تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب ورودیه محرم

شبی میان همین روضه ها قبولم کن

شعر مناجات با امام زمان(عج)

شبی میان همین روضه ها قبولم کن
به حرمت غم آل عبا قبولم کن
درون سینه ی من حبّ مرتضی جاریست
به حق فاطمه و مرتضی قبولم کن
برای اینکه به وصل تو دلربا برسم
گذاشتم همه را زیر پا، قبولم کن
ز لطف بی حدت آقا که کم نمی آید
بیا کرم کن و این دفعه را قبولم کن
گناه کرده ام آقا، ببخش، شرمنده
قبول، من بدم امّا شما قبولم کن
سلام منتقم کشته های دشت منا
به غربت شهدای منا، قبولم کن
به حق آن شهدایی که تشنه جان دادند
شبیه تشنه لب کربلا، قبولم کن
به ناله های جگر سوز حضرت باقر
به روضه خوان غم نینوا قبولم کن
به لحظه های پر از ماجرای کوفه و شام
به رأس رفته روی نیزه ها قبولم کن

  وحید محمدی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:35 ب.ظ


شکـرِ خـدا به قافـله یِ غم رسیده ام

شکـرِ خـدا به قافـله یِ غم رسیده ام
عمرَم کـَفاف داد وُ به پرچم رسیده ام
شبنم شدم به چشمه یِ زمزم رسیده ام
مادر…به گـریه هایِ مُـحـرم رسیده ام

مَن رویِ سینه یِ تو شدم نوکرِ حسین
مادر…پدر…پـسر…به فـدایِ سرِ حسین

وقتِ مُرورِ مَرثیه یِ حاج ناظم است
مرغِ دلم به سویِ حریمِ تو عازم است
مادر…برایِ گریه دعـایِ تو لازم است
پایانِ روضه می شوم اِنگار تازه مَست

خیمه زدیم تا بزنیم از تو دَم…حسین
کوثر شدیم از غمِ تو دورِ هم…حسین
با ما زبان گرفـته تمـامِ حـرم…حسین
یا ذَالجـلالِ وَ الکـَرمِ وَ النـِعَم…حسین

شاهِ کـرم به حـالِ دلِ من نـگاه کُن
ماهِ مُـحرم است مـرا رو به راه کُن

لطفِ تو می کِشد به حرم عاشقِ تو را
با یک نـگاه می شود این سینه کربلا
اِی کاش دِق کـنم دهـمِ ماهِ روضه ها
آنجا که ظالمی رویِ پیکر گذاشت…پا

به دست وُ پا زَدَن نرسم کاش سَرورم
پَرپَر زدن خوش است رویِ پایِ دلبرم

حسین ایمانی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:40 ب.ظ


روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام

روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام
من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام

چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام
با امید نوکریِ در محرم زنده ام

کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد
سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام

چای روضه باطنا آب بقایم می شود
تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام

جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط
در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام

در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام
در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام

آمده ماه محرم محتشم می خوانم و
باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام

با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود
تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام

محمد جواد شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:37 ب.ظ


حرف حالا نیست که این داستان نوکری

حرف حالا نیست که این داستان نوکری
قدمتی دیرینه دارد آستان نوکری

هر کسی شیر حلال و لقمه های پاک خورد
سربلند آمد برون از امتحان نوکری

هر پیمبر نوکر آل محمد بوده است
بستگی دارد مراتب بر زمان نوکری

بر سر هر سفره ای ننشیند آن کس که نشست
بر سر این سفره و خورده است نان نوکری

هیچ کس اینقدر نه محبوب و معروف شد
مثل آنکه داشته نام و نشان نوکری

به،به جوون و عابس و دیگر غلامان حسین
حرف ها دارند آن ها در بیان نوکری

غیر از اینجا نوکری کردن به غیر از ننگ نیست
پس بر این نکته یقین دارم به جان نوکری

صرافی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:28 ب.ظ


سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است

سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است
حرف از حسین و زینب و ماه محرم است

دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور
حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور

می گفت: نذر خون خدا جان مادرم
دم از حسین می زنم و اشک می خرم

با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای
با هم زدند سر در هیئت کتیبه ای

دیدم کسی عجیب پی کار دلبر است
بی تاب و عاشقانه گرفتار دلبر است

هر کارِ سخت بود، خودش گفت: می کند
کفش هر آن که آمده را جفت می کند

رندی کنار در به همه چای تازه داد
چایش به قلب سنگی من هم گدازه داد

با ذکر یا حسین و وضو طبق عادتش
قاطی چای، ریخت کمی خاک تربتش

با گریه فاطمه به تماشا نشسته بود
یک بچه باز قلک خود را شکسته بود

می گفت زیر لب: کم من را قبول کن
از من دوباره سینه زدن را قبول کن

رحمت به مادری که ارادت می آورد
فرزند خویش را سوی هیئت می آورد

از عشق و شور فاطمه جانش لبالب است
با چادرش مدافع فرهنگ زینب است

دیدم کنار دیگ نشسته است با ادب
لات محله بود ولی گفت زیر لب:

زهرا مرا به پای حسینش مرید کرد
دیگ سیاه روضه مرا رو سپید کرد

آمد به سوی من پدری پیر و محترم
می گفت: گوش کن به من و این نصیحتم

این جا هر آن چه خرج کنی سود می کنی
خود را عزیز خانه ی معبود می کنی

جانم فدای نوکر و دربان هیئتش
جانم فدای پیرغلامان هیئتش

هر کس به قدر معرفتش کار می کند
با اشتیاق صحبتِ از یار می کند

در اوج کار که پُر از اخلاص می شدند
گریان برای حضرت عباس می شدند

مجلس شروع شد، همه با آه و زمزمه
هر یک گرفته اند اجازه ز فاطمه

خدام درگهش همه بی ادعا شدند
با این که خسته اند ولی یک صدا شدند

دیدم دم از رفاقت دیرینه می زنند
محکم تر از همه به سر و سینه می زنند

چون شیرِ پاک خورده همه گریه می کنند
مانند بچه مرده همه گریه می کنند

گفتند: بی پناه به یک نیزه تکیه داد
در بند یک سپاه به یک نیزه تکیه داد

گفتند: عاقبت به لبش هم نخورد آب
گفتند: مانده بود تنش زیر آفتاب

گفتند: تشنه کام سرش را بریده اند
گفتند: روی سینه ی آقا دویده اند

گفتند: این غریب، میان وطن نبود
جز یک حصیر پاره برایش کفن نبود

محمد جواد شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:27 ب.ظ


جهان من که جدا از تو جانم افسرده ست

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

جهان من که جدا از تو جانم افسرده ست

شبی صدا نزنم یا حسین دلم مرده ست

قسم به عشق که جانم به گریه محتاج است

بدون اشک غمت باغ دیده پژمرده ست

شب بدون غمت روز مرگ نوکرهاست

کبوتر دل ما بی شما زمین خورده ست

چه خواب ها که گذشت از سرم به شوق حرم

نه از زمانه دلم از فراق آزرده ست

از ان زمان که خودم را شناختم ای عشق

به هر "حسین" شنیدن دلم تکان خورده ست

بهشت زائر کرببلاست هر جمعه

بهشت را حرمت زیر سایه اش برده ست

بهشت جلوه ای از کربلای ثارالله

به زائر حرمش گفته اند زارالله

کردی




[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:25 ب.ظ


نانی برای ما به نوایت درست کن

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

نانی برای ما به نوایت درست کن

دردی برای ما به دوایت درست کن

از بیرق عزای تو تا نور می رسیم

ما را به لطف شال عزایت درست کن

جنس خراب این دل ما با تو جور نیست

ما را برای درک صدایت درست کن

ده ماهِ سال حال دل ما خراب بود

ما را در این دو ماه عزایت درست کن

این چشم های خشک و دلِ سنگ و خسته را

با یک نسیم کرببلایت درست کن

این آبرو که رفته ز ما پیش فاطمه

دستم به ریشه های عبایت، درست کن

با ما چه کرده دوری این راه، بگذریم

یک کربلا برای گدایت درست کن

آورده ایم سر که به راهت فدا کنیم

از ما فدائیان ولایت درست کن

محمدی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:24 ب.ظ


شادم از این که باز مرا غم نجات داد

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

شادم از این که باز مرا غم نجات داد

دل را زلال گریه و ماتم نجات داد

یکسال معصیت کمرم را هلال کرد

آخر مرا هلال محرم نجات داد

این روسیاه را که شده روسفید اشک

امسال هم سیاهی پرچم نجات داد

با خود همیشه گفته ام این کشتی نجات

من را مگر ز موج بلا کم نجات داد؟!

حُبّ الحُسین اجنّنی ای عقل سجده کن

شاید همین حسین تو را هم نجات داد

دنیا دمی است تا که بگوییم یاحسین

ما را خدا به حرمت این دم نجات داد

آمد محرم و غم زهرا شروع شد

دلشوره های زینب کبری شروع شد

عظیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:23 ب.ظ


سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است

حرف از حسین و زینب و ماه محرم است

دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور

حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور

می گفت: نذر خون خدا جان مادرم

دم از حسین می زنم و اشک می خرم

با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای

با هم زدند سر در هیئت کتیبه ای

دیدم کسی عجیب پی کار دلبر است

بی تاب و عاشقانه گرفتار دلبر است

هر کارِ سخت بود، خودش گفت: می کند

کفش هر آن که آمده را جفت می کند

رندی کنار در به همه چای تازه داد

چایش به قلب سنگی من هم گدازه داد

با ذکر یا حسین و وضو طبق عادتش

قاطی چای، ریخت کمی خاک تربتش

با گریه فاطمه به تماشا نشسته بود

یک بچه،   باز قلک خود را شکسته بود

می گفت زیر لب: کم من را قبول کن

از من دوباره سینه زدن را قبول کن

رحمت به مادری که ارادت می آورد

فرزند خویش را سوی هیئت می آورد

از عشق و شور فاطمه جانش لبالب است

با چادرش مدافع فرهنگ زینب است

دیدم کنار دیگ نشسته است با ادب

لات محله بود ولی گفت زیر لب:

زهرا مرا به پای حسینش مرید کرد

دیگِ سیاه روضه مرا رو سپید کرد

آمد به سوی من پدری پیر و محترم

می گفت: گوش کن به من و این نصیحتم

این جا هر آن چه خرج کنی سود می کنی

خود را عزیز خانه ی معبود می کنی

جانم فدای نوکر و دربان هیئتش

جانم فدای پیرغلامان هیئتش

هر کس به قدر معرفتش کار می کند

با اشتیاق صحبتِ از یار می کند

در اوج کار که پُر از اخلاص می شدند

گریان برای حضرت عباس می شدند

مجلس شروع شد، همه با آه و زمزمه

هر یک گرفته اند اجازه ز فاطمه

خدام درگهش همه بی ادعا شدند

با این که خسته اند ولی یک صدا شدند

دیدم دم از رفاقت دیرینه می زنند

محکم تر از همه به سر و سینه می زنند

چون شیرِ پاک خورده همه گریه می کنند

مانند بچه مرده همه گریه می کنند

گفتند: بی پناه به یک نیزه تکیه داد

در بند یک سپاه به یک نیزه تکیه داد

گفتند: عاقبت به لبش هم نخورد آب

گفتند: مانده بود تنش زیر آفتاب

گفتند: تشنه کام سرش را بریده اند

گفتند: روی سینه ی آقا دویده اند

گفتند: این غریب، میان وطن نبود

جز یک حصیر پاره برایش کفن نبود

شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:20 ب.ظ


از ازل عشق،در دلم بوده

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

از ازل عشق،در دلم بوده

سایه ی بر سرم، علم بوده

خانه ی اولم حرم بوده

دست از تو چگونه بردارم

جز تو سرمایه ای مگر دارم؟

هر کسی دلخوش است با چیزی

خوش نکرده دل مرا چیزی

جز غمت، چون مریدها چیزی

از تو غیر از کرم نمی خواهند

چون زیاد است، کم نمی خواهند

بچه بودم که کربلا رفتم

پا به پای بزرگ ها رفتم

تازه فهمیده ام کجا رفتم

بار دیگر "برات" می خواهم

سفر کائنات می خواهم

هر که نام حسین را برده

دست بر دامن خدا برده

درد را داده و دوا برده

نام تو نزد انبیاء، شفاست

ذکر من اسمه دواءِ خداست

غیرتت فاطمی، دلت حسنی ست

نفست حیدری ست، سوختنی ست

خصلت خانواده، بی کفنی ست

منتها فرق در کفن ها هست

کفنت پاره پاره، صد تکه ست!

اکبرت رفت، اصغرت هم رفت

ماند قولت ولی سرت هم رفت

اسب از روی پیکرت هم رفت

پسرِ فاطمه ولی نفسی

نرود زیر بار هیچ کسی

تیر وقتی بلای جانت شد

آب شرمنده ی لبانت شد

خود جبریل، روضه خوانت شد

بعد از آن ماجرا فرات گِل است

آب شد، آب از خودش خجل است

لب زینب، رگ بریده ی تو

پای در خاک و خون کشیده ی تو

این مصائب ولی به دیده ی تو

نیست چیزی به غیر زیبایی

به! به این صبر و این شکیبایی

کربلا، عالم وقوف شده

از غمت ماه در خسوف شده

کمی از غربتت، لهوف شده

روضه های تو قابل لمس است

غربتت اظهرُ من الشمس است

غم تو رزق سالمان باشد

شال مشکی مدالمان باشد

عشقبازی حلالمان باشد

تا محرم دقیقه می شمریم

تا تو هستی غم که را بخوریم؟

با تو از وقتی آشنا شده ایم

آرزومند کربلا شده ایم

دست بر دامن رضا شده ایم

که به دیدار آشنا برویم

بعد مشهد به کربلا برویم

پاشازاده



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:18 ب.ظ


بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو

شعراستقبال محرم

بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو
بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو

ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها
لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی
دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو

درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران
برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو

تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را
به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو

برای روضه نذری مادران نجیب
تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو

مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا
برای گریه مبادا حیا کنید از نو

ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید
وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو

سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را
شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو

رسید بار دگر فصل محتشم خوانی
چه نوحه و چه عزا را عطا کنید از نو


ـ علی زمانیان



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 07:01 ب.ظ


شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم

روضه شب اول محرم-روضه حضرت زهرا(س)-بحر طویل


شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم/با غم و مهر حسین دستور تا آخر گرفتم/چونکه رخصت داد مادر سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
آمدم در روضه با احساس، حس پنج گانه/صادقانه/بیکرانه/شاعرانه/عاقلانه/عاشقانه
پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه ای دارد
برای روضه ی غیرت ولیکن چشم و گوشم راگرفتم تانفهمم دردیعنی چه؟/گرفتم گوش را تا نشنوم طعم صدای خوردن سیلی به روی زن،
کنار مرد یعنی چه؟
برای روضه ی غیرت برای خاطر مولا برای درک آقایم/فقط با حس بوئیدن به متن روضه می آیم
همینکه بو کشیدم آمد ازشش سمت بوی یاس/ولی درعطر این گل طعم پررنگ کبودی نیز شد احساس
به جز بوی کبود یاس بوی عود هم آمد/مشامم سوخت زیرا برمشامم بوی داغ دود هم آمد
چنانکه حرف تیز میخ را دراصل گوش چوب می فهمد/کسی که خورده سیلی بوی خون را خوب می فهمد
چه بوی گرم خونی می رسد از راه در اینجا/ ومن از بوی خاک و بوی نم فهمیدم آمد اشکهای شاه در اینجا
کناردر/مشامم پرشده دیگر/می آید بوی یاس و بوی دود و بوی خاک و بوی خاکستر
ودر پایان روضه آه بوی تند سیبی ناگهان آمد/گمانم که حسین بن علی ازخانه سمت مادرش سینه زنان آمد
میان روضه ی مادررسیده برمشامم بوی خاک کربلا آخر/که هرجا سرگذارم می گذارم سربه سجده روی خاک کربلا آخر
حواس پنج گانه پرت شد ازمادر و آمد سوی گودال/رسیده خواهری با پنج حس کامل خود اسب خونین را به استقبال/و زینب می رود از حال/ بااندوه مالامال
حواس اهل خیمه کاملا از کار افتادند/پس از این اهل خیمه روی خار و سنگ ها بسیار افتادند
دراینجا تا صدای اسب ها آمد برای خیمه واضح شد که پیکر برنمی گردد
/
فقط حس ششم می گفت دیگر برنمی گردد/ فقط حس ششم می گفت با زینب برادر برنمی گردد



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:53 ب.ظ


دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید

از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

عظیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:39 ب.ظ


چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

ورود به ماه محرم- شب اول محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

رسیده نوبت گریه دمیده ماه محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زیر سایه ی پرچم

کنار حضرت زهرا نشانده اند مراهم!

چگونه شکر بگویم؟ چگونه شکر بگویم؟

دوباره گرم گلوی بریده است گلویم!

چگونه شکر بگویم که بنده... نوکرتانم؟

همیشه طالب فیض عظیمِ محضرتانم

تمام سال گدای کنار معبرتانم

غلام لطف لطیفِ نگاه مادرتانم

ستاره های هدایت، موالیان کرامت!

من و هراس قیامت، شما و لطف و عنایت

شما... ولیّ خدا، من شکسته ی غمتانم

شما دلیلِ شفا، من مریض یک دمتانم

شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم

شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم

ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم

چرا غزل ننویسم؟ چرا ترانه نخوانم؟

درست مثل قناری، قناریِ لبتانم

شبیه ماه، گرفتار خلوت شبتانم

همیشه مشتری روضه های پُر تبتانم

چه میشود که ببینم شبی مقرّبتانم؟

همان که اول خلقت اساسنامه نوشته

مرا به راه ولایت دریده جامه نوشته

من و نگاه شما و پناه صحن و سراتان

چگونه شکر کنم که شدم مدیحه سراتان؟

شکسته باد سری که زمین نخورده به پاتان

فرشته های خدایی مقیم بزم عزاتان

به شوق بارش رحمت، غریق زمزمه هستم

دخیل بزم عزای عزیز فاطمه هستم

عزای هستی عالم عزای عشق مجسّم!

عزای کشته ی تشنه عزای صاحب زمزم

عزای یک سر بر نی عزای یک تن درهم

بخوان که جان بسپارم ز داغ وارث آدم

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خداکند که نباشد سر برادر زینب"

روشن روان



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:35 ب.ظ


این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است

آب و هوای تکیه برایم مقدس است

اشک برای تو بخدا ارث مادری ست

این قطره های جاری شبنم مقدس است

فرمود امام صادق علیه السلام که

چون گریه کرد بر غمت آدم مقدس است

در شش شبانه روز زمین آفریده شد

شش گوشه ات برای خدا هم مقدس است

تو انتهای دار و ندار منی حسین

دیدی چقدر دار و ندارم مقدس است

در بین ماه های خدا جور دیگری

بر ما هلال ماه محرم مقدس است

یوسفی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:32 ب.ظ