تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب یاران امام حسین (ع)

تاریخ نشان داده فراوان؛چون حر

جناب حر ریاحی

نه هر که نسب داشت حسینی شده است

یا ذکر به لب داشت حسینی شده است

تاریخ نشان داده فراوان؛چون حر

هر کس که ادب داشت حسینی شده است

..............................

گفتند مسیر عشق را کامل بست

خود را وسط دلبر و دل حائل بست

ای عشق ببین چه کرده ای با آن مرد

میخواست که راه را ببندد دل بست



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:51 ق.ظ


ای شاه این غلام که همرنگ موی توست

اصحاب امام حسین(ع(-جناب جون

ای شاه این غلام که همرنگ موی توست

عمری دراز شد که هوادار روی توست

رسواتر از سراب شوم، گر برانی ام

زیرا که آبروی من ، از آبروی توست

رویم سیه که هست، تو روزم سیه مخواه

مشکن دل مرا که در آن آرزوی توست

اشک سپید من شده تنها گواه من

کاین روسیاه عاشق روی نکوی توست

چون نافه بر سیاهی رویم نظر مکن

در قطره قطره خون دلم عطر و بوی توست
جام آبادی



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:49 ق.ظ


این نامه‌ای که از تو به دستم رسیده است

اصحاب امام حسین(ع)-زبان حال جناب حبیب بن مظاهر

این نامه‌ای که از تو به دستم رسیده است

آتش به بند بند وجودم کشیده است

پرسید همسرم چه شده منقلب شدی؟

آقا مگر چه گفته که رنگت پریده است

در نامه ات چه آه بلندی کشیده‌ای

تیرِ «مِن الغریب» امانم بریده است

من که نمرده‌ام دم از این بی کسی مزن

این تیغ گرچه کهنه ولی آبدیده است

گر شد قدم کمان نه برای کهولت است

آقا به احترام تو پشتم خمیده است

میخواست جز تو وا نشود دیده اش به غیر

این پیر اگر که ابروی خود را نچیده است

ای مسلم ابن عوسجه! فکر حنا مباش

مولا نوشته بار حنایم رسیده است

حسنی



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:46 ق.ظ


چه خوش باشد که راه عاشقی تا پای جان باشد

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب ابن مظاهر

چه خوش باشد که راه عاشقی تا پای جان باشد

خصوصاً پای فرزند علی هم در میان باشد

سر پیری عجب شوری است در چشمانت ای مومن!

جوان بودن به ظاهر نیست، باید دل جوان باشد

چنان آتش شدی، گفتند دود از کنده بر خیزد

همان دودی که باید خار چشم کوفیان باشد

چکید از دیده ی تر اشک شوقت، تیغ آوردی

کشیدی تیغ بی تردید تا خط و نشان باشد

کمر خم کرده بودی فکر می کردند از پیری است

چنان تیری شدی، جَستی، که پنداری کمان باشد

تو آن کوه کهنسالی که می گفتند خاموش است

دهان وا کردی و دریافتند آتشفشان باشد

تو آن مردی که «قوت لا یموتش» عشق شد، آری

نمک گیر است از این سفره هر کس، جاودان باشد

به فیض دوستی نائل شدن چندان هم آسان نیست

"حبیب" است آن که پای دوستی تا پای جان باشد

فردوسی



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:44 ق.ظ


در عشق بازی از طفولیت نجیب است

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر

در عشق بازی از طفولیت نجیب است

یار غریبی های مولای غریب است

یک بار هم در کودکی جان داده بهرش

او زنده با انفاس یار و بوی سیب است

این پیر میدان دار مستان در حقیقت

بیمار عشق است و حسین او را طبیب است

او مزۀ مردن برایش را چشیده

حالا چنین بر کنج میدان بی شکیب است

موی سفیدش تشنۀ خون است آری

او دومین تصویر از شیب الخضیب است

پیر است اما شیر، پیرش هم شجاع است

این عاشق دلداه عنوانش حبیب است

در کوی رندان پیش افتاده است در عشق

در سر هوای یاری خدالتریب است

از بین زوار حریم شاه او هم

از این شکوه عشق بازی با نصیب است

علی پور



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:43 ق.ظ


رفتند کربلا

رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند
 
تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند
 
این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد بحال خودم واگذاشتند
 
دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم

حالا دل مرا به تماشا گذاشتند
 
با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین

سهم مرا به عهدۀ مولا گذاشتند
 
حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم

یک کربلا برای من اینجا گذاشتند
 
آری مرا که خادم هیئت نوشته اند

دربست وقف زینب کبری گذاشتند
 
بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است

بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند

بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند

بر جان وصال آل عبا را گذاشتند
 
آنانکه می روند سوی هیئت حسین

انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند
 
این ساده نیست ، دل حرم الله می شود

این را به دل در عالم بالا گذاشتند
 
هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست

یک اربعین در عالم معنا گذاشتند
 
می خواستم شهید ره کربلا شوم

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند

 محمود ژولیده


[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 07:56 ب.ظ


اصحاب امام حسین(ع)-جناب حر ریاحی

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حر ریاحی

ای که عفو از تو بود جرم فراوان از من

چه کنم در طلب عشق تو تاوان از من

حُرّم و تشنه آزادی ام ای روح نماز

باز کن سلسه سلطه ی شیطان از من

آه ای سایه نشین حرم عصمت و قدس

سر و سامان تو شد بی سر سامان از من

عرق شرم نشسته است به رویم که شدند

اهل بیت حرم وحی پریشان از من

من که ای صبح سعادت به تو نزدیک شدم

دور کن سوز و گداز شب هجران از من

خیمه گاه تو بود قبله ی ایمان و امان

جای دارد که بپرسد دل و وجدان از من

من که ناخوانده به مهمانی عشق آمده ام

میزبان حال بپرسد به چه عنوان از من؟

آبرویی که ندارم به کجا عرضه کنم

دستگیری بکن ای کوثر احسان  از من

ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

یک اشارت ز تو  ایثار سر و جان از من

چکمه بر گردنم آویخته ام چون زنجیر

آه ای وجه خدا روی مگردان ازمن

شفق



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:06 ب.ظ


ای ناله شهادت
http://atasheentezar.persiangig.com/عاشورا/new_folder/السلام علیک یا ابا عبدالله.gif 

بختت نه سپید است و نصیبت نه سیاهی

محکوم به مرگی چه بخواهی چه نخواهی

کو عشق که ما را برساند به رسیدن

کو تیغ که ما را برهاند ز تباهی

آبی به شهیدان عطشناک ندادیم

مردند لب شط فرات آن همه ماهی

ای کشته ترحّم کن و ای تشنه تبسّم

ای ناله شهادت شو و ای گریه گواهی

سنگم بزن ای دوست، دلم میکده اوست

ما را بشکن آینه ی ماست الهی

آن سوتر از این غمکده دریای وصالی ست

عاشق شو و فارغ شو و سالک شو و راهی

درویشی ما سلطنت ماست، اگرچه!

دنیاست گدایی که رسیده ست به شاهی
علیرضا قزوه



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:01 ب.ظ


به یاد شهیدان

چه قدر سینه ها پر از حرفند  

چه قدر قلبها پر از كین اند

باز هم عاطفه   غریب   افتاد

باز  لبخند ها د ر و غین  اند

-----------

 ای شما اهل شهر شور و شعور

 كوچه مانده است بی قرار شما

 باز هم  بر گهای  سبز  درخت

مانده اكنون به  انتظار  شما

-----------------

كوچه ها با شما سخن دارند

كوچه ها داغتان به دل دارند

خسته اند از فراق روی شما

 روحی  از دردها  كسل  دارند

--------------

از چه با ما سخن نمی گویید ؟

از چه خاموش مانده لب هاتان ؟

هان بگویید از نسیم وصال

از  دعاهای  نیمه  شب  هاتان

---------------

باز هم  خاطرات  د یر و ز ی

در دل و جان ما جوانه زدند

 با سه تار شكسته امشب باز

ساز یك سوز عاشقانه زدند

-------------

باز  در  ا متد ا د  یا د   شما

چشم در چشم كهكشان داریم

هرگز  از  راهتان جدا نشویم

تا كه از خونتان نشان  داریم

                                       .................................


                                       شعر استاد سید حبیب حبیب پور



 این شعر زیبا رادر عصر پنجشنبه وقتی قصد زیارت قبور مطهر

 شهدای عزیز را داشتم از وبلاگ سید حبیب پور بر داشتم امید وارم
                          
هر کسی نگاه میکند  از همه شهدا بخصوص سید مصطفی حبیب
                    
پور واولین ذاکر ومداح  شهید کشور سردار پاسدار لطفعلی لطفی
                                   
 خلف  یادی داشته باشدوبه روحشان صلوات وفاتحه ای هدیه کند ....

 خدایا در روز محشر ما را با شهدا محشور گردان

                 

                                                                                                             
 




[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:43 ب.ظ


سفیر غر بت

باز هم عرفه...

باز هم عرفه مراسم دعا ومناجات و عشقبازی و عبادت

بوی حسین و اباالفضل (ع) … بوی حج ناتمام و غربت حسین(ع)

بوی  مسلم وکربلا و غریبی

بوی معصومیت و آوارگی طفلان حسین

بوی غربت وتنهایی سفیر و پیامبر اباعبد الله (ع) حضرت مسلم

بوی عطر شجاعت و از خود گذشتگی عده ای قلیل و پستی و دنائت جمعی کثیر که بازی این دنیای پر فریب را خورده بودند

بوی بی وفایی کوفه و ناجوانمردی اهلش

بوی مظلومیت حق و منفوریت باطل

بوی مردانگی و نامردمی

بوی معطر افلا کیان به حق پیوسته و خاکیان به خاک چسبیده

خدایا به حق این روز بزرگ یاریمان کن که جزء گروه بازی خورده نباشیم

خدایا به صفا و وفا و جوانمردی حضرت سقا  ما را ابا الفضلی کن

 ولایتمدار ونافذ البصیره



[ ]
[ مرتبط با ] : یاران امام حسین (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 02:21 ق.ظ