تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب حضرت معصومه س

جانب میخانه

مى‏خواستم كه جانب میخانه رو كنم

دستِ نیاز حلقه جام و سبو كنم

 

در ساحل نیاز نشینم امیدوار

دل را به شطّ باده دَمادم فرو كنم

 

وقتى كه هست شوق تیمم ز خاك یار

دیگر چرا ز چشمه زمزم وضو كنم

 

با من حدیث طعنه نا مردمان مگو

من آبروىِ مِى طلب آبرو كنم

 

تیغ زبان به كار نمى‏آیدم دگر

باشد به چشم خون شده‏ام گفتگو كنم

 

از دست رفته دل به تمناى دلبرم

ساقى كمى تحمل من كن كه مضطرم

 

دست خمار جز به سوى خم نمى‏رود

كشتى ز بحر جز به تلاطم نمى‏رود

 

گر گُل اسیر پنجه باد خزان شود

از بلبل انتظار ترنم نمى‏رود

 

یك خوشه عشق آل على گر ثمر دهد

آدم سراغ دانه گندم نمى‏رود

 

حاتم بخیل نیست، اگر درهمى نداشت

لبهاش جز به مهر و تبسم نمى‏رود

 

تا گفت آشیانه ما آن دیار هست

آواره مى‏شود دل و از قم نمى‏رود

 

چشمم فرات و باز دلم مات مى‏شود

محوِ جلالِ عمه سادات مى‏شود  

 

تا باده از سبوى امامت گرفته‏ایم

پیش خدا جوازِ اقامت گرفته‏ایم

 

از حُسن خلقیتم به حیرت، گمان مبر

انگشت بر دهان ز ندامت گرفته‏ایم

 

دل را چو داده‏ایم به دست طبیب عشق

منزل به كوچه باغ سلامت گرفته‏ایم

 

با وعده بهشت برابر نمى‏كنیم

هر دِرهمى از او به كرامت گرفته‏ایم

 

خورشید را مُسخّر خود كرده‏ایم ما

تا ذره‏اى ز رحمت عامت گرفته‏ایم

 

تا سوخته چو لاله ز داغت دعاى ماست

خاك حریم شاه چراغت دواى ماست

 

یك صبح مى‏شود كه برایم دعا كنى؟

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا كنى؟

 

مرغ دل از قفس تن به دركشى

در آسمان صحن و سرایت رها كنى

 

ما را به پادشاهى عالم در آورى

یعنى كه در حریم بلندت گدا كنى

 

امروزه كاینچنین به كرامت زبانزدى

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها كنى؟

 

تو زائر مدینه‏اى و طوس مى‏روى

ما را ببر كه زائر قبرِ رضا كنى

 

باشد نصیب ما بنمایى هزار حج

یعنى طواف در حرم ثامن الحجج

 

این جا كه آمدى سخن از تازیانه نیست

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست

 

در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

 

سیلى نزد كسى به رُخ داغدار تو

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست

 

با شاخ گل ترا به سوى خانه مى‏برند

كنج خرابه بهر تو آشیانه نیست

 

آرى حریم تو حرم اهل بیت شد

حتى فراز آنكه ز قبرش نشانه نیست

 

تا نیت زیارت معصومه مى‏كنم

یاد از مزار مادر مظلومه مى‏كنم

جواد محمد زمانی

[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:41 ق.ظ


مرغ غزل خوان

امشب دوباره مرغ غزل خوان تو منم

از سائلان لطف دوچندان تو منم

 

از معرفت بریز درون سبوی من

امشب دوباره تشنه ی عرفان تو منم

 

فرموده است حضرت کاظم: " فدای تو"

با این حساب پاره گریبان تو منم

 

عیسی مسیح از نفست زنده گشت و گفت:

درسی بده که طفل دبستان تو منم

 

هر کس که زائرت شده جنت برای اوست

 مست سبو و طالب رضوان تو منم

 

چندیست روزیم نشده زائرت شوم

یعقوب وار مانده به کنعان تو منم

 

سوغات قم به اذن شما می دهد شفا

بیهوده نیست عاشق سوهان تو منم

 

لطفت مدام بوده که من سائلت شدم

شکر خدا که سائل احسان تو منم

 

مرغ دلم دوباره نشسته به گنبدت

بی بی سلام... زائر و مهمان تو منم

 

بالم شکسته است بیا چاره ای نما

عمری شفا گرفته ی دستان تو منم

 

وقتی که عالمان همه دربان تو شدند

بهتر همین که کلب نگهبان تو منم

 

جواد شیرازی 

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:37 ق.ظ


سفره ی باران

باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس

باید کنار سفره ی باران نشست و بس

آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است

باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس

وقتی که روبروی شما صحن آینه ست

باید تمام آینه ها را شکست و بس

آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که

صیّادها شدند کبوترپرست و بس

حتی مزارهای حرم فرق می کنند

زائر ، کنار حضرت بهجت نشست و بس

نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو

هستم دخیل چادرتان از الست و بس

مثل نسیم ، در حرم آرامتر شدم

از هرچه بگذریم ، حرم خوشترست و بس

حمید رمی



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:26 ق.ظ


شهادت حضرت معصومه س

حضرت معصومه(س)-شهادت

ای سایه ی بالا سرِ خواهر برادر

ای جانِ از جانِ خودم بهتر برادر

خواهر همان احساس مادر بر برادر

دارم برایت می شوم مادر برادر

ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز

یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز

یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز

بر خواهرانش سایه دارد هر برادر

چیزی به غیر از چشم تر دارم ندارم

از گوشه ی زندان خبر دارم ندارم

اصلاً نمی دانم پدر دارم ندارم

دیدم كمالاتِ پدر را در برادر

از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟

با التماس من دعایی می فرستی؟

دارالشِفای من دوایی می فرستی؟

افتاده ام در گوشه ی بستر برادر!

اینجا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است

وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است

حالا كه احوالِ رضا  خوب است خوب است

از بس فنا گردیده ام من در برادر

در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند

وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند

این معجری را كه سرم دارم نبردند

اینجا چه شأنی دارد این معجر برادر

ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند

جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند

هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند

افتاده روی تلِ خاكستر برادر

نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت

نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت

نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت

پس ما دو تا قربانِ آن خواهر برادر

با نیزه ای تا شاه را از حال بردند

یك یك تماماً رو سوی اموال بردند

هر آنچه را كه بود در گودال بردند

تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر برادر

لطیفیان




[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:26 ب.ظ


عکس شهادت حضرت معصومه س


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:24 ب.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

از شب میلاد تو اینگونه حاصل می شود


ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل از خورشید غافل می شود

گوئیا شأن نزولش می شود ایران ما

هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود

پای او "شاه چراغ "ودست ها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت، خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت، داخل می شود

هرکسی درشهر، عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت، عاقل می شود 

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه با ترفیع در صحن تو سائل می شود

در حریمت شعر گفتن کار خود را می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانیِ من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود

تا چهل شهر مجاور وسعت اکرام توست

پس منِ همسایه ات را نیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

مهدی رحیمی


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:30 ق.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است

خارج از دست خلیل است، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به در خانه ی تو بسته و وابسته شدیم

چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد

کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو  بهتر پیچید

پخش کردند اگر قصۀ مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی، امّا

دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم

گذری نیست به معراجِ تو حیران شده را

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو

تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

لطیفیان




[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:20 ب.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

با صد امید دربه دَرِ خانه ات شدم

محتاج یک نگاه کریمانه ات شدم

روز ازل، نگاه شما شد نصیبِ ما

از این سبب کبوتر آستانه أت شدم

نانی که می خورم همه از برکت شماست

مدیون لطف آب و همان دانه أت شدم

عشق رضا، چو ارثیه ای، از شما رسید

مدیونِ ارثِ کامل و جاودانه ات شدم

شمع محبتی که به ما نور می دهی

از لطف یک نگاه تو، پروانه أت شدم

هستی شفیعه ی همه در موسم جزا

دست مرا بگیر، تو ای خواهر رضا

وقتی میان صحن شما می زنم قدم

انگار در بهشت خدا می زنم قدم

آری بَدَم ، ولی به هوای تو آمدم

با ذکر تو، به صحن و سَرا می زنم قدم

در باز کن ، رسیده گدا تا کرم کنی

کنج حرم به شوق عطا می زنم قدم

فرقی که نیست بین حریم تو و رضا

پیش تو در کنار رضا می زنم قدم

شب های جمعه در حرم با صفای تو

انگار بین کرببلا می زنم قدم

بانو میان لطف و عطای شما گُمیم

شکر خدا که زائر معصومه در قُمیم

باز آمدم زیارتِ بالا سَرِ شما

با دست خالی آمده ام بر دَر شما

این روزها که غرق عزای تو عالَمی است

شد روضه خوان ماتم تو، نوکر شما

امّا اگر که جان شما روی لب رسید

دستی نداشت نیّت آن معجر شما

از روی بام که سنگی به تو نخورد

یا خیزران نخورد، لبِ سرور شما

گیرم که زهر تاب و توانِ تو را گرفت

امّا نشد کبود، که بال و پَرِ شما

تا آمدی نثــارِ شما شد ســلام ها

کِی؟ سنگ برتو زد کسی از پشت بام ها

قم از نگاه لطف تو بانو بها گرفت

با مهر تو وجود مراهم خدا گرفت

شب های جمعه در حرَمَت غلغله به پاست

آری دوباره از تو کسی کربلا گرفت

اسماعیل شبرنگ



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:05 ب.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

حضرت معصومه(س)-مدح

خاتون شهر آینه هایی بزرگوار

زهرای شهر یثرب مایی بزرگوار

چشم ملك ندیده دمی سایه ی تو را

ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت كشانده ای

موسای بی عباوعصایی بزرگوار

بر شانه های باد،جحاز تو حمل شد

فرمانروای ملك صبایی بزرگوار

گم كرده ایم كعبه ی حاجات و آمدیم

نزد شما كه قبله نمایی بزرگوار

من گریه می كنم كه نگاهی كنی مرا

آری همیشه عقده گشایی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهم مان شده

بی شك دلیل فیض شمایی بزرگوار

بانوی مهربان كدامین قبیله ای ؟

امشب بگو كه اهل كجایی بزرگوار

خلقت شبیه پیر كریم عشیره است

الحق ز نسل شیر خدایی بزرگوار

فهمیدم از شلوغی صحن و سرای تان

هر لحظه مامن فقرایی بزرگوار

فرقی نمی كند چقدر نذر می كنند!؟

باب المراد شاه و گدایی بزرگوار

اینجا مریض ها همگی خضر می شوند

سرچشمه ی حیات و بقایی بزرگوار

از لحن گریه كردن زوار واضح است

در قم،بقیع اهل بكایی بزرگوار

یادت نمی رود چه قراری گذاشتیم؟

محشر دم بهشت بیایی بزرگوار

وحید قاسمی



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:30 ق.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

حضرت معصومه(س)-مناجات

مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

***

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

***

كوثر نوری به كویر قمی

آب حیات دل این مردمی

***

عمه سادات بگو كیستی؟

فاطمه یا زینب ثانیستی؟

***

از سفر كرب و بلا آمدی؟

یا كه به دنبال رضا آمدی؟

***

من چه كنم شعله داغ تو را

درد و غم شاهچراغ تو را

***

کاش شبی مست حضورم كنی

با خبر از وقت ظهورم كنی

آغاسی



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:22 ق.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

دل من باز گرفته به حرم می آید

درد دلهاست که از چشم ترم می آید

باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک

لطف تو باز فقط در نظرم می آید

در همه زندگی از بی تو شدن می ترسم

که اگر دست نگیری به سرم می آید

کاش آن لحظه ی پر غصه به دادم برسی

آه آن لحظه که وقت سفرم می آید...

زائری بود که هر روز حرم می آمد

چقدر پیش تو بوی پدرم می آید

می روم از حرمت حس من این است انگار

که کسی تا دم در پشت سرم می آید

شعر می خواند و می گرید و می گریاند

طبع من باز هم از سمت حرم می آید
سیدشرافت


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:27 ق.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

دست مرا گرفت و به دست قلم گذاشت

حسی که باز پای مرا در حرم گذاشت

حسی که اشکوار به چشمم قدم گذاشت

تا ((اشفعی لنا))به لبم دم به دم گذاشت

پس از کنار حجره ی پروین که رد شدم...

بی اختیار شعر سرودن بلد شدم

در این حرم که آمده ام پا به پای عشق

عاشق شدن دعای من است و دعای عشق

ما دست خالی آمده ایم ای خدای عشق

اذن دخول مان بده محض رضای عشق

تا چشم کار می کند اینجا کرامت است

اینجا شفیعه هست پس این جا قیامت است

ما اشک می شویم که باران مان کنی

ما درد می شویم که درمان مان کنی

ما را غریب و بی کس و بی خانمان کنی

تا شب نشین صحن شبستان مان کنی

یادش بخیر ماه مبارک‌ بهار تو

سی جزء عشق خوانده شده در کنار تو

خوش روییت نبود چنین رو نمی زدیم

نورت نبود با دل شب مو نمی زدیم

صحنت نبود دست به جارو نمی زدیم

بالا اگر نبودی  زانو نمی زدیم

ما با حضور لطف تو حاجت نداشتیم

ما بی حضور لطف تو بهجت نداشتیم

بال فرشته است و قدم های مردم است

در حوض صحن آینه اش آسمان گم است

دیگر نگرد مادرمان در همین قم است

((اینجا که آب هست چه جای تیمم است؟))

گفتند باز می شود از قم در بهشت

ما را ببر بهشت تو  ای خواهر بهشت

آهو شدیم در دل صیادمان ببر

پروازمان بده به گهر شادمان ببر

یک لحظه سمت پنجره فولادمان ببر

در هشت هشت لحظه ی میلادمان ببر

مشهد به پاست در سرمان شور عشق تو

پس مال ماست کوچه ی سرشور عشق تو
مجید تال



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:22 ق.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

( حضرت معصومه )
چادرش از جنس باران بود و قلبش لاله زار

شانه هایش  تکیه گاه  بغض های  بیقرار

دامنش  از  نسل  دامان  حریر آفتاب

چشمهای پاکش از ذریه ی سبز بهار

دختر بی شبهه ی سجاده های نور بود

گریه هایش سر به مُهر و سجده هایش بی شمار

خواهر خورشید بود و تن به ظلمت ها نداد

چیره شد بر ابرها و بر کسوف آزگار

وسعت اندوه را کوچید تنها و غریب

تا بگیرد روشنی ها را سراغ از روزگار

در مسیر عشق اما طاقت او طاق شد

بر زمین افتاد آن سرو " فراوان شاخسار "

آه ! اینک سبزه زار چادر معصوم او

چون بهشتی در کویر خشک مانده یادگار

سودابه مهیجی



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:18 ب.ظ


عکس متحرک میلاد حضرت معصومه س


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:45 ب.ظ


حضرت معصومه(س)-مدح

 

حضرت معصومه(س)-مدح

تولایت مرا با انبیا محشور كرد

تبرا دشمنان را مستحق گور خواهد كرد

خدا خورشید را هم به یقین از چشم تو چیده

كه با چشم مسلح هم بیبینیم كور خواهد كرد

چه كردی دلبری كردی خدا در روز محشرهم

تمام شهر قم را هاله ای از نور خواهد كرد

دو ركعت زیر گنبد چه صفا دارد که موسی را

چنین با عزم راسخ بی خیال طور خواهد كرد

عجب جای رفیعی كه خدا جبریل عرشی را

برای كفشداری حرم مامور خواهد كرد

كریمی آنقدر، در دست هایم جای خالی نیست

و این رو دادنت آخر مرا منصور خواهد كرد

نمی دانم خدایی سر ناگفته در این جا چیست

كه حتی پاک میل مستی از انگور خواهد کرد

هر آن كس نان دهد، دندان دهد مصداق آن اینجاست

خدا خود در حریمت دست ما جور خواهد كرد

بخواه از بانویی كه نائب بر حق مادر شد

گدایی كردن از این در تو را مشهور خواهد كرد

ببخشیدم به سمت روضه خواهد رفت این ابیات

اگر که اشك هایم شعرتان را شور خواهد كرد

و اما آخر این داستان عشق به داداشت

مرا به روضه خوانی از غمی مجبور خواهد كرد

بیا تا وقت دارم بوسه بارانت كنم آخر

سرت را نیزه دار از زینب تو دور خواهد كرد

فلاح نیا



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت معصومه س
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:22 ب.ظ