تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب مناجات

قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر

قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت

که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش

به اجابت برسانند دعای همه را

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز

می کشاند وسط احسان تو پای همه را

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:24 ب.ظ


تا شود آیینه بی زنگار در ماه رجب

 ماه رجب

تا شود آیینه بی زنگار در ماه رجب

از خیال خویش سربردار در ماه رجب

چشم اگر دارید باران دعا را بشنوید

می چکد نور از در و دیوار در ماه رجب

کاش دور از مهر و تسبیح و ریا و جانماز

بازگردد رونق بازار در ماه رجب

باز شیخ ما به حرف آمد حدیث نفس گفت

عرض دین را برد دنیادار در ماه رجب

کاش برگردم به خود ای کاش برگردد به خود

شیخ بی عمامه و دستار در ماه رجب

اعتکاف و عشق یعنی گریه بر احوال خویش

نیمه شبها گریه کن بسیار در ماه رجب

سیزده شب معتکف در خم شدم تا پر شدم

از دعای حیدر کرار در ماه رجب

قزوه



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:18 ب.ظ


مناجات با خدا-ماه رجب

مناجات با خدا-ماه رجب

فقط اجازه بده پای شمع بنشینم

اگر نسوختم امشب ادب کنید مرا

حرام باد به چشمم شب جدایی خواب

گدای فیض سحر شب به شب کنید مرا

بتاب ، خامی این روسیاه پخته شود

بد است کال بمانم رطب کنید مرا

قدو قواره ام اندازه لجاجت نیست

اگر قبول نداری وجب کنید مرا

بنا نبود كه اینقدر زابراه شوم

بنا نبود همش جان به لب كنید مرا

ترا بجان عزیزت معطلم نکنید

سحر نیامده امشب طلب كنید مرا

عبادتی که بلد نیستم به غیر حسین

فقیر کرببلای رجب کنید مرا

پرچمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:17 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن

من به پایان آمده کارم، خودت آغاز کن

شوق وصل تو مرا کشته است بس کن ای حبیب

با دلم بازی نکن این قدر... در را باز کن

بی نیازِ مطلقی اما ز باب عاشقی

گفته ای: "من می خرم... بنده برایم ناز کن"

من صدایم در نمی آید... خجالت می کشم

در مناجاتت مرا داوود خوش آواز کن

هر شبم بی ذکر و یادت طی شد و عمرم گذشت

تو بیا و امشبم را یک شب ممتاز کن

من جوانی کرده ام آخر سرم خورده به سنگ

با دو دست رحمتت قدری سرم را ناز کن

معجزه می خواهد آخر این دل آلوده ام

با ولای مرتضی در سینه ام اعجاز کن

یا قدیمَ المَنِّ وَ الرَّحْمَة بِمَولانا الحُسَین 

جلوه ی رحمانی ات را باز هم ابراز کن

سینه زن! گیرم که بالت را شکسته معصیت

یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن

فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن و...

...بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن

"سنگ هم خوردی عزیزم پیرهن بالا نزن

چاره ای بر تیر آن ملعون تیر انداز کن

دستبافم را به غارت برده اند، ای بی کفن

چادر من را بگیر و زود رو انداز کن"



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:16 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

ماندم چه کنم پیش تو شرمندگی ام را

دادم به گناهان، شرف بندگی ام را

برهم زده این نفس همه زندگی ام را

نادیده بگیرید سرافکندگیم را

هرچند بدم پیش کریم آمده ام من

با دست گرفتار درش را زده ام من

جای تو شدم بنده ی دینار ببخشید

دل داده ام عمریست به اغیار ببخشید

کارم شده معصیت و انکار ببخشید

هربار خطا کردم و هربار ببخشید

این بار گنه از من و این مغفرت از تو

در چنته ی من نیست به جز معذرت از تو

پرحرف شدم هر سخنم گشت وبالم

یک تکه زبان در دهنم گشت وبالم

از غیر غمت سوختنم گشت وبالم

این میل ریا داشتنم گشت وبالم

هیچ ازتو خبر نیست به هر راز و نیازم

پیدا شده هر گمشده ام وقت نمازم

با اینکه حقیریم سرخوان حسینیم

ما ریزه خور سفره احسان حسینیم

از مهد الی اللحد پریشان حسینیم

عمریست که سینه زن و گریان حسینیم

کاش از جگرم سنگ عقیقی بتراشد

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

هاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:56 ب.ظ


مناجات با خدا

ز فرط معصیت آهم به سینه کاری نیست

میان آینه ام نقشی از نگاری نیست

قساوت دل آلوده کار دستم داد

دگر ز دیده ام اشک زلال جاری نیست

همه خدایی خود را بگرد و خوب ببین

که رو سیاه تر از من گناه کاری نیست

همه جوارح من با گناه مانوس است

گرسنگی و عطش رسم روزه داری نیست

رفاقت من و تو رنگ و بوی دیگر داشت

به حال و روز دلم جای آه و زاری نیست؟

بیا و بی ادبی های مرا ندیده بگیر

به غیر جود و کرم از تو انتظاری نیست

تمام دل خوشی من محبت علی است

ز هیچ کس به جز آقا امید یاری نیست

حرام باشد اگر رو به غیر او بزنم

کریم تر ز علی هیچ سفره داری نیست

سگ قدیمی دربار شاه لو کشفم

به جز مقابل شه جای خاکساری نیست

قسم به چادر خاکی برای حفظ ولا

شبیه مادر سادات جان نثاری نیست

خوشا به حال کسانی که با بصیرت محض

حمایت از ولی امرشان شعاری نیست

مدال عشق حسین است سینه های کبود

حریف سینه ما شعله های ناری نیست

به گریه بهر حسین یار مادرش هستم

ز هجر کرب و بلایش به دل قراری نیست

خدا ز سوز دل زینب آفریده مرا

به نام سینه زن کربلا خریده مرا

 نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:39 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

نازم به این خدا که گنهکار می خرد

هر روزه دار را دَم افطار می خرد

با آبروی رفته به میهمانی آمدم

هربار آبروی مرا یار می خرد

یک لحظه ام کنار نزد پرده ی مرا

با احترام حضرت ستار می خرد

من روی آمدن به ضیافت نداشتم

اما دلم خوش است که غفار می خرد

اشک جوان ز گونه ی چشمش که می چکد

بار گناه او به شب تار می خرد

رو میکنیم سوی کرم خانه ی کریم

اینجا ندیده صاحب آن بار می خرد

در روز حشر هم به امیر نجف قسم

ما را به عشق حیدر کرار می خرد

حُب علی هدیه ی مخصوص فاطمه است

ما را به این بهانه خریدار می خرد

درحسرت یَموت یَرَنی میکشد مرا

حیدر غلام خود دَم دیدار می خرد

باب الرضای صحن نجف باب جنت است

اینجا بهشت، ناز گنهکار می خرد

ما را به نام تشنه لب کربلا حسین

با یک سلام لحظه ی افطار می خرد

اذن دخول کرببلا نام زینب است

زینب فقط گدای گرفتار می خرد

هرکس که مویش از غم زینب سپید شد

او را یقین کنید که علمدار می خرد

از روی ناقه دید که در کوچه های شام

از اخنس و سنان کسی گوشوار می خرد

پیش رباب حرمله فریاد زد کسی

گهواره ی شکسته شیرخوار می خرد

نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:50 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

وقت خوش دعا شده، دست مرا بگیر

درهای خیر وا شده دست مرا بگیر

کرده جواب، هر کس و ناکس مرا خدا

این درد بی دوا شده، دست مرا بگیر

این التماس هام به جایی نمی رسد

بی رنگ این حنا شده، دست مرا بگیر

مثل قدیم از تو خجالت نمی کشم

این بنده بی حیا شده، دست مرا بگیر

قربانی گناه شد اخلاص سابقم

قلبم پر از ریا شده، دست مرا بگیر

بی آبرویی ام علنی شد، نشانه اش

دوری کربلا شده، دست مرا بگیر

جان همان که با لب تشنه دم غروب

سر از تنش جدا شده، دست مرا بگیر

رحیمیان



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:01 ق.ظ


مطلب ثابت
الهی بال پروازی ده که درطوفان فصلهاوسختیهای راه نشکند

راهیکه رضایت تو درآن است ودرآن راه امید ویاری تومرا بس
هرگونه برداشت ازاین مطلب و تصویربادعا برای فرج امام زمان عج دعاگویتان لطفی خلف


بی نظر رد مشو برادرمن    منتی نه زلطف بر سر من

نظرت کار ساز خواهد بود    باش در کار خیر یاور من



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 07:32 ق.ظ


با این همه گناه

با این همه گناه به دردت نمی خورم

با سیل اشک و آه به درت نمی خورم

چشمم به روی غیر شما باز باز بود

با این همه نگاه به دردت نمی خورم

حتی برای توبه دلم جای دیگراست

با این دل سیاه به دردت نمی خورم

گم گشته ام میان مسیر گناه ها

برگشته ام به راه به دردت نمی خورم؟

در اوج معصیت دل من خوش به گریه است

اشکم برای شاه به دردت نمی خورد؟

من آن گدای خیره سر بزم روضه ام

دل کرده ام تباه به دردت نمی خورم؟

پیراهن سیاه عزای حسین هست

گرآورم گواه به دردت نمی خورد؟

من پای بسته غم ارباب بی سرم

افتاده ام به چاه به دردت نمی خورم؟

با این همه تباهی بی حد خدای من

این اشک گاه گاه به دردت نمی خورم؟

آری درست لایق مهدی نمی شوم

در خیل آن سپاه به دردت نمی خورم؟

 

اما ببین که آمده ام بین همهمه

من را ببخش جان حسین جان فاطمه

 

امشب بیا و صاحب این خسته جان توباش

با من بساز و بر سر من سایبان توباش

من از عذاب و آتش و هرمان فراریم

امشب برای بی کسی ام آستان تو باش

بال عروج بسته و پرهام ریخته

برمن حضور روش در آسمان تو باش

مرغ ذلیل وخسته و بی آشیان منم

بر این کلاغ رو سیه ات آشیان تو باش

من کودک فراری از لطف خانه ام

امشب برای من پدری مهربان تو باش

امشب برای نام علی دست من بگیر

امشب خدای مغفرت بی کران تو باش

من دوره گرد روضه ارباب بی سرم

رب غفور و جلوه گر مستعان تو باش

جان حسین توبه من را قبول کن

براین شکسته ساقه دگر باغبان تو باش

امشب که زیر چادر زهرا پناهم است

بخشنده ی گناه من جان گران تو باش

امشب اگر نبخشی از اینجا نمی روم

قلاده دست توست بیا چوپان توباش

می دانم اینکه آبرویم را نریختی

ستار من بیا و برایم امان تو باش

 

گر شد عذاب بهر من خسته جان خدا

من را کنار حرمله آتش مزن خدا

 

امشب شب عروج من و عشق حیدر است

امشب شب توالی دو یار و دلبر است

امشب که تیغ -مرد خدا را نجات داد

پایان سی بهار بدون پیمبر است

امشب علی عبای ملاقات برتن است

امشب شب حضور به دامان دیگر است

محراب خسته از همه ی های های او

امشب برای حیدر کرار معبر است

امشب صفا برای علی تیغ ملجم است

شوری به  قلب کوفه چنان شور مجمر است

امشب علی که زلف پریشان نموده است

گویا که با تمام خدا در برابر است

امشب که تیغ ماه خدا را نشانه است

مرد خدا برای عروجش معطر است

امشب شب تلافی بدر است و عقده ها

تسویه ی حساب قدیمی خیبر است

امشب که ماه روی ز کوفه نهان کند

آغاز داستان ز کوفه فراتر است

امشب پس از علی همه در فکر نیزه اند

فردا نگاهشان به سنان دردآور است

امشب برای قتل علی نقشه می کشند

فردا قرار دشت بلایی مقرر است

امشب علی کشان به دل کوفه باب شد

فردا به نیزه ها سر بی جان اصغر است

امشب که تیغ نقشه گیسوی یار داشت

تمرین برای پیکر صد چاک اکبر است

امشب اگر که تیغ به سر بوسه می زند

فردا به نیز بوسه گه زیر حنجر است

امشب نوای واابتا ذکر زینب است

فردا نوای وای حسین جان زخواهر است

امشب قرار و عده زهراست با علی

فردا به قتلگاه قدمگاه مادر است

امشب تمام کوفه به سر سنگ می زند

فردا نشان سنگ جفا سوی یک سر است

امشب یتیم های علی شیر می برند

فردا گرسنه دخترکی نازپرور است

امشب اگر علی دل محراب تیغ خورد

فردا حسین و نعل و سنان بحث دیگر است

 

امشب علی کشی که به کوفه بهانه است

تمرین برای حرمله با یک نشانه است

 رضاپور




[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:08 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

ای ترنم دلها لا اله الا الله

ذکر هر دل شیدا لا اله الا الله

ترجمان توحیدی سد موج تردیدی

ای ترانه ی زیبا لا اله الا الله

کعبه ی وصالی تو وصف ذوالجلالی تو

ای حقیقت دنیا لا اله الا الله

نغمه های ربانی آشکار و پنهانی

بر لب همه اشیا لا اله الا الله

آیه ی مبینی تو بنده آفرینی تو

رستگاری جانها لا اله الا الله

من همان خطاکارم بنده ی جفاکارم

می کنم ز دل آوا لا اله الا الله

عبد حلقه در گوشم جام عفو حق نوشم

ای سروش جان افزا لا اله الا الله

در گنه زمین خوردم آبروی خود بردم

گشته ام چه نازیبا لا اله الا الله

توبه می کنم امشب حق دلبر زینب

جان زاده ی زهرا لا اله الا الله

من که شور و شین دارم ذکر یا حسین دارم

نامه ام نما امضا لا اله الا الله

رحمتت نصیبم کن زائر حبیبم کن

کربلایی ام بنما لا اله الا الله

یا حسین اگر پستم سر سپرده ات هستم

کن شفاعتم مولا لا اله الا الله

تا ظهور دلدارم نغمه ی دل زارم

العجل گل زهرا لا اله الا الله

میرهاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:46 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

هنوز زنده ام و فرصت رهایی هست

برای رفتن تا کوی دوست پایی هست

هنوز ذکر علی یا علی به روی لب است

هنوز وقت سحر حرف ربنایی هست

برای روز مبادا که دستمان خالی است

به لطف مادرشان اشک روضه هایی هست

گدایی در این خانه راه قرب خداست

هنوز شکر خدا فرصت گدایی هست

هنوز راه شهادت به روی ما بازاست

همیشه در گذر عشق کربلایی هست

من از نکیر و سوال و جواب می ترسم

دلم خوش است در آن لحظه ها رضایی هست...

هنوز ذکر بُنیّ به گوش می آید

هنوز در ته گودال هم صدایی هست

یکی نبود بگوید دگر نزن نامرد

میان این همه نیزه شکسته جایی هست؟!

اگر که پشت سر نائبش قدم بزنیم

برای یار سپاهش شدن رجایی هست

ایزدی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:43 ب.ظ


مناجات با خدا-نیمه دوم ماه

مناجات با خدا-نیمه دوم ماه

نیمی از فرصت تقریب به دلدار گذشت

چشم بر هم زدم و این همه اسحار گذشت

شب به شب آمدن و ناله زدن بر در دوست

چون نسیم سحری آمد و ناچار گذشت

گر چه کالای من غمزده بازار نداشت

کسب و کارم همه با لطف خریدار گذشت

چه خداوند رحیمی است که با قطره ای اشک

از سر معصیت بی حد و بسیار گذشت

گذر هر نفس آلوده به این دیر افتاد

شامل عفو خدا گشت و سبکبار گذشت

زودتر باید از  این مائده کامی ببریم

نیمی از سفره ی مهمانی غفار گذشت

نیمی از ماه گذشت و مه من جلوه نکرد

چه کنم نیمه ای از فرجه ی دیدار گذشت

نیمه ای رفت ولی نیم دگر در پیش است

ای خوش آن کس که از این ماه، سزاوار گذشت

هر شب اینجا دل من مضطرب بانویی است

محملش از وسط کوچه و بازار گذشت

سنگ می آمد و بر روی برادر می خورد

خواهر غمزده با دیده ی خونبار گذشت

پیش چشمان پدر، دخترکش سیلی خورد

عمر کوتاه گلش در غم و آزار گذشت

هاشمی نصب



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:41 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

پر از تب و غم و آهم مگر نمی بینی

غریق بحر گناهم مگر نمی بینی

در این جهان که دل من اسیر آن گشته

بدون پشت و پناهم مگر نمی بینی

شکسته باده ام اما دل مرا مشکن

بده به میکده راهم مگر نمی بینی

گمان مکن که دل شب تکبّری دارم

به عجز خویش گواهم، مگر نمی بینی

مگو که از چه صدایت برون نمی آید

فتاده در ته چاهم مگر نمی بینی

دلم ز هجر شهیدان شکسته شد یا رب

سرشک دیده گواهم مگر نمی بینی

بگو به مهدی زهرا که من به هر لحظه

به انتظار نگاهم مگر نمی بینی

محمد زمانی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:44 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

پر از تب و غم و آهم مگر نمی بینی

غریق بحر گناهم مگر نمی بینی

در این جهان که دل من اسیر آن گشته

بدون پشت و پناهم مگر نمی بینی

شکسته باده ام اما دل مرا مشکن

بده به میکده راهم مگر نمی بینی

گمان مکن که دل شب تکبّری دارم

به عجز خویش گواهم، مگر نمی بینی

مگو که از چه صدایت برون نمی آید

فتاده در ته چاهم مگر نمی بینی

دلم ز هجر شهیدان شکسته شد یا رب

سرشک دیده گواهم مگر نمی بینی

بگو به مهدی زهرا که من به هر لحظه

به انتظار نگاهم مگر نمی بینی

محمد زمانی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:44 ب.ظ