تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب مدح حضرت زینب ص

مدح حضرت زینب ص

زینب عفیفه ایست کزین بهترش نبود

روح حماسه بود و کم از مادرش نبود

در مجلس یزید چه مردانه حرف زد

جز لافتی دگر صفتی در خورش نبود

با خطبه های حیدری اش انقلاب کرد

اصلا عجیب نیست! مگر دخترش نبود؟

حقا که خوب خواهری اش را تمام کرد

غیر از حسین عشق کسی در سرش نبود

سالم بمانَد و سر ارباب بشکند؟!

سر را نمی شکست اگر، خواهرش نبود

دارد نگاه می کند الشِّمرُ جالسٌ ...

چونین بلا و فاجعه در باورش نبود

شاید که تیغ دفعه ی اول بریده بود

گر جای بوسه های تو بر حنجرش نبود

با هر مصیبتی که شد آمد به قتلگاه

هرچه نگاه کرد، برادر سرش نبود

در ازدحام نیزه و شمشیر و سنگ ها

گم گشته بود، قسمتی از پیکرش نبود

داود رحیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:25 ب.ظ


مدح حضرت زینب ص

با دست بسته هست ولی دست بسته نیست

گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سر به زیر... ولی سرفراز بود

زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم

داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد

هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست

چشم او در اثر حادثه کم سو شده است

کمرش خم شده و دست به زانو شده است

بیت بیت دل او از هم پاشیده شده

صورتش در اثر لطمه خراشیده شده

گفت برخیز که من زینب مجروح توام

چند روزیست که محو لب مجروح توام

این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت

پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت

این رباب است که این گونه دلش ویران است

در پی قبر علی اصغر خود حیران است

گر چه من در اثر حادثه کم می بینم

ولی انگار در این دشت علم می بینم

دارد انگار علمدار تو برمی گردد

مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد

خوب می شد اگر او چند قدم می آمد

خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد

تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین

تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین

راستی دختر تو...دختر تو...شرمنده

زجر...سیلی...رخ نیلی...سرتو شرمنده

وای از دختر و از یوسف بازار شدن

وای از مردم نا اهل و خریدار شدن

سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو

چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو

سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی

وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خونی

مجید نال



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:22 ب.ظ


مدح حضرت زینب ص

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه

 

بعد زهرا بهترین زن بین زن ها زینب است

لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است

گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق

خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است

گر بسنجی در ترازوی عمل معیار صبر

صبر گوید قهرمان صبر دنیا زینب است

گر مقام او بود از جمع معصومین جدا

آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است

در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست

آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است

آن که با تیغ زبان، کار دو صد شمشیر کرد

کوه صبر و استقامت روح تقوا زینب است

آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی

زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است

آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را

با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است

با شهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت

آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است

شد رقم پرونده اسلام با خون حسین

آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است

شاعر ژولیده می گوید به آواز جلی

بین زن ها بهترین زن بعد زهرا زینب است




[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:50 ب.ظ


مدح حضرت زینب ص
خاکسار زینب

فهم هرکس که رسیده خاکسار زینب است

قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است

 

چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد

مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است

 

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او

در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

 

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد

این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

 

ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است

روی خونین حسین آئینه دار زینب است

 

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن

گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

 

هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن

نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

 

صورت او شد کبود آبرویش مال ماست

هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است

 

مشکل امر فرج با دست او وا میشود

بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است

 

جواد حیدری



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:37 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص

تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن

تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن

 

بگو برای من از خاطرات خود بانو

کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن

 

ز بعد کرب و بلا کودکان بی بابا

شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن

 

الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت

صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟

 

بجز شما چه کسی می تواند ای خانم

شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن

 

و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی

تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن

 

                                                                                            یاسر مسافر

[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:04 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص
                                                       در شگفتی

زصبرت در شگفتی اسمان شد

ز وصفت ناتوان وصف وبیان شد

چه کردی روزعاشورا که چشم

تمام افرینش خونفشان شد

در ان روز بلا غارت حرم شد

و پشت اسمان یکباره خم شد

تو بودی راست قامت در حوادث

اگر چه سینه ات کانون غم شد

زمین لرزید وقتی قلب محزون

گذشتی از لب گودال پر خون

تو چشم خویش خورشید ان زمان بست

نبیند انچه تو دیدی به هامون

اگر زینب تو عاشورا نبودی

نشان از کربلا و ما نبودی

تو روح صبر و ایثار و عفا فی

حقیقت بی تو پا بر جا نبودی

گهی زهرا به را در طشت دیدی

زمانی از سری قران شنیدی

اسارت تازیانه چوب و طعنه

تو هر چه درد و غم بوده چشیدی

غم از تو اشناتر گل ندیده

صبوری چون تو کجا جایی شنیده

خجالت می کشد از چهره ات غم

که تا بوده ترا همسایه دیده

گهی خواندی نمازت را شکسته

گهی پیش تنی بی سر نشسته

گهی در گوشه ی ویرانه امد

مبارکباد تو غم دسته دسته


شاعر : حمید کریمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:20 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص

حضرت زینب(س)-کوفه


قدم استوار یا زینب

عزّت و افتخار یا زینب

سمبل اقتدار یا زینب

نوحه ی گریه دار یا زینب

عمّه ی پیر و قد کمان زینب

غصّه ی صاحب الزّمان زینب

از خدا پر، تهی ز من زینب

مرتضایی به شکل زن زینب

هم حسین است و هم حسن زینب

کعبه ی غصّه و محن زینب

با وقارش پیمبری کرده

مثل زهرا چه محشری کرده

دختر اوّل امام علی

داده اش اختیار تام علی

کربلا فاطمه است و شام علی

لب اگر وا کند تمام علی

کوفه را بس که زیر و رو کرده است

مانده ام خانم است یا مرد است

کربلا غیر او مدار نداشت

مثل زینب به غم دچار نداشت

گر چه غیر از دو چشم تار نداشت

به کسی جز حسین کار نداشت

پلک زد دید نور عینش نیست

عشق دیرینه اش حسینش نیست

کربلایی که باورش را برد

بال پرواز بپّرش را برد

قاسم و عون و اکبرش را برد

احترامات معجرش را برد

بی ابالفضل و بی مبارز شد

بی ابالفضل و بی محافظ شد

کربلایی که قامتش خم شد

نصف روزی که غم دمادم شد

ترس یک چیز داشت آن هم شد

بدنی پیش چشم او کم شد

مرکبی پر ز زخم خون یال است

تشنه ای روی خاک گودال است

روی تل ناله زد دگر نزنید

به زمین خورده بر کمر نزنید

نیزه از پشت بی خبر نزنید

از پس و پیش آن قدر نزنید



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:28 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص

اشعار مدح و مرثیه حضرت زینب سلام الله علیها

***

حتی اگر كه مدح تو را صد كتاب كرد

كی میشود فضائل تان را حساب كرد

چشم من آن گلی كه به حسرت شكفته است

باید به لطف گام تو گل را گلاب كرد

حتی بیان نام تو اعجاز میكند

این اسم سیئات مرا هم ثواب كرد

هر حاجتی كه پیش خداوند برده ام

گفتم به حق زینب و او مستجاب كرد

آیینه ی تمام قد حجب فاطمه

خورشید را طلوع رخت در نقاب كرد

ای خواهر كریم مدینه فقیر را

یك گوشه از كرامتت عالی جناب كرد

تو آسمان ترینی و بالا تر از تو نیست

ای خانمی كه هیچكس آقاتر از تو نیست

صدّیقه و زکیّه و تندیس عفّتی

تو گوهر مقدّسه ی بحر عصمتی

شاید که ارث تو پیغمبری نبود

در شام و کوفه روی تو خاکستری نبود

پس هاله نور تو آنجا چه کاره بود؟

راوی دروغ گفته سرت معجری نبود

بانو قسم به خون دهان برادرت

بزم شراب جای چنین خواهری نبود

با تو بنای گریه و زاری نداشتم

اما اگر که مادرتان بستری نبود

امروز با نفس زدنش خون نمی گریست

دیروز اگر جسارت میخ در نبود

رستمی




[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص اهل بیت در کوفه
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:36 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص

وجودش مثل دریا بود عمه

دقیقا مثل زهرا بود عمه

اگرچه کربلا جا مانده بودی

حسین دوم ما بود عمه

هجوم یک سپاه تازیانه

ولی افسوس تنها بود عمه

خدا خیرش دهد این خواهرت را

کسی سیلی نخورد تا بود عمه

و بعداز ساقی آب آور ما

علم بر دوش و سقا بود عمه

تمام راه را مشغول ذکر

حسینم وا حسینا بود عمه

در اوج عاطفه چون مرد جنگید

اگر چه قامتش تا بود عمه

سرش بشگست اما دشمنش دید

سرش بالای بالا بود عمه

وبعد از این همه رنج و مصیبت

خدا را شکر بر پا بود عمه

یاسر



[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:27 ق.ظ


مدح حضرت زینب ص
                                                                                                       لحن خطبه های تو

ای لحن خطبه های تو شیواتر از همه

مضمون جمله های تو گویاتر از همه

تعریف داغ در نظرت جور دیگری ست

ای كربلا به چشم تو زیباتر از همه

حتماً تمام واقعه را خوب دیده ای

ظهری كه بود جای تو بالاتر از همه

اما كسی ندید كه نفرین كنی چرا

ای آن كه ربنای تو گیراتر از همه

ظهری كه سی هزار نفر بود و یك نفر

افتاده بود زخمی و تنهاتر از همه

ظهری كه در هجوم به گودال تیر و تیغ

پیچیده می شدند و معماتر از همه....

 

ما با حسین شور تماشا گرفته ایم

امشب میان زینبیون جا گرفته ایم

 

خورشید صبح گاهی بامت حسین بود

بعد از دو هفته ماه تمامت حسین بود

هر دفعه كه برادرت از راه میرسید

از فرط شور و شوق سلامت حسین بود

یك راستای نور وجوده تو زینب است

نوری كه در مسیر امامت حسین بود

ساده ترش شد اینكه نوشتیم زینب و

دیدیم در حقیقتِ نامت حسین بود

در ذیل خطبه های فصیحت مورخان

آورده اند تکه کلامت حسین بود

در خانواده ای كه واژه ی برخاستن علی است

از كودكی تو ذكر قیامت حسین بود

 

خواهر اگر توئی و برادر اگر حسین

نادیده ام برادر و خواهر در عالمین

 

حتی اگر كه مدح تو را صد كتاب كرد

كی میشود فضائل تان را حساب كرد

چشم من آن گلی كه به حسرت شكفته است

باید به لطف گام تو گل را گلاب كرد

حتی بیان نام تو اعجاز میكند

این اسم سیئات مرا هم ثواب كرد

هر حاجتی كه پیش خداوند برده ام

گفتم به حق زینب و او مستجاب كرد

آیینه ی تمام قد حجب فاطمه

خورشید را طلوع رخت در نقاب كرد

ای خواهر كریم مدینه فقیر را

یك گوشه از كرامتت عالی جناب كرد

تو آسمان ترینی و بالا تر از تو نیست

ای خانمی كه هیچكس آقاتر از تو نیست

 

صدّیقه و زکیّه و تندیس عفّتی

تو گوهر مقدّسه ی بحر عصمتی

 

شاید که ارث تو پیغمبری نبود

در شام و کوفه روی تو خاکستری نبود

پس هاله نور تو آنجا چه کاره بود؟

راوی دروغ گفته سرت معجری نبود

بانو قسم به خون دهان برادرت

بزم شراب جای چنین خواهری نبود

با تو بنای گریه و زاری نداشتم

اما اگر که مادرتان بستری نبود

امروز با نفس زدنش خون نمی گریست

دیروز اگر جسارت میخ در نبود

شاعر : حسین رستمی




[ ]
[ مرتبط با ] : مدح حضرت زینب ص
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:16 ق.ظ