تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب میلاد حضرت رسول اکرم ص

صلواتی بفرست

حضرت رسول(ص)-رباعی صلوات


زیبا شده است گرکه گلزار حیات

پیچیده اگر دوباره عطر حسنات

نیکوست در این مکتب زیبایی و نور

تسلیم شدن به امر حق با صلوات

***

از حنجرۀ خود نغماتی بفرست

از عشق به یاسین جلواتی بفرست

مانند فرشتگان عرشی تا عرش

با حکم یُصلون صلواتی بفرست

وفایی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:49 ب.ظ


به توفیق تو امضاء شده

حضرت رسول(ص)-ولادت

گیرم كه به توفیق تو امضاء شده باشد

یا بر اثر لطف تو پیدا شده باشد

یك قطره به توفیق تو دریا شده باشد

با این دل بیچاره مدارا شده باشد

با این همه هنگام سرودن چه بگویم

باید كه بفهمم ز تو چیزی كه بگویم

من هیچ نمی فهمم از آن قدر خدا را

كی فهم كند ذره ی بی قدر شما را

باید به مدد خوانم دستان دعا را

یكبار دگر تازه كنم قبله نما را

تا سوی تو این قلب زمین خورده بیاید

تا لطف تو بر شعر من آغوش گشاید

ای آن كه قسم خورده به نام تو خدایت

بیدار شده شهر شب از بانگ رهایت

ای آن كه تبرك شده كعبه به عبایت

تا عرش خدا صف زده پژواك صدایت

این كیست كه در نور تو پیدا شده آقا

آن روح چه سان در تن تو جا شده آقا

گفتم كه از آن شب ، شب فردا بنویسم

از غار حرا ، لیله ی اسراء بنویسم

از كعبه و از مسجدالاقصی بنویسم

آری منم آن قطره كه دریا بنویسم

این كیست كه چون اشك شب قدر زلال است

ما راه به آن قدر بیابیم ؟ محال است

هان چهره بچرخان كه زمین نور ببیند

برخیز كه هر قدر به پایت بنشیند

دنیا فقط از حسن تو ،توحید گزیند

از غنچه لبهای تو لبخند بچیند

ای گلشن رحمت كه گلستان شده عالم

از نور خداوندی تو نیّر اعظم

در غار حرا پرده ز حسن تو گشودند

با نور تو رنگ از شب تاریك زدودند

تو بوده ای آن روز كه این خلق نبودند

اقراء كه به عشق تو لك الحمد سرودند

ای صادر اول كه تویی مصدر دنیا

ای گمشده ی حسن تو موسی و مسیحا

لولاك زمین خاك و زمان پیش و پسی بود

لولاك كجا رخصت احیای كسی بود

كی بی تو به دستان كلیمی قبسی بود

كی در دم عیسی دم احیای كسی بود

تو آمده ای ای جان به تن خاك بباری

باران شوی و بر تف این خاك بباری

خون در تن توحید روان شد به هوایت

شب روز شد از همرهی عقده گشایت

هر روز خدا تحفه فرستاد برایت

ماودعك ربك خورشید ولایت

ای آن كه ز توحید  تو صد آینه توحید

زهرا شد و در قاب ولای تو درخشید

قم شهر خدا چشم به راه است فانذر

صفهای جماعت همه بر پاست فكبّر

ای نور خدا در سكناتت متواتر

ای صادق و هادی، تقی و كاظم و باقر

تو كوثر محضی كه در عالم شده تكثیر

نازل شده در شأن شما آیه ی تطهیر

در مدح تو اندیشه زمینگیر و زبان لال

جز جذبه قرآن تو نطق همگان لال

اقصای جهان لال ، زمین لال ، زمان لال

جز نفس خودت قاطبه ی كون و مكان لال

لب باز كن ای مرد ، بگو كیست محمد

جز حیدر كرار كسی نیست محمد

ای پاره ای از حسن مثالی تو زهرا

ای حیدر كرار به توفیق تو مولا

حق است كه وامانده در اوصاف تو دنیا

وقتی كه علی عبد تو خوانده است خودش را

گفتیم و نشد در صف تو راه بجوییم

بگذار كه از حیدر كرار بگوئیم ...

دارم دلی از شوق تو لبریز علی جان

اهورا



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:47 ب.ظ


یا رسول الله

 

لب نگار که باشد رطب حرام بود
زمان واجبمان مستحب حرام بود
فقیه نیستم اما به تجربه دیدم
بدون عشق مناجات شب حرام بود
اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری
به من معالجه ی در مطب حرام بود
برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب
که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود
تو مرد ظرفشناسی و مهِر اولادت
عجم که هست برای عرب حرام بود

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله
بزرگ آل نوشتند یا رسول الله

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند
هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند
تورا به سمت زمین با نسیم آوردند
توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند
نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست
اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند
تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود
توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند
اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری
تورا محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات
نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات

برای خُلق تو باید کنند تحسینت
نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت
از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی
نوشته اند از این سو تو را نخستینت
هزار و سیصد و هشتاد و چندمین سال است
شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت
شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات
گدای سفره ی هر سال چهارده سینت
توآمدی که علی را فقط ببینی و بس
نداده اند به جز دیده ی خدا بینت

یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی
اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی

مرا اُویس شدن در هوای تو کافی است
اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است
همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم
لبم رسید به خاک سرای تو کافی است
چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش
همینکه فاطمه داری برای تو کافی است
همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی
برای روشنی لحظه های تو کافی است
تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت
اگر علی تو باشد به جای تو کافی است

قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله

تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها
تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها
خدای خوب به جای خدای چوب نشست
و با اذان تو بالا گرفت باورها
بگو: مدینه علمی، علی درآن است
بگو: که واجب عینی است حرمت درها
بریز شیره پیغمبری به کام حسین
که از حسین بیاید علی اکبرها

زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد

هزار حضرت مریم کنیز مادر توست
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست
به دختران فلان و فلان نیازی نیست
اگر خدیجه والامقام همسر توست
علی و فاطمه دو رحمت خداوندی
برای عالم دنیا و صبح محشر توست
به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست
به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض
خدا برابر تو یا علی برابر توست
تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست

لطیفیان



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:12 ب.ظ


باغی ز گل محمدی

 میلاد رسول زیبایی ص

در کشور عشق، معبدی می خواهم
یک سینه تهی ز هر بدی می خواهم
سهمی ز جهان اگر مرا می بخشید
باغی ز گل محمدی می خواهم

***

ای عشق ! تو آمدی حیاتم دادی
از ظلمت و تیرگی نجاتم دادی
من تشنه ی یک سرود روشن بودم
جامـــــی ز زلال صلــــواتم دادی

***

ای دوست ! ندای « لا تخف » می آید
شب رفت ، صدای چنگ و دف می آید
شد چشم زمین به نور احمد روشن
از عرش ، فرشته ، صف به صف می آید

***

بوی تو ز بوستان من می آید
خورشید در آسمان من می آید
لب های مرا فرشتگان می بوسند
چون نام تو بر زبان من می آید

***

در عشقِ تو استوار ، همچون کوهم
بی نور تو ، عابر شب اندوهم
چون نام تو بر لبان من می رقصد
عطر صلوات می چکد از روحم

***

تا نام تـــــو بر زبان هستی آمــــد
در سینه ی عشق ، شور مستی آمد
از سینه ی کعبه نـــــــور تو بیرون زد
گلبانک خوش خـــــداپرستی آمـــد

***

باید که حضور ماه را دریابیم
در دولت نور ، راه را دریابیم
ذکر صلوات بر محمد کافی ست
تا معنی « لا اله ... » را در یابیم

***

ای دل شدگان ! یار موافق آمد
افشاگر چهره ی منافق آمد
عالم ز ظهور نور او روشن شد
یاران ! صلوات ، صبح صادق آمد

***

ای دوست ! به آسمان نظر کن گاهی
ذکری تو بگو ، بر آور از دل آهی
لب را به گلاب نام او خوشبو کن
گر دولت وصل دوست را می خواهی

***

ای دلشدگان ! نسیم جان می آید
در جسم زمین ، دوباره جان می آید
در باغ ، گل محمدی می خندد
تبریک ! بهار عاشقان می آید

***

در ظلمت شب ، دلیل راهم دادند
رخصت به دلم ، دل سیاهم دادند
چون نام تو بر لبان روحم رقصید
در خلوت انس دوست راهم دادند
 
***

ای خال لب تو ، نقطه ی بسم الله
در حُسن و جمال ، ماه تر از هر ماه
شکرانه ی دیدن تو صد تکبیر است
« لا حول و لا قوة الا باللــــــــه »

***

ای خون حماسه در رگ آزادی !
تو بر سر ظلم ، تندر فریادی
تو آمدی و به غنچه های ایمان
فرمان خجسته ی شکفتن دادی

***

ای نور زمین و آسمان ! ادرکنی
ای قبله ی دل ، بهشت جان ! ادرکنی
بوی خوش وصل می وزد از نامت
نام تو سرود عاشقان ، ادرکنی
اسماعیلی


[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:09 ب.ظ


صلوات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:23 ق.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)

فرزند خاک را تو سرافراز کرده ای

بالاتر از ملائکه پرواز کرده ای

 

پاشیده ای به پنجره ها نور عشق را

از آسمان دری به زمین باز کرده ای

 

بیخود که نیست رحمة للعالمین شدی

این از محبتی است که ابراز کرده ای

 

«راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست»

راهی خطیر یک تنه آغاز کرده ای

 

شق القمر نمودنت از نور کوثر است

با این سه آیه است که اعجاز کرده ای

 

آئینه ات علی و تو آئینه ی علی

خود را درون خویش برانداز کرده ای

 

در حجة الوداع نشان داده ای به ما

یک عمر ، صرف گفتن یک راز کرده ای

سید رستگار



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:17 ق.ظ


حرم نبوی ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:02 ق.ظ


حرم نبوی ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:15 ب.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
سالیانی ست دلم شوق زیارت دارد

 آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

می رسی مثل مسیحا و به جسم کعبه

با نفس های الهی تو جان می آید

بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می آید

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست

قبله‌ی عزت و ایمان به جهان می آید

با قدوم تو برای همه‌ی اهل زمین

از سماوات خدا برگ امان می آید

نور توحیدی تو در همه جا پیچیده ست

از فراسوی جهان عطر اذان می آید

عرش معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالمتابت

خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد

نور توحید به قلب بشر ارزانی شد

خواست حق، جلوه کند روشنی توحیدش

قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد

ذکر لب های تو سرلوحه‌ی تسبیحات است

عرش با نور نگاه تو چراغانی شد

قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند

نورت آئینه‌ی آئین مسلمانی شد

به سراپرده‌ی اعجاز و بقا ره یابد

هر که در مذهب دلدادگی ات فانی شد

خواستم در خور حسن تو کلامی گویم

شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد

ای که مبهوت تو و وصف خطی از حسنت

عقل صد مولوی و حافظ و خاقانی شد

«از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»

جنتی از همه‌ی عرش فراتر داری

تو که در دامن خود سوره‌ی کوثر داری

دیدن فاطمه ات  دیدن وجه الله است

چه نیازی است که تا عرش قدم بر داری

جذبه‌ی چشم تو تسخیر کند عالم را

در قد و قامت خود جلوه‌ی محشر داری

عالم از هیبت تو، شوکت تو سرشار است

اسداللهی چون حضرت حیدر داری

حسنین اند روی دوش تو همچون خورشید

 جلوه‌ی نورٌ علی نور ، مکرر داری

اهل بیت تو همه فاتح دل ها هستند

روشنی بخش جهان، قبله‌ی دنیا هستند

ای که در هر دو سرا صبح سعادت با توست

رحمت عالمی و نور هدایت با توست

چشم امید همه خلق و شکوه کرمت

پدر امتی و اذن شفاعت با توست

با تو بودن که فقط صرف مسلمانی نیست

آنکه دارد به دلش نور ولایت، با توست

بی ولای علی ع این طایفه سرگردانند

دشمنی با وصی ات، عین عداوت با توست

باید از باب ولای علی آید هر کس

در هوای تو و در حسرت جنت با توست

سالیانی ست دلم شوق زیارت دارد

یک نگاه تو مرا بس، که اجابت با توست

 کاش می شد سحری طوف مدینه آنگاه

نجف و کرب و بلا و حرم ثارالله

 یوسف رحیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:29 ق.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
میلادیامبر نور مبارک

امروز اگر که پا به پای کلمات

 

تا محضر تو آمدم ای صبح نجات

 

چشمان تهیدست برایت دارم

 

دریاب مرا به برکت یک صلوات

 

یوسف رحیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:56 ق.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-مدح

 

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری

به من معالجه ی در مطب حرام بود

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب

که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود

تو مرد ظرف شناسی و مهِر اولادت

عجم که هست برای عرب حرام بود

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله

بزرگ آل نوشتند یا رسول الله

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند

هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تو را به سمت زمین با نسیم آوردند

تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست

اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا «کُلنا محمّد» بود

تو عین نوری و در رفت و آمدت گفتند

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری

تو را محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات

نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات

لطیفیان

 

 

[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:01 ق.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
چاره‌ی کارش خمِ مویِ محمّد ص می‌شود

هر که خواهد روز محشر خنده بر دل آورد


یا که رمزی را برای حلِ‌ مشکل آورد


یا که در باغِ جنّان جایی به حاصل آورد


چاره‌ی کارش خمِ مویِ محمّد ص می‌شود



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:29 ب.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
دو چشمِ آمنه بر روی احمد ص

دو چشمِ آمنه بر روی احمد ص


گره خورده دلش بر موی احمد ص


گهی خندان گهی محو تماشا


چو می‌بیند خمِ ابروی احمد ص



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:19 ب.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
تا حشر رسول است رسول است محمّد ص
در ارض و سما جلوۀ توحید، مبارک
 
ای اهـل ولا اهل ولا، عیـد، مبارک!
 
بــا چـرخ بگـویید فـرو ریـز ستاره
 
با مـاه بگوییـد که خورشید مبارک
 
ای مردم عالم شب میلاد محمد ص
 
رویی که درخشید و ندیدید، مبارک
 
در هفـدهم ماه، مـه چـارده سر زد؛
 
یـا نـور خـداوند درخشیـد، مبارک
 
ای مکـه قدمگـاه پیمبر ص شدی امشب
 
ای آمنه تبریک! که مادر شدی امشب
 
----
 
این است که ملکِ دو جهان بسته به مویش
 
دیده است خدا صورت خود در گل رویش
 
سرهای نکویان همـه خاکِ کفِ پایش
 
دریای کمالات، یکـی قطـره ز جویش
 
پیغامبـران پیشتــر از صبــح ولادت،
 
نوشیده همـه کوثر عرفـان ز سبویش
 
روید ز جهنم گـلِ «بَـرداً و سـلاماً»
 
افتد چو در آن قطره‌ای از آب وضویش
 
هر صبح و مسا بانگ اذان است سرودش
 
شغل ملک و شغل الهی است درودش
 
----
 
این نور الهی است به سماوات و زمین است
 
این عبـد ولـی آینــۀ حـی مبیــن است
 
این است که سرسخت‌ترین دشمن جانش،
 
می‌گفت امین است، امین است، امین است
 
ایـن جـان گــرامی بــه تـن پـاک نبیین
 
ایـن روی خـدا در نظـرِ اهــل‌یقین است
 
چنـدی شـده همسـایۀ مـا خاک نشینان
 
این است که در عرشِ خدا صدرنشین است
 
از صبح ازل دست خدا بر سر او بود
 
جبریل بدان مرتبه خاک درِ او بود
 
----
 
بحریست که خوبـان دو عالـم دُرِ نابش
 
نوری است فروزنده که نور است حجابش
 
افـواج مـلَک ذرۀ خورشیــد وجـودش
 
ارواح رُســل، مستمعِ علــمِ کتــابش
 
گلهای بهشتی که پـر از عطـر بهشتند
 
شستند همـه پیرهـن از بـوی گلابش
 
ای خلـق جهان! مکتب او را بپـذیرید
 
والله قسـم وحـیِ الهیست، خطــابش
 
ادیان همه منسوخ بـه جز مکتب احمدص
 
تا حشر رسول است رسول است محمّد ص
 
استادسازگار


[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:04 ب.ظ


میلاد حضرت رسول اکرم (ص)
رحمةٌ للعالمین شد، از خدا کوثر گرفت
دست غیبِ غیب امشب پرده از رخ برگرفت

نور او تا ماوراءالملک را در بر گرفت

روی ناپیدای خود را فاش در آیینه دید

پرده چون ذات خدا را روی پیغمبر گرفت

منظر حسن خدا تابید در کلّ وجود
 
دل ز هر پیغمبری این دلربا منظر گرفت

توبۀ آدم نه تنها گشت با نامش قبول
 
سرگذشتی شد که عالم زندگی از سر گرفت
 
پیشتر از بامداد هفده ماه ربیع
 
آفتابی در زمین از آسمان دل برگرفت
 
ذره‌ای از مهر رویش را چو بر آن بذل کرد
 
جلوه‌ای کرد و جهان را خسروِ خاور گرفت

با تماسش ریگ صحرا را دُر نایاب کرد
 
با نگاهش از درون سنگ نخلِ‌ ‌تر گرفت
 
با غلامش می‌توان زر کرد کوه سنگ را
 
از گدایش می‌توان یک آسمان اختر گرفت
تا نگهدارد به دامان اختران خویش را
 
آسمان دست توسلّ سوی آن سرور گرفت
 
جرأت پرواز را با حضرتش از دست داد
 
گرچه جبریل از ملایک اوج بالاتر گرفت
 
معجز پیغمبران در پنجۀ سلمان اوست
 
زهد عیسی در کلاس درس او بوذر گرفت

مرتضی در بدر یاری از رسول‌الله خواست
 
مصطفی ص در فتح خیبر دامن حیدر ع گرفت

با دم او «لافتی الا علی» جبریل گفت

با دعای او علی ع شمشیر از داور گرفت

با رخ زهرای او چشم ملایک نور یافت
 
از دم داماد او جبریل بال و پر گرفت
 
یک نگه در فتح خیبر بر علی ع کرد و علی ع

با دو انگشت یداللهی در از خیبر گرفت

ذکر بر لعل لبش پیش از ولادت بوسه زد
 
حمد از فیض دهانش روح بر پیکر گرفت
 
گوهری یکدانه در انوار حق پوشیده بود
 
«رحمةٌ للعالمین» شد، از خدا «کوثر» گرفت

آسمان تا با بلالش لاف یک رنگی زند

صبحِ خلقت، آبرو از رنگ نیلوفر گرفت

باغ جنّت بود از اوّل عاشق مقداد او
 
کز خدا بر دامن خود این‌همه زیور گرفت
 
باید از آیات قرآنش دُرِ توحید یافت

باید از دریای نورش تا ابد گوهر گرفت
 
دانش عدل و مساوات و کمال و علم را
 
باید از این مکتب و از این پیام‌آور گرفت

نجلِ عمران با یدِ او قلب دریا را شکافت

پورِ آذر با دم او لاله‌ از آزر گرفت

لحظه‌ای بگذاشت لب بر روی چشمان علی ع

چشم آن مولا شفا در غزوه خیبر گرفت

نقش تصویر محمّد ص را میان جام دید

هر که از دست امیرالمؤمنین ع ساغر گرفت
 
یا محمّد ص ای وجودت «رحمة للعالمین»

ای که باغ رحمت از فیض تو برگ و برگرفت
 
کیستی تو کز وصیّ‌ات ذات «رب العالمین»

«انّما» در شأن او فرمود و انگشتر گرفت
 
آسمان دور سر مقداد و سلمان تو گشت
 
آفتاب از خاک راه قنبرت افسر گرفت

نام نیکوی تو را بنْوشت با دست خدا
 
تا قلم روز ازل گلبوسه از دفتر گرفت
 
آنچه میثم گفت در وصف تو حرف او نبود

درِّ مضمون از تو از آغاز تا آخر گرفت

استاد سازگار



[ ]
[ مرتبط با ] : میلاد حضرت رسول اکرم ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:02 ب.ظ