تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب هفته چهارم آبان 1395

دوباره شهر پر از شور و شوق

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

دوباره شهر پر از شور و شوق و شیدایی‌ست

دوباره حال همه عاشقان تماشایی‌ست

که فصل پر زدن از انزوای تنهایی‌ست

سفر، حکایت یک اتفاق رؤیایی‌ست

ببند بار سفر را که یار نزدیک است

طلوع صبح شب انتظار نزدیک است

ببین که قفل قفس را شکسته، می‌آیند

کبوتران حرم دسته دسته می‌آیند

چو موج از همه سو دلشکسته می‌آیند

غریب، از نفس افتاده، خسته، می‌آیند

که باز بعد چهل شب، کنار او باشند

شبیه حضرت زینب کنار او باشند

تمام پشت سر جابر بن عبدلله

چه عاشقانه قدم می‌زنند در این راه

از اشتیاق حرم راه می‌شود کوتاه

هر آن‌که خواهد از این جام عشق، بسم الله

که این پیاده‌روی برترین عزاداری‌ست

قسم به نور، که این ابتدای بیداری‌ست

دوباره حال من و شعر می‌شود مبهم

دلی که دست خودم نیست می‌شود کم‌کم

در آرزوی حرم غرق در غم و ماتم

اگر اجازه دهد زائرش شوم، من هم

«غروب در نفس تنگ جاده خواهم رفت

پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت»

غفاری



[ ]
[ مرتبط با ] : اربعین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 07:03 ب.ظ


دلم هوای حرم کرده

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

دلم هوای حرم کرده حضرت ارباب

تو را به جان عزیزت بیا مرا دریاب

دوباره شور پیاده روی به سر دارم

شبانه سوی حرم، گریه، زمزمه، مهتاب

نه خرج راه و نه ویزا و نه گذرنامه

سفر، رسیده! مهیا نمی شود اسباب

دو چشم سرخ و دل آشوبه های بی پایان

سزای این دل بی تاب و دیده ی بی خواب

هوای سیل خروشان زائران دارم

مرا ببر که نمانم اسیر این مرداب

تمام آرزوی من جواب این حرف است

سلام حضرت خورشید و ماه عالمتاب

شهید راه ظهور و زیارتم گردان

تورا به جان رقیه مرا بخر ارباب

میر هاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : اربعین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 07:00 ب.ظ


چه اعجازیست درکویت

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

چه اعجازیست درکویت که دارد بهترین ها را

که خالی کرده از شوقش تمام سرزمین ها را

همه از خانه ها بیرون زدند و عازم یارند

دل باجمع بودن داده ای گوشه نشین ها را

مسیحی ارمنی هندو میان زائران هستند

تو یکجا جمع کردی زیر قبه کل دین ها را

زمین کربلا در آسمان هم مشتری دارد

همان روز ازل برده دل عرش برین ها را

مدال کربلا رفتن به روی سینۀ ما نیست

رکاب کج ندارد فیض دیدار نگین ها را

تمام کارهایم جور بود اما نشد آخر

و پایین میزنم دیگر به گریه آستین ها را

دوباره آخرش من ماندم و یک بغض هرساله

کنار عکس شش گوشه نشستم اربعین ها را

نجف تا کربلا پای پیاده عین معراج است

خیالش مست کرده تا ابد روح الامین ها را

به روضه آمدم شاید که اسمم را تو بنویسی

نگاهی از سر احسان کنی این دل غمین ها را..

پورهاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : اربعین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:56 ب.ظ


اگرچه شعله کشیدی تمامِ هستم را

حضرت زینب(س)-اربعین

اگرچه شعله کشیدی تمامِ هستم را

دوباره لطفِ نگاهت گرفت دستم را

دلم گرفته برایت چرا نمی خیزی

رسیده ام به کنارت به پا نمی خیزی؟

کنارِ سنگِ مزارت غریب برگشتم

در آرزویِ همین بویِ سیب برگشتم

نفس بده که بگویم بر آتشِ جگرم

توان بده که بگویم چه آمده به سرم

جدا زِ مونس یار و شفیق  آمده ام

برای بوسه به زخمی عمیق آمده ام

مَنیکه شامِ غمت را به اشک سر کردم

سوارِ ناقه یِ نامحرمان سفر کردم

به رویِ دست رسیدم که تار می بینم

هنوز دور و برم را غبار می بینم

هنوز در نظرم مانده شیبِ آن گودال

هنوز زخمِ تو را بی شُمار می بینم

در ازدحامِ حرامی و سنگ و سرنیزه

سری بُریده در آن گیر و دار می بینم

برای فاتحه خواندن به جسمِ بی جانت

به گرد گرد تو صد نیزه دار می بینم

تو رفتی و زِ غمت قامتِ کمانم سوخت

فراق شعله شد و بی تو دودمانم سوخت

رسیدم از سفری که مرا زِ پا انداخت

مرا به حلقه یِ لبخند و ناسزا انداخت

رسیدم از سفری که یتیم را کشتند

از آن سفر که به زلفش چه شانه ها انداخت

از آن سفر که یهودی به حالِ ما خندید

به طعنه تکه ی نانی به پیشِ ما انداخت

از آن سفر که پس از کوچه دخترانت را

میانِ مجلس چشمانِ بی حیا انداخت

از آن سفر که به سنگی شکست دندانت

لبانِ سرخِ تو را آخر از صدا انداخت

چقدر پیش نگاهم اصابتِ یک سنگ

به رویِ خاک سرت را زِ نیزه ها انداخت

تمام اهل و عیالت به کُنجِ ویران و

سرِ تو را به رویِ طشتی از طلا انداخت

فقط نه حلقه ی زنجیر و خیزران دیدیم

که رویِ چهره ی ما تازیانه جا انداخت

نبود باورم انگار خواب می دیدم

بنای خانه ی خود را خراب می دیدم

چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت

تمام سویِ دو چشمم پس از برادر رفت

به جای آن همه تیری که بر تنت آمد

لباس کهنه و انگشتری مطهر رفت

صدای حرمله می آمد و نوایِ طفلِ رباب

کنار نیزه ی طفلش زِ هوش مادر رفت

حرم در آتش و طفلی نفس نفس می زد

نگاهها پِیِ غارت به سمتِ دختر رفت

برای غارت یک گوشواره ی کوچک

دو چشم رفت، گُلِ سر شکست، معجر رفت

لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : اربعین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:34 ب.ظ


اربعین ای کاش میلیونها نفر

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

اربعین ای کاش میلیونها نفر

بالباس مشکی و چشمان تر

باظهور مهدی صاحب زمان

همچونان سیلی خروشان،بی امان

راه را سوی مدینه وا کنند

روبه سوی وادی الزهرا کنند

لرزه اندازند برجان یهود

زیرپاها له کنند آل سعود

پر کنند از دسته های سینه زن

گنبدالخضراء تا صحن حسن

گل دهد باغ و بهار فاطمه

تاشود پیدا مزار فاطمه

بعد از آن با اقتداری بی نظیر

میکند جلوه نگاری بی نظیر

میشود در سرزمینهای حجاز

پرچم جانم حسن در احتزار

نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : اربعین
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 06:33 ب.ظ