تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب خدا حافظی محرم وصفر

با روضه های مرثیه خوان گریه کرده ام

امام حسین(ع)-مناجات پایان محرم و صفر

یک ماه می شود که ز جان گریه کرده ام

با روضه های مرثیه خوان گریه کرده ام

یک ماه می شود که مرا ریختی به هم

هر روز با شنیدنتان گریه کرده ام

یک ماه می شود که به لب های تشنه ات

نزدیک آبهای روان گریه کرده ام

یک ماه می شود که ز غم های خواهرت

همناله با امام زمان گریه کرده ام

گاهی در اول سلام زیارت ، دم غروب

در حسرت زیارتتان گریه کرده ام

گاهی بیاد خیمه آتش گرفته ات

گاهی برای دخترتان گریه کرده ام

گاهی میان واحد و سنگین و شور و دم

دست خودم نبوده، سینه زنان گریه کرده ام

اشکی نماند ، از غم بر نیزه رفتن ات

بر ماجرای تیر و کمان گریه کرده ام

آقا ببخش ، حرف مرا روضه ای نخوان...

خیلی برای خواهرتان گریه کرده ام

اصلا عجیب بود حال و هوای محرم ام

کلی برای غربتتان گریه کرده ام

**

آمد نشست ، دست به روی سرش گذاشت

هر تکه را که دید روی پیکرش گذاشت

از یک طرف کمی گل ریحانه جمع کرد

از یک طرف کمی پر پروانه جمع کرد

سر، که نبود ، بوسه زد آن جسم خسته را

با نعل تازه پیکر در هم شکسته را

یک ، نه ، دو ، نه ..چقدر شبش پر ستاره بود

یک جسم خسته بود ولی پاره پاره بود

خون می جهید و تاب و توانش نمانده بود

جان در تن امام زمانش نمانده بود

**

اصلا چقدر کم شده ای کو بقیه ات؟

با تیغ ها قلم شده ای کو بقیه ات؟

انگشترت کجاست بمیرم برای تو

آب آورت کجاست بمیرم برای تو

وقت اذان شده است بگو اکبرم کجاست؟

پیراهن سفارشی مادرم کجاست؟



[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:09 ب.ظ


عمرگران رفت

پایان محرم و صفر-مناجاتی

تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت

عمر گرانم پای این و پای آن رفت

گفتم که توبه میکنم این ماه اما

توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت

پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت

اعمال من پای گناهان زبان رفت

دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست

باید برای تو فقط تا پای جان رفت

دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و

سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت

فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم

غافل شدیم و روزها از دستمان رفت

باهر گناهم چشم آقا تار ترشد

آه دل پرناله اش تا آسمان رفت

پیر علی اکبر شدم در روضه هایش

عمرم به پای زخمهای این جوان رفت..

یوسف شد و پیراهنش را پاره کردند

لبهای بابا گفتنش را پاره کردند

پور هاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:55 ب.ظ


تبرک ماه ربیع


[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:55 ب.ظ


وداع با محرم و صفر

وداع با محرم و صفر

با دست خالی آمدم با دست خالی می روم

من به امید تو یا مولی الموالی می روم

روز اول کامدم تربت به کامم ریختند

با چه حالی آمدم من با چه حالی می روم

من که در دنیا ندیدم چهره ارباب را

سوی قبر خویش با شوق وصالی می روم

تا که من خدمتگذار روضه های زینبینم

در صراط حق من از سیر کمالی می روم

من که جا ماندم ز پرواز رفیقان شهید

سوی روضه تا بگیرم پرّ و بالی می روم

محضر ارباب را بهر تعالی طالبم

تا بگویم «اَفرَطَ بی سوءُ حالی» می روم

جواد حیدری



[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:27 ب.ظ


وداع با محرم و صفر

وداع با محرم و صفر

هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم

دوباره سر شود آتش از آتش جگرم

غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا

دو غصه می شود و بیشتر زند شررم

نمی توانم باور کنم، خدا! دارد

تمام می شود امشب محرم و صفرم

بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر

که جان سالم از روضه ها به در نبرم

کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم

از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!

تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم

تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم

مرا جدا نکن از جامه عزا آقا

اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم

مقیم روز و شب کوی روضه بودم من

بدون روضه درین روزگار در به درم

خدا کند زمان زودتر گذر کند و

برای فاطمیه جامه عزا بخرم

بیا و امشب از مشهد الرضا آقا

به کربلا برسانم مرا ببر به حرم

بیابانی



[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:18 ب.ظ


خدا حافظی محرم وصفر

اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان
مرا ببخش نمردم پس از محرمتان
لباس مشکی من یادگاری زهراست
چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غم تان؟
بگیر امانتی ات را خودت نگه دارش
که چند وقت دگر می شویم محرمتان
برای سال دگر نه برای فاطمیه
برای روضه مادر برای ماتمتان
دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی
به لطف فاطمه بر ریشه های پرچم تان
هزار شکر که از لطف پنجره فولاد
میان حلقه ماتم شدیم هم دمتان
بیا دوباره بخوان روضه های یابن شبیب
که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان
چه شام ها که زدی سر به گریه ام اما
مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان ...

" مهدی نظری "



[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:35 ق.ظ


خدا حافظی محرم وصفر

وداع با محرم و صفر


هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم

دوباره سر شود آتش از آتش جگرم

غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا

دو غصه می شود و بیشتر زند شررم

نمی توانم باور کنم، خدا! دارد

تمام می شود امشب محرم و صفرم

بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر

که جان سالم از روضه ها به در نبرم

کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم

از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!

تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم

تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم

مرا جدا نکن از جامه عزا آقا

اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم

مقیم روز و شب کوی روضه بودم من

بدون روضه درین روزگار در به درم

خدا کند زمان زودتر گذر کند و

برای فاطمیه جامه عزا بخرم

بیا و امشب از مشهد الرضا آقا

به کربلا برسانم مرا ببر به حرم

بیابانی




[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:37 ب.ظ


خدا حافظی محرم وصفر

بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر داغ هجرانت حسین جان مبتلایم

 

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم؟

 

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

 

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

 

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

آن اشک هایی که بُوَد آب بقایم

 

یادش به خیر در اوّلین روز محرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

 

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

 

یادش به خیر با هر فراز یا حسین جان

کرب و بلایی می شد این حال و هوایم

 

وقتی به تن کردم لباس مشکی ام را

گفتم دگر وقف شهید سر جدایم

 

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم؟

 

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

 

هر ساله مزد نوکری ام را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

 

آقا به حق مادر پهلو شکسته

امضا نما دیگر برات کربلایم

 

محمد فردوسی

[ چهارشنبه 20 دی1391 ] [ 17:37 ] [ توسط ] [ 2 نظر ]


[ ]
[ مرتبط با ] : خدا حافظی محرم وصفر
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:29 ب.ظ