تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب امام حسین(ع)

ای که دادی به دست ما پرچم

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

ای که دادی به دست ما پرچم

با  غمت کرده‌ای مرا همدم

لطف خود را بیا و افزون کن

تا شوم با غم دلت مَحرم

چه کنم تا که این دل مستم

نشود از غمت جدا یکدم

ای غریب به خاک افتاده

وی اسیر غمت بنی آدم

لب خشکیده ات فرات حیات

تشنه کام لبت بود زمزم

نظری کن به سوی این وادی

ما همه گمشده تویی هادی

به تو و خاک پای تو سوگند

به تو و کربلای تو سوگند

به دل مهربان تو جانا

به خلوص و صفای تو سوگند

به غریبی کودکان تو و...

به غم ماجرای تو سوگند

به ندای غریب و جانسوزت

به طنین صدای تو سوگند

به تن پاره پاره و بر آن

سر از تن جدای تو سوگند

نبود حاجتی مرا دیگر

غیر اینکه دهم به راهت سر

روشن روان




[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:53 ب.ظ


خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

زندگانی امام حسین

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

ولادت
در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (۱) دومین فرزند برومند حضرت على وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (۲) را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(۳)
به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحى الهى , جبرئیل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) (۴) که به عربى (حسین ) خوانده می شود نام بگذار.(۵)چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستى .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, براى دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (۶) کشت , و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (۷)

حسین (ع ) و پیامبر (ص )

از ولادت حسین بن على (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدایى که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد. (۸)
انس بن مالک روایت می کند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می دارى , فرمود: حسن و حسین را,(۹)بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید. (۱۰)
ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که : رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى مامی آمد, وقتى به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(۱۱)عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم (۱۲)

حسین (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زیست . پدرى که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانید , جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدرى که در زمان حکومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند…
در تمام این مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد, و در چند سالى که حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامى , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهاى جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.(۱۳)
به این ترتیب , از پدرش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبرپدرم فرود آى …. (۱۴)

امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود, همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید, امام حسین (ع ) شریک رنج هاى برادر بود و چون میدانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است , هرگز اعتراض به برادر نداشت .
حتى یک روز که معاویه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاویه بشکند و سزاى ناهنجاریش را به کنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشى فراخواند, امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه برآمد, و با بیانى رسا و کوبنده خاموشش ساخت . (۱۵)

امام حسین (ع ) در زمان معاویه

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.
امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.
در تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت .(۱۶) معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت …

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

قیام حسینى
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .
حاکم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل یزید.(۱۷) آن گاه که افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است , اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه به سر می برد دعوت کردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد, و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى بودند (۱۸) و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه برساند, آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ,بلکه علیه او قیام کرده است .
یزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند ومنتظرماندندتاامام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى که در مکه اقامت گزید, و در طول راه مکه به کربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت که : مقصود من از حرکت , رسوا ساختن حکومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منکر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم . و این مأموریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.
رسول گرامى (ص ) و امیرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پیشوایان پیشین اسلام , شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. (۱۹) و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او کسى نبود که در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .
خبر شهادت حسین (ع ) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته , از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. به ویژه که خود در طول راه می فرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا. (۲۰) هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد کشید.
بارى امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دریافت . نه خود تنها, بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و کشته شدند, و خون هایشان شن هاى گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست .
راستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند, و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت رانی هاى او و عمالش را می شنیدند, چقدر از اسلام متنفر می شدند, زیرا اسلامى که خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است … و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنیدیم و خواندیم که در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگباز وشرابخوار است , هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه اى که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تکمیل کرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت .
نگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت . از همان اوان شهادتش تا کنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند, و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز میدارند. پیشوایان معصوم ما, هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند. غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرموده اند.
ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من می خواندم و آن عزیز می گریست , چندان که صداى گریه از خانه برخاست . بعد از آن که اشعار را تمام کردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود. (۲۱)
نیز از آن جناب است که فرمود: گریستن و بی تابى کردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , که ثواب و جزایى گرانمایه دارد. (۲۲) باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى که به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد. (۲۳)
امام صادق (ع ) می فرماید: ان زیاره الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده اى ارزش و فضیلتش بیشتر است . (۲۴) زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویى روح را به سوى ملکوت خوبی ها و پاکدامنی ها و فداکاری ها پرواز می دهد. هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ), و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارت ها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد, بلکه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى , فداکارى و حمایت از قوانین آسمانى را به ما گوشزدمینماید, و هدف هم جز این نیست , و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى می گراید.



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:17 ب.ظ


هر کس شهید تو نشد،

هر کس شهید تو نشد، اهل قبور شد
هر کس نمرد بهر تو، زنده به گور شد

خون تو خاک را به دو پیمانه مست کرد
بر خاک تا که ریخت، شراب طهور شد

باید که با “حسین” مزین شود فقط
اولاد شیعه تو اگر از ذکور شد!

ای چشم! اشک‌های تو وقف حسین باد
هر آدمی که اهل بکا شد، غیور شد

از دوستان من هر کس رفت کربلا
در ذهن من چه خاطره‌هایی مرور شد

گفتم به پیر اهل دلی: روضه‌ای بخوان
با اشک گفت “زینب” و آرام دور شد

زینب قرار بود که سر را بغل کند
آه از سعادتی که نصیب تنور شد

 طالبی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:07 ب.ظ


شور حسینی

تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست

این سبک زندگی سند افتخار ماست

ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم

فردا بهشت فاطمه در انتظار ماست

روضه به روضه پای شما پیر میشویم

موی سفید نوکریت اعتبار ماست

تا روضه هست ثانیه ای گم نمیشویم

هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست

طبق بیان حضرت صادق دل شما

در لحظه های روضه و گریه کنار ماست

ما جمعمان فقط به شما جمع میشود

این جمع هیئتی سبب اقتدار ماست

جذب نگارخانه دنیا نمیشویم

دنیا خودش اسیر نگاه نگار ماست
حسن کردی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:09 ب.ظ


حسین جان...

حسین جان...

با تو بودن گاه گاهی که مقدر میشود

خیمه گاه سینه عاشق مسخر میشود

اعتقاد نوکرانت این چنین باشد حسین

اشک روضه وصل بر آن حوض کوثر میشود

مادرت زهرا هواداری کند روز جزا

زیر این بیرق کسی که بر تو نوکر میشود

بوی عطر سیب وقتی که می آید از حرم

روح من در کربلا مثل کبوتر میشود

از مرام حُر چنین فهمیده ام در عاشقی

هر که نوکر شد مطیع امر رهبر میشود

با صدای ذکر شور نام تو خس میکنم

محشر کبری در این میخانه محشر میشود

روز محشر میشود محشر با خیر النساء

چشم خشکی که به پای روضه ها تر میشود

حضرت صادق فرمود هر کس مذنب است

گریه بر جدم کند پاک و مطهر میشود

آه از دل میکشم مانند زینب از غمت

تا شنیدم بین مقتل شاه بی سر میشود

وای، از آن لحظه ای که زینب مظلومه گفت

یار من دارد به دست نیزه پرپر میشود

رضا باقریان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:54 ق.ظ


امام حسین(ع)-مناجات-زمزمه

امام حسین(ع)-مناجات-زمزمه

بس که بود دلربا، زمزمۀ یاحسین

داده به دل ها صفا، زمزمۀ یاحسین

مثل نسیم سحر،عقده گشائی کند

باز دل خسته با، زمزمۀ یاحسین

اوج دهد نام او، به عرش اعلا مرا

برد مرا تا خدا، زمزمۀ یاحسین

چونکه دل عاشقم، تنگ حریمش شود

می بردم کربلا، زمزمۀ یاحسین

حسین نام ورا، صدا زند در جزا

هرکه کند درعزا، زمزمۀ یاحسین

بس که مقدس بود، بین سماواتیان

کرده هیاهو بپا، زمزمۀ یاحسین

هرکه به راه خدا، شهید شد کربلا

داشت به خاک بلا، زمزمۀ یاحسین

ازحرم وقتلگه، تا دم آخر بود

عمۀ سادات را، زمزمۀ یاحسین

غریب مادرحسین، زمزمۀ فاطمه است

نغمۀ اهل ولا، زمزمۀ یاحسین

منتقم خون او، روز ظهورش کند

به اشک وشور و نوا، زمزمۀ یاحسین

کاش که پیک اجل،چونکه «وفائی»رسد

بسته شـود چشـم با، زمزمۀ یاحسین

وفایی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:34 ب.ظ


نذر تو حسین

در سینه، نیتم همه اش نذر تو حسین

حالِ عبادتم همه اش نذر تو حسین

خرده فروش نیستم و عمده می دهم

یکجا محبتم همه اش نذر تو حسین

روزِ ازل خدا گل من را که می سرشت

بنوشته قسمتم همه اش نذر تو حسین

تا زنده ام برای شما سینه می زنم

نیرو و قوتم همه اش نذر تو حسین

از لطف مادرم همه عمرم فقط شده

این جمله عادتم: همه اش نذر تو حسین

مادر، پدر، برادر و خواهر، قبیله ام

این جان و ثروتم همه اش نذر تو حسین

فرموده است پیر جماران به عالمی:
ارکان نهضتم همه اش نذر تو حسین

در اوج روضه، گاه فقط آه می کشم
این آه حسرتم همه اش نذر تو حسین

***

کنج خرابه بغض گلویش گرفت و گفت:

این اوج غربتم همه اش نذر تو حسین

مویم به یاد زلف تو بابا سپید شد

غرق شباهتم... همه اش نذر تو حسین

هر ضلع و هر وجب ز تنم درد می کند

دردِ مساحتم همه اش نذر تو حسین

لکنت زبان گرفته ام از بعدِ... بگذریم

اصلا فصاحتم همه اش نذر تو حسین

گفتم گله کنم ز تو اشکم امان نداد

خوردم شکایتم... همه اش نذر تو حسین

 جواد شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:45 ب.ظ


نام اباعبدالله

گریه دار است عجب نام اباعبدالله

جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم

چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست

چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر

با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم

ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من

می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد

زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد

غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله

نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:04 ب.ظ


بر وادی وصال

بر وادی وصال بر این دل نوا دهید

با اشک دیده سینه ی ما را جلا دهید

یک بار هم ز لطف قدم  رنجه ای کنید

بر نوکران بی سروپا هم بها دهید

سر بر کنیم و منتظر مقدم شما

منت دهید و کلبه ی مارا صفا دهید

از بس کرم به روی کرم دارد این حرم

لب وا نکرده حاجت هر بی نوا دهید

یک گوشه ی نگاه شما کیمیا کند

بر خاک پای خویش عیار طلا دهید

خواهید اگر که روسیهان معتبر شوند

فیض غلامی حرم خود به ما دهید

تا که گره ز کار دلی خسته وا شود

قدری گناه حائل ما و خدا شده

راضی شوید و آشتیمان با خدا دهید

تا آنکه روضه خوان حریم شما شویم

بر ما ز سوز فاطمه حزن صدا دهید

حیف است آرزو به دل از این جهان رویم

لطفی کنید و تذکره ی کربلا دهید

نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:57 ق.ظ


باغ بهشت.

آن را که تربتی ز غبار شما دهند

بر اشک های او اثر کیمیا دهند

در پیش نوکری شما سلطنت کم است

این مرتبت به گوشه نشینان کجا دهند 

بزم عزای توست شفا خانه ی خدا

اینجا مریض را به نگاهی شفا دهند

ای تشنه لب برای تو لب تشنه تر شدیم

آیا شود که کاسه ی آبی به ما دهند

هرجا که بیرق تو بود خیمه گاه توست

اینجا به ما نشانی صاحب عزا دهند

عالم به پیش مقدم او سجده می کند

آن را که بر کفنش نخی از بوریا دهند

باغ بهشت. ملك جهان آن غیر باد

تنها به ما حواله ی کرببلا دهند

حسن لطفی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:54 ق.ظ


لباس نوکریم را

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو

 که  بال و پر بزنم پای روضه ی سر تو

 ببخش با پر زخمی , به زحمت افتاده

 لباس نوکریم را بریده مادر تو

 چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی میگفت

 رسیده رزق حسینیه  ازبرادر تو

 شبیه حضرت زینب به سینه می کوبم

 که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

   به چشم من همه جا روضه شما بر پاست

 تمام عالم آدم شدند مضطر تو

 اگر کویر ترک روی هر ترک دارد

 کشیده خشکی لبهای زخم پرپر تو

 خزان  و ریزش برگ  از درخت در همه جا

 شد است در دل من روضه خوان اکبر تو

 طلوع , بردن بالای طفل شش ماهه است

 غروب , خون گلوی علی اصغر تو

 زمان بارش باران همیشه میبارم

 برای بارش تیر و امیر لشگر تو

 شب عروسی هر کس به سینه میکوبم

 برای حجله قاسم گل برادر تو

 من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم

 که قول تو نرود گر رود زتن سر تو

 بیا و قول بده آخرین دمم برسی

 به راه آمدن توست چشم  نوکر تو

 علیمرادی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:23 ق.ظ


من سینه می زنم

سوز همیشه ی جگرم باش یا حسین

من سینه می زنم سپرم باش یا حسین

در طول عمرجز تو پناهی نداشتم

مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین

هر روز مادرم سر سجاده گفته است

خیلی مراقب پسرم باش یا حسین

ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی

شور محرم و صفرم باش یا حسین

پایین پات سربگذارم تو هم بیا

بالای جسم محتضرم باش یا حسین

جان مرا بگیر حوالی قتلگاه

این گونه اخرین خبرم باش یا حسین

دستم به دامنت نرسید این جهان اگر

باب الحسین منتظرم باش یا حسین

باشد قرار بعدی ما اربعین حرم

مهر قبولی گذرم باش یا حسین

سربازهای لشكر یا زینب توایم

حرز مدافعان حرم باش یا حسین

 پاشازاده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:09 ق.ظ


حُر پشیمانیم

ما را به نام هیچکس قنبر نگردان 

یعنی غلام خانه ء دیگر نگردان 


من از غلامان سیاه کربلایم

وقتی به تو رو میزنم رو بر نگردان

 

لطفی که دارد تربت تو  زر ندارد

این خاک پایی را که دادی زر نگردان

 

حُر پشیمانیم و با تو حرف داریم

آقا به جان زینب از ما سر نگردان

 

حیفت نمی آید ز ما گریه نگیری؟

وضع بد ما را از این بدتر نگردان

 

ما آمدیم این بار پیش تو بمیریم

پس لطف کن ما را به خانه برنگردان

 

من با فرات کربلایت قهر هستم

جان رباب با آن لبم را تر نگردان

 

من قول دادم از تو انگشتر نگیرم

اصلا مرا مشغول انگشتر نگردان

 

پاشو ببین دور و بر زینب شلوغ است 

در قتلگه هم روی از خواهر ....

 لطیفیان



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:01 ق.ظ


یاحسین بن علی علیه السلام

یا حسین ع

لیلا بدون عشق تو لیلا نمی شود

جنت بدون زلف تو زیبا نمی شود

بی اذن پلک های تو فردا نمی شود

خورشید وقت صبح هویدا نمی شود

بر باد داده دین مرا چشم مست تو

هر دیده ای که دیده ی شهلا نمی شود

بر ما نگاه کن ز کرم یابن فاطمه

هر نور ، نور چشم تو مولا نمی شود؟

چون فاطمه است مادر ما اهل جنتیم

هر مادری که حضرت زهرا نمی شود

اشک تمام عالمیان بهر داغ تو

مانند اشک زینب کبری نمی شود

تعظیم می کنم به تو و پرچمت حسین (ع)

این قد به پیش غیر شما ، تا نمی شود

تا هست در کنار دختر، سه ساله ات

پرونده ای به دست تو امضا نمی شود

ابوالفتحی

[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:31 ب.ظ


عالمی بر حسین گریه کند

چشم ناهید گریه کرده به تو 

ماه و خورشید گریه کرده به تو 

آسمان مدینه از دردت 

بسکه رنجید گریه کرده به تو 

حال آشفته وضع زارت را 

هر کسی دید گریه کرده به تو 

زائری که برای کفترها 

دانه پاشید گریه کرده به تو 

غصه از دست غصه های دلت 

زار نالید گریه کرده به تو 

 

سالیانیست دل ما خون است 

مثل وضعت نزار و محزون است 

 

چشم ما تر شده برای بقیع 

گوش ما پر شد از صدای بقیع 

به پریشانیت پریشان شد 

زلف آشفته در هوای بقیع 

چار گنبد طلا بنا کردیم 

در دل خویش ما بجای بقیع

هر چه گل هست نذر قبر حسن 

هر چه دل هست هم فدای بقیع 

عالمی بر حسین گریه کند 

دیده ی او به کربلای بقیع 

 

روز تخریب قبرهای حرم 

روضه ی فاطمه زده به سرم

 

اگر امروز دل کباب شده 

دیده ای از غمش پرآب شده

از همان کوچه ی بنی هاشم

قلب شیعه پر التهاب شده

ظلم و جور و ستم به آل علی 

بین اهل مدینه باب شده 

در و دیوار خانه ای یک روز

بر سر مادری خراب شده 

سهم چشمان طفل ها گریه 

سهم دست علی طناب شده 

 

گله دارد ز زندگانی خود 

مادری اول جوانی خود 

 

نا نجیبان خیره سر کشتند 

دین فروشان بدنظر کشتند 

بی خدایان به قصد قرب خدا 

عصمت الله پشت در کشتند

همسری را به جرم حب علی 

وسط هجمه ی شرر کشتند 

آیه آمد(بای ذنب قتل)

مادری را که با پسر کشتند 

ناخلف ناخلیفه وقتی شد 

کل دین را به این نظر کشتند 

 

آنکه بر زخم ما نمک پاشید

نسل سادات محسنی راچید


وفایی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:57 ب.ظ