تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب امام علی نقی (ع)

کاش به فردا نکشد

امام هادی النقی(ع)-شهادت

دارد امید که دردش به مُداوا نکشد

با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خوردو جگرش سوخت لبش را سوزاند

چکند از دل اگر ناله ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما

کاش می شد به کنار پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نفست می گیرد

نیست امید که کارش به تقلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش

چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرف آبی به لبش دید فقط گفت حسین

نفسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسیدو به زمین اما ریخت

خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید

لحظه ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه ها اینهمه بر صورت آقا نزنید

هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما

می دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می شود آتش اگر اینقدر دَوَد

عمه ای کاش که این شعله به بالا نکشد

می برد هرچه دلش خواست حرامی باشد

کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که

حال این خواهر تنها به تماشا نکشد

لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:08 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-شهادت

امام هادی النقی(ع)-شهادت

در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد

در شهرسامرا نشان دیگری دارد

رفته علیِّ دیگری در خیبری دیگر

تاریخ در نقلش بیان دیگری دارد

یعنی پس از «نهج البلاغه» پشت این صورت

با «جامعه» شیعه، دهان دیگری دارد

بر دشمنان آمد علی تا چاربار از نو

این زلزله هردم تکان دیگری دارد

وقت غضب گاهی شبیه زلزله اما

در رحمتش هردم جهان دیگری دارد

در خاک سامرا علیِّ چارمین آمد

این جسم دیگرگونه جان دیگری دارد

هم دوستانی مثل سلمان و ابوذر نه؛

هم اینکه قطعا دشمنان دیگری دارد

با تیغ زهرآلود،نه با زهر چونان تیغ

جان دادنش هم داستان دیگری دارد

با زهر سر می بُرّد ازلب تشنه ای، این بار؛

گودال سامرّا سنان دیگری دارد

مثل علی از جنس اصغر گونه اش اما

این قصه گویا قهرمان دیگری دارد

آن جا که غیر از اکبرش ارباب ما تازه؛

با ذبح اصغر امتحان دیگری دارد

دنیا گمان دارد که اصغر می شود سیراب

تیر سه پر اما گمان دیگری دارد

غیر از کمانش حرمله بر زجرکُش کردن

من مطمئن هستم کمان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر می بینم علی اصغر؛

انگار بر حنجر دهان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر خوردن حس شد این کودک؛

درپشت گردن استخوان دیگری دارد

درگوشه ی گودال هم غیر از سنان ارباب

با چکمه هایش میهمان دیگری دارد

پشت سر هم می زند گویا یزید اصلا

در دست هایش خیزران دیگری دارد

رحیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:07 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت

نفس نفس نفست عطر ربنا دارد

قنوت نیمه شبت ذکر آتنا دارد

به عمق معرفت واژه های جامعه ات

هجا هجا کلماتت دَم از خدا دارد

کریم، ابن کریمی و عالمی آقا

به دامن کرمت دست التجا دارد

کبوترانه پریده در آسمان شما

دلی که حسرت سرداب سامرا دارد

من از هوای گدایی درگهت مستم

گدای سامری ات میشوم ... صفا دارد

فدای نام تو یا ایها النقی، جانم

چقدر لشکر تو یار و جانفدا دارد

اگر چه دست تو را خصم بی بصیرت بست

هنوز اهل تو در بیت خویش جا دارد

هنوز غصه بزم شراب را داری

هنوز دست تو جای طناب را دارد ...

محمدی





[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:05 ب.ظ


شهادت امام هادی ع
زهر دادن ناجوانمردانه به امام‏
وجود امام علیه السّلام براى معتمد عباسى گران بود، به خاطر این كه مى‏دید مردم درباره آثار، علوم و زهد و تقوایش سخن مى‏گویند و آن حضرت را بالاتر از دانشمندان دیگر اسلامى مى‏دانند و از این رو آتش غضبش شعله مى‏كشید و از بخل و كینه‏اى كه نسبت به امام داشت بشدت ناراحت شد و تمایلات پست درونى وى او را به ارتكاب بدترین جرم در اسلام وادار كرد و نقشه كشید كه زهر كشنده‏اى به آن حضرت بخوراند و سپس نقشه خود را اجرا كرد همین كه آن بزرگوار زهر را تناول كرد به بستر افتاد در حالى كه بدنش مسموم گشت و از بدترین دردها رنج مى‏برد. شیعیان و بزرگان دولت براى دیدار آن حضرت مى‏آمدند، از جمله كسانى كه به عیادت حضرت آمد، شاعر برجسته ابو هاشم جعفرى بود، وقتى كه آمد و امام علیه السّلام را در آن حال دید، فغان برآورد و گریست و قصیده‏اى انشاد كرد كه اشعار زیر از آن جمله است:
مادت الارض بى و أدت فؤادى* و اعترتنى موارد العرواء حین قیل الامام نضو علیل* قلت: نفسى فدته كل الفداء مرض الدین لاعتلالك و اعتل* و غارت له النّجوم السماء عجبا ان منیت بالدّاء و السّقم* و انت الامام حسم الدّاء أنت آسى الأدواء فى الدّین و* الدّنیا و محیى الاموات و الاحیاء [3] «زمین زیر پایم لرزید و دلم فرو ریخت و دچار وحشت و اضطراب شدم‏
موقعى كه گفتند: امام بیمار و علیل گشته است، با خود گفتم؛ همه هستیم فدایش باد.
به خاطر بیمارى تو، دین اسلام بیمار و علیل گشته و ستارگان آسمان تاریك شدند شگفتا كه تو به درد و بیمارى مبتلایى در حالى كه خود (دارو و وسیله) رفع هر دردى تو معالج همه دردهاى دینى و دنیوى و زنده كننده مردگان و زندگان هستى.»
این اشعار، حاكى از غم و اندوه فراوان ابو هاشم و اضطراب و بى‏تابى او از بیمارى امام علیه السّلام است كه وجودش را ناراحتى و حسرت در هم فشرده و آرزو مى‏كرد كه اى كاش فداى امام شده بود، دین اسلام به خاطر بیمارى امام بزرگ؛ بیمار گشته و ستارگان آسمان از غم فاجعه، دگرگون گشته است. و ابو هاشم تعجب مى‏كند از این كه امام علیه السّلام، دچار درد و بیمارى شده، در حالى كه خود داروى هر درد است.
تعیین امام بعدى‏ امام هادى علیه السّلام، به امامت پسرش ابو محمد حسن- عسكرى- علیه السّلام تصریح فرمود و او را پس از وفات خود، راهنما و مرجع شیعیان قرار داد، و پیش از آن نیز، خواص شیعیانش را به امامت آن حضرت راهنمایى كرده بود. و به او وصیت كرد كه عهده دار كفن و دفن بدن مقدس او شده و بر آن نماز بگزارد و در خانه خودش دفن نماید و مطالب دیگرى كه مربوط به آن حضرت مى‏شد، وصیت كرد.
به سوى بهشت برین‏
زهر در بدن مقدّس امام كارگر شد و دردهاى شدید او را رنجور ساخت و مرگ با شتاب به آن حضرت نزدیك مى‏شد. وقتى كه امام احساس كرد كه در آستانه مرگ قرار گرفته، رو به سمت قبله نمود و شروع كرد به خواندن سوره‏هایى از قرآن مجید. مرگ در حالى فرارسید كه ذكر خدا میان لبهایش بود و روح بزرگش در حال پاكى، پاكیزگى به جانب پروردگار بزرگ شتافت، فرشتگان خدا مقدسش را گرامى داشتند، در حالى كه زمین از فقدان او تاریك شد و آخرت به نور قدومش روشن گشت، و مردم با رحلت آن حضرت خیر فراوانى را از دست دادند. براستى كه رهبر و مورد علاقه مردم و كسى كه مدافع حقوق ضعیفان و محرومان بود از دنیا رفت.
مراسم دفن‏
ابو محمد حسن زكى- علیه السّلام اقدام به مراسم دفن بدن پدر بزرگوارش كرد، آن پیكر پاك را غسل داد و كفن كرد و بر آن، نماز خواند در حالى كه رشته قلب شریفش از غم و اندوه و حسرت گسسته بود.
شهر سامرا، از غم آن مصیبت بزرگ، برآشفت و تمام طبقات مردم به فیض تشییع پیكر امامى كه یادگار نبوت و امامت بود، شتافتند و ادارات رسمى‏
و اماكن تجارى تعطیل شد. در پیشاپیش جنازه، وزرا، علماء، قضات و سران سپاه و سایر افراد دودمان عباسى حركت مى‏كردند، در حالى كه همگى عظمت مصیبت را احساس مى‏كردند و امتیازات و مناقب و فضایل امام علیه السّلام را برمى‏شمردند و زیان بزرگ و جبران‏ناپذیرى را كه جهان اسلام دچار شده بود به زبان مى‏ آوردند.
بارى جریان مراسم تشییع فوق العاده جنازه امام علیه السّلام، كه شهر سامرا نظیر آن را در تمام مراحل تاریخیش ندیده بود، برگزار شد.
در آخرین منزلگاه‏
پیكر پاك امام علیه السّلام در هاله‏اى از بزرگداشت و تعظیم به سمت آخرین منزلگاهش آورده شد، آنجا منزل مسكونى امام بود كه مقبره خود و اعضاى خاندانش قرار داده بود، پسرش امام حسن علیه السّلام وارد لحد شد در حالى كه قطرات اشك بر صفحه صورتش جارى بود جسد مطهر را در آرامگاهش قرار داد و با آن پیكر مقدس ارزشهاى انسانى: دانش، بردبارى، تقوا و خیراندیشى و ... را در دل خاك پنهان ساخت.
پس از فراغت از دفن بدن مقدس، توده‏هاى تشییع‏كننده، به سوى امام ابو محمد، حسن علیه السّلام شتافتند و تسلیتهاى گرم و پرشور خویش را به آن حضرت تقدیم كردند و در مصائب دردناك آن بزرگوار خود را شریك دانستند و امام علیه السّلام با دیگر اعضاى خاندانش ایستاده بودند و از آنها تشكر مى‏كردند.
عمر شریف امام‏
اما عمر امام علیه السّلام را بعضى از مصادر- كتابهاى معتبر- چهل سال نوشته ‏اند [4].
سال وفات امام‏
امام علیه السّلام در روز دوشنبه بیست و پنجم جمادى الآخر [5] مظلومانه به شهادت رسیدند.
(قاتل من زهر شرربار شد              قاتل مادر  در ودیوار شد)
____________________________  



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:49 ق.ظ


نحوه شهادت امام هادی (

 

فصل یازدهم - آخرین لحظات عمر ونحوه شهادت امام هادی (ع) زندگی نامه امام علی النقی الهادی علیه السلام
امام ابو الحسن على الهادى علیه السّلام از دست طاغوتهاى بنى عباس با انواع غمها و مصائب كشنده روبرو بود. آنها هر چه توانستند از ظلم و تعدّى نسبت به آن حضرت دریغ نكردند، در آن میان متوكل از همه بیشتر نسبت به آن بزرگوار كینه و ستم روا داشت؛ امام را از مدینه به سامرا منتقل كرد و به اقامت در آنجا مجبور نمود و با انبوهى از نیروهاى اطلاعاتى و امنیّتى خود، خانه آن حضرت را زیر نظر داشت، به طورى كه نفس كشیدنهاى او را مى‏ شمردند، از استفاده دانشمندان، راویان و فقها از زلال علوم آن حضرت و نقل فتواها و نظرات آن بزرگوار مانع مى‏شدند و به این ترتیب متوكل نسبت به علم و دانش، مرتكب جنایت بى‏ نظیرى شد. همچنان كه دستور محاصره اقتصادى داد و از رساندن حقوق شرعى- كه از همه جاى كشور پهناور اسلامى و از خارج كشور مى‏ رسید- به دست امام جلوگیرى كرد، و آن حضرت را در تنگناى مالى كشنده ‏اى قرار داد، به مأموران و جاسوسانش دستور داده بود كه گاه‏ وبیگاه منزل امام را بازرسى كنند؛ شاید در آنجا اسلحه و یا نوشته‏ هایى بر ضد حكومت پیدا شود تا بدان وسیله خون آن حضرت را بریزد مگر آن كه هیچ چیزى پیدا نشود، و گاه دستور مى‏ داد امام علیه السّلام را در هر حالى كه هست دستگیر كرده و به نزد وى ببرند، و یك مرتبه آن حضرت را به حضور وى بردند در حالى كه او مست باده بود و جامها و پیاله‏ هاى شراب در مقابلش گسترده و دسته ‏هاى نوازندگان مرد و زن اطراف او را گرفته بودند. امام‏ علیه السّلام در برابر او با صلابت و شدت ایستاد و شروع به موعظه و نصیحت كرد و او را به یاد آخرت انداخت و از آن حال هرزگى و فسق و فجور به او هشدار داد. وقتى كه طاغوت دید امام علیه السّلام اصرار بر دورى گزیدن از وى و خوددارى از پیوستن به او و ملازمت بر اطاعت و عبادت خدا را دارد، دستور داد تا آن حضرت را به زندان افكندند.
راویان مى‏ گویند: كسى در میان زندان این سخن را از امام شنید كه مى‏ گفت:
«من در نزد خدا از ناقه صالح عزیزترم» و این آیه را تلاوت كرد:
«تَمَتَّعُوا فِی دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَیَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَیْرُ مَكْذُوبٍ‏» [1] «تا سه روز در منازل خود از زندگى بهره‏مند شوید (كه پس از آن هلاك مى‏ شوید) و این وعده دروغ نیست.»
هنوز سه روز نگذشته بود كه متوكل طاغوت نابود شد و پسرش، منتصر او را كشت. [2]
غمها و گرفتاریهاى امام علیه السّلام پس از هلاكت دشمنش (طاغوت زمان، متوكل) پایان نیافت زیرا حكومت عباسى همواره مراقب آن حضرت بود و غائله و مصیبتها ایجاد مى‏كرد و در روز روشن و تاریكى شب به فكر حیله و نیرنگى بود، خلفاى عباسى به دلیل آن كه امام علیه السّلام مورد احترام و تقدیس امت بود به او كینه مى‏ ورزیدند، زیرا به قدرى كه مردم او را احترام و تقدیر و تعظیم مى‏ كردند، به آنها احترام نمى‏ گذاشتند و گروه زیادى از امت معتقد به امامت آن بزرگوار بودند و او را براى مركز خلافت اسلامى از بنى عباس- كه غرق در لذتها و شهوترانیها بودند و نسبت به مردم با همان سیاست بنى امیه، یعنى بر اساس فشار، زور و قدرت‏نمایى رفتار مى‏ كردند- سزاوارتر مى‏ دانستند.

[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:46 ق.ظ


شهادت امام هادی ع
اشعار شهادت حضرت امام هادی النقی (ع) -
وقتی خدا وجود تو را چون خدا کشید
ما را برای دور تو بودن گدا کشید

تا اینکه این زمین به نظر جلوه گر شود
از جنس نور با قلمش سامرا کشید

هرچه که دور توست یقینا گران بهاست
حتی غبار صحن تو را از طلا کشید

این جامعه ز جامعه ی تو کبیر شد
باید که خط به دورِ به غیر از شما کشید

رحمت کند خدا پدرم را که از قدیم
دست مرا گرفت و به سمت شما کشید

شش گوشه دار ها همه مثل هم اند پس
باید برای تو کفن از بوریا کشید

خوردی زمین فدای تو یا ایهاالعزیز
تا یک حرام زاده عبای تو را کشید

این غربت تو مضحکه ی این و آن شده
حرفی نزن که دشمن تو بد دهان شده

حرفی نزن که با تو مدارا نمی شود
این پاره ی جگر که مداوا نمی شود

"گریه نکن بهانه بدست کسی نده"
یک مرد بین این همه پیدا نمی شود

رنگ تنت عوض شده و آب رفته ای
یک نصف روز...آن قد و بالا...نمی شود!

اینگونه روی خاک دگر دست و پا نزن
راه گلوی تو به خدا وا نمی شود

پاشو ببین حسن چقدر گریه می کند
از روی قبر خاکی تو پا نمی شود

امّا خدا رو شکر که در این میانه ها
دیگر سر عبای تو دعوا نمی شود

گرچه تمام عمر تو دور از وطن شدی
اما خدا رو شکر که آقا کفن شدی

باران نیزه نیزه به جان شما نبود
بر سینه ات که داغ جوان شما نبود

راحت نفس زدی دم آخر قبول کن
سر نیزه ای میان دهان شما نبود

تیر سه شعبه ای که نیامد به سینه ات
مانند حرمله که زمان شما نبود

بزم شراب رفتی و امّا خدا رو شکر
همراهتان که دخترکان شما نبود

بزم شراب برده فروشی عزیز شد
در این میانه حرف خرید کنیز شد
یاسین قاسمی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:42 ق.ظ


شهادت امام هادی ع
اشعار شهادت حضرت امام هادی النقی (ع)


آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه ی پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه ویرانه نشستم
لرزاند، غم عمه ی سادات تنم را

من کشته ی بی حرمتی بزم شرابم
با آنکه نبسته لب چوبی، دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی ...
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا، خیره سری، چشم حرامی
سر بسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را

قاسم نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:41 ق.ظ


شهادت امام هادی ع

 

اشعار شهادت حضرت امام هادی النقی (ع)

همراه با زیارت زیبای جامعه
در هر فراز نام تو را ذکر میکنم
"یا إهدنا الصراط"ِ نماز مقربین
در هر نماز نام تو را ذکر میکنم

حتی مسیحیان به دمت معتقد شدند
وقتی مسیح نذر تو کرد و شفا گرفت
دیشب مریض خانه ی ما با وساطتت
شد رو به راه، تذکره ی کربلا گرفت

پیچیده سوز ناله ی تو بین قرن ها
آهت اثر نمود و جهان پر شراره شد
با پاره پاره ی جگرت این غزل گریست
با خون دل نوشته شد و چارپاره شد

بالا سر تو ضامن آهو کشید آه
بر جمع سوگوار تو آهو اضافه شد
از روی درد ناله زدی: وای مادرم
کم شد ز سینه درد و به پهلو اضافه شد

روز دوشنبه زهر و مغیره یکی شده *
با تازیانه بر جگرت حمله ور شدند
روز دوشنبه داغ دلت باز تازه شد
یادآور مصیبت دیوار و در شدند

گر چه به روی سینه ی تو زهر پا گذاشت
دور و بر تو خولی و شمر و سنان نبود
گر چه به تو تعارف جام شراب شد
دیگر خبر ز طشت و لب و خیزران نبود
...
از قتلگاه کرببلا سر در آورد
هر کس که کرد مرثیه خوانیِ قتل تو
یک تا دوازده... همه را شمر کشته است
آن ضربه ی دهم شده بانی قتل تو



* بنا بر بعضی روایات امام هادی(ع) در روز دوشنبه به شهادت رسیدند. وقتی پیکر مطهر آن حضرت را حرکت می دادند، شنیدند کنیزی میگوید: (ما ذا لقینا فی یوم الاثنین قدیماً و حدیثاً)
یعنی ما چه کشیدیم از نحوست روز دوشنبه از قدیم الایام تا این زمان و با این جمله به روز شهادت پیغمبر (ص) و آتش زدن در خانه ی حضرت صدیقه (س) اشاره کرد.
منتهی الآمال،شیخ عباس قمی ص ۱۲۹۰



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:38 ق.ظ


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , دانلود والپیپر مذهبی ، دانلود والپیپر اهل بیت ، دانلود والپیپر حضرت امام علی النقی،دانلود والپیپر امام هادی، دانلود والپیپر امام دهم , شهادت امام هادی , ولادت امام هادی

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن

بنویس سردر مشق های سیات یا علی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت

شود آبهای جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم

که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی

و سروده ای غزل از زبان خدات یا علی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت

شده اید رب جلی ولی به صفات یا علی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن

و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو

که سلام میدهمت به شوق لقات یا علی النقی

نبود به بودن تو غمم،بخداکه حر جهنمم

که گرفته ام به ولات برگ برات یا علی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم

سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی

بیابیانی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:33 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-شهادت

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , دانلود والپیپر مذهبی ، دانلود والپیپر اهل بیت ، دانلود والپیپر حضرت امام علی النقی،دانلود والپیپر امام هادی، دانلود والپیپر امام دهم , شهادت امام هادی , ولادت امام هادی

امام هادی النقی(ع)-شهادت

تنها، غریب، بی کس و بی آشیان شدی

تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

طوفان غم شکوه بهار تو را گرفت

بیهوده نیست این همه رنگ خزان شدی

آقا ...  مدینه ، سامره فرقی نمیکند

وقتی شبیه مادر خود قد کمان شدی

مانند کوه مانده ای و ایستاده ای

هرچند بارها هدف دشمنان شدی

دیروز گنبد حرمت ریخت بر زمین

امروز نیز هجمه ی زخم زبان شدی

سیلی محکمی زده نامت به دشمنان

تو خار چشم طرح زنا زادگان شدی

آقا غرور سینه زنانت شکسته شد

حرمت شکسته ی ستم این و آن شدی

اینک بگو که شیر درآید ز پرده باز

وقتی دوباره سخره ی نا بِخردان شدی

گاهی بلاکش ستم ناروا شدی

گاهی پیاده در پی مرکب روان شدی

گاهی به یاد کرب و بلا گریه کردی و

گاهی کنار قبر خودت روضه خوان شدی

گاهی تو را به مجلس مِی بُرد دشمنت

پر غصه از تعارف نامحرمان شدی

گیرم تو را به بزم شرابی کشیده اند

کی میهِمان طشت زر و خیزران شدی

بزم شراب رفتی و یاور نداشتی

با یاد عمه جان خودت خون فشان شدی

پرچمی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:28 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-شهادت

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , دانلود والپیپر مذهبی ، دانلود والپیپر اهل بیت ، دانلود والپیپر حضرت امام علی النقی،دانلود والپیپر امام هادی، دانلود والپیپر امام دهم , شهادت امام هادی , ولادت امام هادی

امام هادی النقی(ع)-شهادت

آه در سینه ام از زهر شراری برپاست

آتشی بر جگر و رویِ لبم واویلاست

سوختم سوختم آبی که نفس می سوزد

حجره ام از جگر سوخته ام کرببلاست

مادرم آمده بالین منِ چشم به راه

تا بگویم غم خود را که دلم پُر غوغاست

دستِ من بست و مرا نیمه شب از خانه کشید

بی حیایی که نمی گفت غریب و تنهاست

گاه می رفتم و گاهی به زمین می خوردم

مثل آن طفل که مبهوت دو چشم باباست

مثل آن دخترکی که نفسش بند آمد

راه می آمد و می دید سری بر نی هاست

سنگ بود و سری که ز لبش خون میریخت

خیزران بود و یتیمی که شبیه زهراست

حسن لطفی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:26 ب.ظ


عکس شهادت امام هادی ع

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , دانلود والپیپر مذهبی ، دانلود والپیپر اهل بیت ، دانلود والپیپر حضرت امام علی النقی،دانلود والپیپر امام هادی، دانلود والپیپر امام دهم , شهادت امام هادی , ولادت امام هادی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:24 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-ولادت-عید غدیر

امام هادی النقی(ع)-ولادت-عید غدیر

با هادیِ دین، خدا کند یاد غدیر

آمد علیِ دگر به امداد غدیر

پس یارِ علیِّ اول و آخر کیست؟

مهدی برسد مگر به فریاد غدیر



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:04 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت
logo.gif

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

به نام نامی هادی که هادی دلهاست

یگانه فاتح دلها امام بی همتاست

امام مهر، امام وفا، امام عشق

امام رأفت و رحمت امام خوبیهاست

هدایتش همه جا را به زیر سایه بَرَد

امامتش متعالی، زِعامتش یکتاست

معلّم همه ی انبیاست آقایم

که میوه ی دل و دلدار سیّد بَطحاست

علیّ چارم ما، مرتضای دوّم اوست

دهم امام تشیّع حقیقت عظماست

فرشتگان مقرّب مقیم حجره ی او

قسم به روح مقدّس سلاله ی زهراست

نواده ی حسن مجتباست این آقا

سلیل آل نبی، نور چشم آل عباست

علیّ دیگر آل حسین آمده است

که وارث همه ی روضه های عاشوراست

قنوت حضرت سجّاد روی دستانش

امین باقر علم نبی همین آقاست

صراط صادق آل علی طریقه ی اوست

شبیه موسیِ کاظم به وقت درد و بلاست

ستاره ی سحر است و شکوه باغ جواد

دوباره کوثر قرآن دوباره ابنِ رضاست

دوباره جدّ غریبش ابالحسن آمد

طلیعه ی حسن عسگری از او پیداست

پدر بزرگ امام زمان ما یعنی...

برای مهدی دین چاره ساز مشکل هاست

بِچِش حلاوت ذکرش، بخوان به لب هادی

که نام حضرت هادی عجیب روح افزاست

ز آستینِ هنر پرورش ادب ریزد

حیات طیّبه اش چون هزار دانشگاست

هرآنکه طالب دریای معرفت از اوست

کلاس جامعه اش رهگشای اهل ولاست

به علم خویش بداند زبان حیوانات

خدای قادر مطلق به علم او داناست

بهشت مائده ای از ولای عظمایش

شفیع هرچه ولایتمدار با تقواست

گناه شیعه ببخشد خدا به مقدم او

نوید باب غدیر است و آیة العظماست

خدا به شیعه ی او عزّت و کرامت داد

بیا که آینه ی هیبت خدا اینجاست

به عصمتش قسم از او مقام می گیریم

به هیبتش قسم از قهر او عدو رسواست

بیا به محفل و کشکول سائلی بردار

که عیدی قدمش استغاثه ی دلهاست

نگو شمرده شمرده که حاجتت داند

نگفته با خبر از حاجت و غم دلهاست

عزیز فاطمه و ترک سائلان هرگز!

بریز غم که وجودش مفرّح جانهاست

مگر زیارت کرب و بلا نمی خواهی؟

کلید کار بدست دعای این آقاست

نظام عالم هستی از او درست شود

بیا که پرچم صبح فرج از او برپاست

محمود ژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 05:00 ب.ظ


امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات
15.gif

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات 

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن

بنویس سردر مشق های سیات یا علی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت

شود آبهای جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم

که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی

و سروده ای غزل از زبان خدات یا علی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت

شده اید رب جلی ولی به صفات یا علی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن

و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو

که سلام میدهمت به شوق لقات یا علی النقی

نبود به بودن تو غمم،بخداکه حر جهنمم

که گرفته ام به ولات برگ برات یا علی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم

سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی

محمد بیابانی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام علی نقی (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 04:50 ب.ظ