تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب حضرت ام البنین

عکس وفات ام البنین س

     اسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:20 ق.ظ


حضرت ام البنین(س)-مصائب


حضرت ام البنین(س)-مصائب

دگر به گوش، سرود حزین نمی آید

ز خوش صدای مدینه طنین نمی آید

دگر ز حنجره ی روضه خوان پیر حسین

نوای خسته ولی دلنشین نمی آید

ز جمع سینه زنان دم غروب بقیع

صدای ناظم شور آفرین نمی آید

غروب آمد و بغض سکینه بشکسته

که بانگ روضه ی امّ البنین نمی آید

امید باغ خزان دیده هم خزانی شد

دگر بهار به گلزار دین نمی آید

سکینه تازه نبودِ ربابه را حس کرد

چو دید ناله ی مادرترین... نمی آید

کسی به دامن لب تشنه ها نمی افتد
حلال خواه عمو... شرمگین نمی آید

دگر به هر لقبی خواستی صدایش کن

نهیب «وَیحَکِ» ام البنین نمی آید

دل گدای ابالفضل خوش به جودش بود
دگر گدا سوی این سرزمین نمی آید

الا که خاک کرمخانه ات گداخیز است

که گفته است... گدا بعد از این نمی آید؟

تویی نیابت زهرا و قبر گمشده اش

کسی ز غمکده ات دل غمین نمی آید

به آستان تو پر می شود دو دست دلم

که دست خالی از آن آستین نمی آید

امیر حسین کاظمی


 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:13 ق.ظ


از ابوالفضل ع در عزای مادرش

از ابوالفضل ع در عزای مادرش

تمام غصه ام این است،پشت پا بخوری

تو هم شبیه خودم، نیزه بی هوا بخوری 

خـدا کند که به فرقـم نـظر نـینـدازی

هراس دارم از این عمق زخم، جا بخوری!

عـزیز فـاطـمه مـدیون زیـنبت کـــردم

اگر  که ثانیه ای غصـه ی  مـرا بخـوری 

شبیه من جگرت آب می شود وقتی

به زیر تیغ و سنان، حرص خیمه را بخوری

خلاصه عرض کنم حرف تیرها این است

قـرار نیست که از آب کـربلا بـخـوری

وحیدقاسمی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت عباس (ع) حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:11 ق.ظ


عکس وفات ام البنین س

Click to view original


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:54 ب.ظ


وفات ام البنین س

اسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها

من در بقیع ناله زدم یا گریستم

باران شدم برای شما تا گریستم

مادر صِدام کردی و شرمنده ات شدم

بودم کنیز و پای تو آقا گریستم

زخمت زیاد بود و تو مادر نداشتی

من هم به جای حضرت زهرا گریستم

دیگر لبم به آب خنک بعدِ تو نخورد

تشنه به یاد خشکیِ لبها گریستم

عباس و بچه های علی نذرِ موی تو

کردم فدای تو همه دنیا گریستم

دستش اگر جدا شده غصّه نخورده ام

از این که تو شدی تک و تنها گریستم

باور نمی کنم به سر او عمود خورد

بر روی نعشِ او شده دعوا؛ گریستم

رأسش به دست حرمله افتاد و کوفه رفت

با بستن سرش سر نی ها گریستم

از شرم معجر، او سر نی بی قرار بود

با گریه های غیرت سقا گریستم

در بیت حزن مادرتان صبح تا غروب

باران شدم برای تو آقا گریستم

حنیفی

 

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:50 ب.ظ


تصویر وفات ام البنین س
                   اسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها

http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_12358063980500116470.jpg

خوب است که مادر دل نَر داشته باشد

دور و بَر خود چند پسر داشته باشد

خوب است که مادر نرود جز به ره عشق

چون فاطمه احساس خطر داشته باشد

خوب است برای مدد زاده ی حیدر

از نسلِ علی سایه ی سَر داشته باشد

می گفت به فرزندِ یَلَش مادرِ عبّاس

بایست علمدار ، جگر داشته باشد

خوب است که در لشکرِ خود زاده ی زهرا

بالای سَرِ خیمه قمر داشته باشد

وقتی خطری مایه ی تهدید امام است

اینجاست که باید سپری داشته باشد

روزی که امان نامه ی کفّار بیاید

دل باید از این فتنه خبر داشته باشد

حیف است که خون با عرقِ شرم نریزیم

چون اهل حَرَم دیده ی تَر داشته باشد

با فاطمه گویم که منم دل نگرانت

جانِ پسرانم به فدای پسرانت

یا امِّ بنین حالِ گرفتار ندیدی

دستانِ قَلَم، اشکِ علمدار ندیدی

بر پیکرِ بی دستِ علمدارِ رشیدَت

آشفتگیِ سیّد و سالار ندیدی

مادر به خدا بس که وفا داشت ابالفضل

غوغای مُواساتِ سپهدار ندیدی

گر آب نیاورد نگو آبرویش رفت

در بارش آن دیده و رخسار ندیدی

شقُّ القمر کوفه که در علقمه رُخ داد

تکرارِ رُخ حیدر کرّار ندیدی

آنقدر ادب داشت که با سَر به زمین خورد

سجّاده ی خون بر بدن یار ندیدی

پس داد هر آن درس که در نزد تو آموخت

بالندگیِ مکتبِ ایثار ندیدی

مادر که شود امِّ بنین هیچ غمی نیست

در عهد و وفای پسرش هیچ کمی نیست

 

[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:28 ب.ظ


عکس وفات ام البنین س
Click to view original


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:21 ب.ظ


وفات ام البنین س


لسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها

سلام ما به تو ای هاجر چهار ذبیح
درود ما به تو ای مریم چهار مسیح
سپهر نورفروز سـه اختر و یک ماه
عجب نه خوانم اگر مادرت به ثارا...
سلام بـر تو و ابناء و شوهرت مادر
بـه عطر دامـن عبـاس پرورت مادر

ادب بـه قـامت زهـرایی ات قیام کند
وفا بـه غیـرت عباس تو سلام کند
سلام زینب کبـرا و حضرت سجّاد
به خون پاک بنین تو پاک مادر باد
اگر چه با همه گفتی کنیز زهرایی
به چشم آل محمّـد عزیز زهرایی
تو بعد فاطمه در بیت وحی فاطمه ای
تـو آسمـان ادب را همیشـه قائمه ای
به نفس پاک محمّد تو همدمـی مادر
مسیح عشق و ادب را تو مریمی مادر
بهشت، شیفته ی چار لاله یــاست
کلید باب حوائج به دست عبّـاست
مــزار تــوست کنـار مزار چار امـام
که چار ماهِ تمامت به خون نشست تمام
سـر ارادت ایـن هفت اب به خاکت باد
چهــار ام بــه فــدای بنین پاکـت باد
مگر به گوش پیام خـدا ز غیب شنفـت
که مادر اسم تو را از نخست فاطمه گفت
هـزار قافلـه دل پـای بسـت فـرزندت
نشـان بوسـه ی مـولا بـه دست فرزندت
تو جـان پاکـی و عبّـاس، پاره ی تن تو
ستـاره ریختـه زهـرا به مـاه دامن تو
حسین را که بسی داشت در کنار شهید
به جز تو نیست کسی مادر چهار شهید
به چار ماه خود اشکی نریختی ز دو عین
گریستی به حسین و گریستی به حسین
اگـر تـو نـام نبـردی ز شاخـه ی یاست
گریست دیده ی زهـرا بـرای عبّـاست
الا تمام وجودت پر از نوای حسین
به گریـه نایبه الزینبی بـرای حسین
روایـتِ عطشِ کربلاست در اشکت
سلامِ گریـه کنان حسین، بـر اشکت
سرود زخم گلوی حسین، ورد لبت
خلوص زینب و عبّاس در نماز شبت
شبی که چشم حسین اوفتاد بر پسرت
فشاند نور ز خورشیدِ چهره بر قمرت
نگـاه نافـذش اظهـار کـرد بی پرده
که بهـر شیرخـدا شیرِ شیـر آورده
هر آنکه روی ورا دید، این ندا سر داد
دوباره حضرت زهرا حسین دیگر زاد
تو مـادر شهـدا، همـسر علـی هستی
هزار حیف، غریبانه چشم خود بستی 
خزان رسید چو بر برگ لاله یاست
نبود، جعفر و عثمان و عون و عبّاست
سپهر و مهر و مه و کوکبت کجا بودند
علی، حسین، حسن، زینبت کجا بودند
هماره ریخت به رخ از دو دیده، یاقوتت
اگـر بـه دوش غریبانــه رفـت تابوتت
دگر به پیکرت آثار تازیانه نبود
دگر مراسم تشییع تو شبانه نبود
تو داغدار شهید کنار علقمـه ای
همیشه فاطمه بودی همیشه فاطمه ای
نگه به خاطر ذریّه ی بتولم کن
مرا که «میثم» آلوده ام، قبولم کن

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:09 ب.ظ


عکس وفات ام البنین س


لسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها





[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:44 ب.ظ


حضرت ام البنین(س)-وفات و مصائب

حضرت ام البنین(س)-وفات و مصائب

ام  البنینم  و شب  دلداری من  است

شب زنده دار فاطمه بیداری من است

امشب وصال فاطمه را درک می کنم

دل بی قرار لحظه ی دلداری من است

بانوی من! که لیله ی قدر علی تویی

چشم انتظار تو شب بیداری من است

با اینکه جای فاطمه را پر نمی کنم

اشک علی گواه حرم داری من است

طفلان عزیز و من چو کنیز بهشت و این

بالا ترین مقام نکو کاری  من  است

عباس من غلام عزیزان فاطمه ست

این ابتدای درس علمداری من است

درس وفا اگر به ابالفضل داده ام

بیت علی بهشت وفاداری من است

روزی که بار زینبت آمد به دوش من

دیدم که خویش در صدد یاری من است

روحم ز درک خدمت زینب بزرگ شد

این خانه جایگاه فداکاری من است

در کربلا نبودم اگر یاری اش کنم

شهر مدینه شاهد غمخواری من است

خاک  بقیع را  گره با کربلا زدم

اینجا حریم اشک و عزاداری من است

داغ چهار  ماهْ  پسر  دیده ام  ولی

داغ حسین شعله ی بیماری من است

یا لیتنا  به  یاری  کنّا  معک  رسید

تنها دعای تو سبب یاری من است

نذر تو بود هستی و دار و ندار من

وقف تو آخرین نفس جاری من است

محمود ژولیده

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:41 ب.ظ


حضرت ام البنین(س)-مصائب

حضرت ام البنین(س)-مصائب

عمری به پای چشم تر خود گریستم

هر شب ز داغ یک پسر خود گریستم

بر خاک های گرم بقیع روضه خوان شدم

تنها، ز  شام  تا سحر  خود  گر یستم

از فرط گریه خون چکد از پلک های من

بر حال زار   این   جگر    خود   گریستم

تا دوختم  نگاه   سوی   ماه   آسمان

با یاد چهره ی  قمر  خود   گریستم

با مشک  آب  پیش  سکینه  نشستم  و

شرمنده مثل گل پسر خود گریستم

رسول زاده

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:33 ب.ظ


حضرت ام البنین(س)-سفارش


لسَلام عَلَیکِ یا اُمُ البَنین سلامٌ اللهِ عَلَیها


حضرت ام البنین(س)-سفارش

عباس من! بشور و بشوران فرات را

آتش بزن به دست خودت ممکنات را

در کربلا به یاد علی خیبر آفرین

با رمز  مرتضی  بتکان  کائنات  را

تیغ آن چنان به دست و عَلَم آن چنان به دوش

در  قاضریّه  زمزمه  کن  عادیات  را

عبّاس من! مباد امان  نامه  آورند

با خشم حیدری بدر آن مُهملات را

روز  دهم  دریغ  مدار  از  برادرت

آن ضربه های خیبریِ دست هات را

در سوگ چشم و مشکِ تو و دست تو خدا

پُر می کند ز اشکِ ملائک دوات را

در وصف جان نثاری و شرح برادریت

از  عرش  آورند  برایت  لغات  را

از عرش آورند طبق های سبز و سرخ

آنک  مخدّرات،  جمیع  صفات  را

خوانند ابوالفضائل و باب الحوائج ات

خواهند عاشقان ز جناب ات برات را

زهرا ! ببخش چون پسر دیگری نبود

تا بیشتر دهم به مقامت زکات را

کفشگر نور

 



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین حضرت عباس (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:27 ب.ظ


امام زمان(عج)-مناجات-وفات حضرت ام البنین(س)

امام زمان(عج)-مناجات-وفات حضرت ام البنین(س)

دگر ای دوست مرا در حرمت محرم کن

رفتم از دست نگاهی به دل ما هم کن

یا بیا جانب قبله بکشان پای مرا

یا بر احوال دلم فکر کمی مرهم کن

با نگاهی بده خاکستر عمرم بر باد

این جگر سوخته، رسوای همه عالم کن

من زمین گیر شدم باز قدم پیش گذار

التفاتی کن و این فاصله ها را کم کن

گریه از اول خلقت شده ارثیه ی ما

فکر چشمان پر از اشک بنی آدم کن

دیگر این نوکر تو گریه کن سابق نیست

پای بر دیده نه و چشم مرا زمزم کن

می رسد بوی تو اما خبری نیست ز تو

یوسفا چارۀ این شام پر از ماتم کن

کاش می شد که شبی خواب تو را می دیدم

دوستم داری اگر، قلب مرا محکم کن

دست و پا می زنم از دور نگاهی بکنی

گوشه چشمی به من و نالۀ پر دردم کن

نازداری تو و، ناز تو کشیدن سخت است

رحمی آخر به من و کوچکی قلبم کن

به  علمدار  قسم  پای  رکابت  هستم

شانه ی گرم مرا تکیه گه پرچم کن

همچنان ام بنین سوز و نوا دارم من

هوس  یک  سحر  کرببلا   دارم   من

نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام مهدی (عج) حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:21 ب.ظ


امام زمان(عج)-مناجاتی-حضرت ام البنین(س)

امام زمان(عج)-مناجاتی-حضرت ام البنین(س) 

الا که دست خدایت در آستین باشد

بیا که مانده به در دیده زمین باشد

گناه می کنم اما به خود نمی گویم

شرار قهر تو شاید که در کمین باشد

«فدای یار کن این جان نازنین ای دل!

چه جان عزیزتر از یار نازنین باشد»1

بدم ولی به غبار سرای تو سوگند

گدای کوی تو باید که بهترین باشد

خوشا به حال گدایی که دستِ چشمانش

ز ابرِ خرمنِ چشمِ تو خوشه چین باشد

چه می شود که دم مرگ پا نهی به سرم

خودت بخواه که تقدیرم این چنین باشد

کنار  اشک  غم  فاطمیه ات  باید

دوباره چشم تو با غصّه ای قرین باشد

بگو  به  آه  دل  درد  آورت    امشب

که روضه خوان غم مادری حزین باشد

تو روضه خوان عمویی و روضه ات باید

برای  مادر  عباس  دلنشین  باشد

بخوان ز مرثیه خوانی که روز و شب می خواند

که دیگر امّ بنین امّ بی بنین باشد

بیابانی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام مهدی (عج) حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:17 ب.ظ


تصویر وفات ام البنین س


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت ام البنین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:31 ق.ظ