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود

همه زمین و زمان در طواف روی علیست
مطاف روی علی در مدار زهرا بود

حسن کریم و حسین دست گیر عالمیان
همیشه محور این اعتبار زهرا بود

از آن زمان که گل ما به عشق می آمیخت
خدا خدایی خود را به پای زهرا ریخت

خدا به وسعت عرشش تو را معظم کرد
کنیز خویش صدا کرده و مکرم کرد

صدای هر تپش قلب توست ذکر علی
به این صدا همه ی ذکر ها منظم کرد

میان عرصه ی محشر شفاعت همه را
به گوشه ایی ز نخ چادر تو محکم کرد

سپس گشود مسیر ورود جنت را
گروه فاطمیون بر همه مقدم کرد

چکیده ی جلوات تو و علی روزی
حسین گشت و به پا بیرق محرم کرد

برای اینکه بماند همیشه جلوه ی تو
میان قامت زینب تو را مجسم کرد

به هرم آتش دوزخ بسوزد آن دستی
که بین کوچه به یک ضربه قامتت خم کرد

میان آن در و دیوار خون تازه نشست
بلند مرتبه بودی و حرمت تو شکست

قاسم نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:47 ب.ظ


عکس میلاد
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:16 ق.ظ


مدح حضرت زهرا س


مدح حضرت زهرا (س)

یک تکه ابر سوی بیابان بیاورید

قحطیِ عشق آمده باران بیاورید 

بر روح پر تلاطم انسان عصر جهل

آرامشی به وسعت طوفان بیاورید

یک چشمه از بهشت خدا را از آسمان

تا خانه ی پیمبر دوران بیاورید 

الطاف بی نهایت پروردگار را

در قالب سه آیه ی قرآن بیاورید 

یک سیب سرخ به پیمبر دهید و بس

حوریه ای به کسوت انسان بیاورید 

هر سیب سرخ سیبِ پیمبر نمی شود

هر سوره ای که سوره ی کوثر نمی شود 

زیبا نزول كرده و زیباتر از همه

این كه نشسته این همه بالاتر از همه 

خوابیده است همره لالایی نسیم

دریا به روی دامن دریاتر از همه

از باغ و باغبان گلش دل ربوده است

این غنچه ای كه گشته شكوفاتر از همه 

او ماهِ خانواده ی خورشید مكه است

بی خود كه نیست آمده زهراتر از همه 

با این همه لطافتش انصاف را بگو

انسیه هست این زن حوراتر از همه 

ما را به مدح مادر آئینه ها چه کار؟

جایی که مدح فاطمه را کرده کردگار 

روشن به نورِ آمدنش آسمان شده است

این زن كه قبل خلقت خود امتحان شده است 

عطر بهشت آمده همراهِ مقدمش

دنیای پیر با نفس او جوان شده است 

هان ای زنان زنده به گور زمان جهل!

هنگام رستخیز حقوق زنان شده است 

وقت نماز شرعی اگر چه نیامده

برخیز ای بلال زمان اذان شده است 

آخر میان خانه ی آیینه های شهر

آیینه ی خدای نما میهمان شده است 

زهرا نبود زُهره دگر نُه فلك نداشت

زهرا نبود سفره ی خلقت نمك نداشت

خیر كثیر چشمه ی جوشان كوثر است

بنیان گذار نسل شریف پیمبر است 

حرف خدا و سوره ی كوثر به روشنی ست

نسلی كه فاطمی نبُوَد نسل ابتر است 

این خانواده را بركت می دهد خدا

این نسل سبز زنده ترین قوم محشر است 

ما را غم از تلاطم دریای كفر نیست

تا كشتی نجات ولایت شناور است 

ما كودكان گمشده ی صبح محشریم

امّیدمان به آمدن از راهِ مادر است 

هر بانویی که شافع محشر نمی شود

هر كس برای شیعه كه مادر نمی شود 

تو چشمه ی زلال حیاتی كه گفته اند

بالاتر از تمام صفاتی كه گفته اند

بعد از پدر به روح بلند تو می رسد

بانو سلامِ حق، صلواتی كه گفته اند 

جز با كلیدِ مِهر شما وا نمی شود

در روز حشر باب نجاتی كه گفته اند 

وصف تو با كلام زمینی كجا رواست

شأن كنیز توست رُواتی كه گفته اند 

شیرین تر از شورِ نم اشك هایتان

از شهد شاخه های نباتی كه گفته اند 

بانو بیا و یك شب جمعه ببر مرا

همراه خود كنار فراتی كه گفته اند

بیش از هزار سال بُوَد گریه می كنی

بر داغ كشته ی عَبَراتی كه گفته اند 

ای مادر شهید دعا كن برای من

یك شب بمیرم از غم ارباب بی كفن 

محسن عرب خالقی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:23 ب.ظ


میلاد حضرت زهرا س

هی میکِشم گل مینویسم مادر من

وقت توسل می نویسم مادر من 

من قصه های باورم را دوست دارم

من عاشقانه مادرم را دوست دارم 

ای رحمت للعالمین خوانده تو را اُم

خورشیدی و دور سرت دریای انجم 

ترکیب عشق و نور و احساس و حیایی

تو چلّه ی پیغمبر اهل حرایی

اول که عطر خاک و باران زد تو بودی

وقتی نسیم سیب می آمد تو بودی

آثار تو در جاده ی افلاک باقی ست

یک جلوه ات در قصه ی لولاک باقی ست

دست تو در روز قیامت بازِ باز است

دست تو در امر شفاعت بازِ باز است 

ای ذکر تسبیح تو بعد از هر نمازم

ایاک نعبد های جاری در نمازم

ای دختر آیینه های بی تعلق

هرچه سرودند از تو شعر بی تملق

معراج اهل آسمان از دامن تو

عطر خدا می آید از پیراهن تو

کوثر توئی ما تشنه کامان تو هستیم

ما مستحق لقمه ی نان تو هستیم 

باران شما و ما همه خاک کویریم

بر ما ببار از تشنگی اینجا نمیریم 

ای وصف تو در آیه های پاک کوثر

ای بوسه بر دست شما داده پیمبر

ای گرد خاک چادرت خورشید تابان

از چادر تو صد یهودی شد مسلمان

آئینه ی تقدیس در دنیای پیشین

ای لیله القدر پیمبرهای پیشین 

ما با تو ترسی از شب محشر نداریم

خود را فقط در دست لطفت می سپاریم 

ای احترامت واجب بر هر پیمبر

ای آسمان روشن شب های حیدر 

خورشید بعد از دیدنت در تابش آمد

عالم پِی دستاس تو در چرخش امد 

بر آسمان عشق حیدر دل که دادی

پیراهنت را هدیه بر سائل که دادی

عالم به دستان عطایت آفرین گفت

بر بخشش بی انتهایت آفرین گفت 

شور نمازت تا خدا بالا گرفته

اینگونه نامت کنیه ی زهرا گرفته 

ای خادمت آسیه و حوا و مریم

چشم همه بر دست تو چشمان ما هم 

گاهی گلو از مهر تو تر می نمایم

بنگر چگونه بی شما سر می نمایم 

بانو قسم بر پهلوی آزرده ی تو

بر چهره ی در کوچه سیلی خورده ی تو

امشب بگو مهدی بیاید ما غریبیم

آقای هم عهدی بیاید ما غریبیم

 



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح ومیلاد حضرت زهرا س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:18 ب.ظ