تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - مطالب هفته اول مهر 1395

از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

از دو چشم من و تو تا حرمش راه کشید

در کویر من و تو روضه گرفت و آنگاه

آب شیرین حیات از دل این چاه کشید

روضه خواند و ره صد ساله ی ما یک شبه شد

این همه فاصله را یک شب ِکوتاه کشید

مجلس روضه ی خود را که مزیّن فرمود

تا بهشتش همه را برد و به همراه کشید

عده ای را به هوای حرمش مهمان کرد

عده ای را دم در خادم درگاه کشید

 این  بهشتی که است نهر و می و ساقی دارد

این  بهشتی است که ارباب به دلخواه کشید

 در محرم ، حرمی دارم و دلخوش هستم

که مرا گریه کن این حرمِ ماه کشید

 گریه ی من به فدای جگر سوخته اش

که دلش آب شد از بس جگرش آه کشید

نواری



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:57 ب.ظ


حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند

وقتی كه جمع سینه زنان گریه می كنند

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است

در ماتم تو پیر و جوان گریه می كنند

این سیل، سیل اشك عزادارهای توست

چون ابر با تمام توان گریه می كنند

تو كیستی كه در غم از دست دادنت

مردان ما شبیه زنان گریه می كنند...

تیموری



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:55 ب.ظ


نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما

ورود به ماه محرم-روضه های دهه اول-مناجات اول مجلس

نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما

از تنور سرد دوزخ، نور می گیریم ما

سردرِ هر بیت، پرچم می زنیم از اشک خویش

آخرِ شیرین زبانی، شور می گیریم ما

***

از «شب اول»، چو مسلم، کوچه گردِ کوفه ایم

تو بگو آئینه، پیش کور می گیریم ما

فصلِ ماهیگیری ار رودِ گل آلودِ وفاست

پیش پای چشم مردم، تور می گیریم ما

در «شب دوم» صدای کاروان را بشنوید!

حالِ موسی را خبر از طور می گیریم ما

شد «شب سوم» بساط گریه هامان جور شد...

پس سراغِ سیلی ناجور میگیریم ما

شاعریم و تورمان کرده است خاتون حسین!

روضه ی فاش از رخِ مستور می گیریم ما

آن شبِ قدری که می گویند، یلدای غم است

یک «شب سوم» برای درک این روضه، کم است

جسم زهرا را مثال از حور می گیریم ما

شاعریم و با رقیه ، اهل مضمون می شویم

پیش نور چهره اش منشور می گیریم ما

در «شبِ چارم» فقط: «دایی حسن»... «دایی حسین»

هردو خواهر زاده را منظور می گیریم ما

***

در حنابندانِ قاسم، از حسن جانِ حسین

حاجتِ خود، چشمِ دشمن، کور...! می گیریم ما

ما عوامیم و شبِ قاسم، اگر کِل می کشیم

روضه ای گمگشته را مشهور می گیریم ما

***

تا شب هشتم اگر عمرِ خماری راه داد

شیشه شیشه در بغل، انگور می گیریم ما

ای به قربانِ شبِ هشتم، در آغوش عبا،

آنچه باقی مانده از ساطور می گیریم ما

دست تاسوعا، به ذوق تشنگی پا  می دهد

از لب مافوق خود، دستور می گیریم ما

ردّ دست ماه، روی چوب پرچم مانده است

مرز و بوم روضه  را هاشور می گیریم ما

شد شبِ آخر! مناجات از عسل شیرین تر است

خیمه ها را کندوی زنبور می گیریم ما

***

صبح عاشوراست! دسته دسته مطرب می شویم

طبل و نی... سنج و دقل... شیپور می گیریم ما

صبح عاشورا... چه نزدیک است راه خیمه ها!

راه گودال است آنکه دور می گیریم ما!

صبح عاشورا... علی اصغر کفن پوشیده است!

از دل گهواره راه گور می گیریم ما

صبح عاشورا، هوای گریه دار صنف ماست

 لقمه ها از سفره ی «منصور» می گیریم ما

بابایی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:53 ب.ظ


محرم آمده شکر خدا کنیم همه

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

محرم آمده شکر خدا کنیم همه

به گریه محشر کبرى به پا کنیم همه

به شکر اینکه رسیدیم به عزاى حسین

ز سینه عقده ی یک ساله وا کنیم همه

همه حسینیه ها تحت قبه ی یار است

رسیده وقت اجابت دعا کنیم همه

با نام یک یک ما صدا زده زهرا

به اذن او پسرش را صدا کنیم همه

دوباره فاطمه در عرش مو پریشان است

به ناله حق نمک را ادا کنیم همه

حسین کشته ی اشک و ما طبیب حسین

به اشک زخم تن او دوا کنیم همه

خدا به عشق حسینش گناه ما بخشید

ازین به بعد ز آقا حیا کنیم همه

قسم به عشق محرم بهار مردن ماست

تمام زندگى خود فدا کنیم همه

حلال تیغ هلال است خون سینه زنان

حرام باد که چون و چرا کنیم همه

قسم به نام خمینى و غیرت شهدا

در این مسیر به او اقتدا کنیم همه

به یک سلام ازین راه دور بر ارباب

دل شکسته ی خود کربلا کنیم همه

تنى بدون کفن روى خاک صحرا بود

همیشه گریه بر آن بوریا کنیم همه

سلام بر حرم عرش عزیز خدا

سلام ما به حسین غریب کرببلا

نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:51 ب.ظ


دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس

دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید

از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

عظیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:50 ب.ظ


خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

زندگانی امام حسین

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

ولادت
در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (۱) دومین فرزند برومند حضرت على وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (۲) را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(۳)
به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحى الهى , جبرئیل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) (۴) که به عربى (حسین ) خوانده می شود نام بگذار.(۵)چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستى .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, براى دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (۶) کشت , و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (۷)

حسین (ع ) و پیامبر (ص )

از ولادت حسین بن على (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدایى که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد. (۸)
انس بن مالک روایت می کند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می دارى , فرمود: حسن و حسین را,(۹)بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید. (۱۰)
ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که : رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى مامی آمد, وقتى به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(۱۱)عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم (۱۲)

حسین (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زیست . پدرى که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانید , جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدرى که در زمان حکومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند…
در تمام این مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد, و در چند سالى که حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامى , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهاى جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.(۱۳)
به این ترتیب , از پدرش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبرپدرم فرود آى …. (۱۴)

امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود, همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید, امام حسین (ع ) شریک رنج هاى برادر بود و چون میدانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است , هرگز اعتراض به برادر نداشت .
حتى یک روز که معاویه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاویه بشکند و سزاى ناهنجاریش را به کنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشى فراخواند, امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه برآمد, و با بیانى رسا و کوبنده خاموشش ساخت . (۱۵)

امام حسین (ع ) در زمان معاویه

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.
امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.
در تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت .(۱۶) معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت …

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

قیام حسینى
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .
حاکم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل یزید.(۱۷) آن گاه که افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است , اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه به سر می برد دعوت کردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد, و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى بودند (۱۸) و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه برساند, آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ,بلکه علیه او قیام کرده است .
یزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند ومنتظرماندندتاامام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى که در مکه اقامت گزید, و در طول راه مکه به کربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت که : مقصود من از حرکت , رسوا ساختن حکومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منکر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم . و این مأموریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.
رسول گرامى (ص ) و امیرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پیشوایان پیشین اسلام , شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. (۱۹) و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او کسى نبود که در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .
خبر شهادت حسین (ع ) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته , از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. به ویژه که خود در طول راه می فرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا. (۲۰) هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد کشید.
بارى امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دریافت . نه خود تنها, بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و کشته شدند, و خون هایشان شن هاى گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست .
راستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند, و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت رانی هاى او و عمالش را می شنیدند, چقدر از اسلام متنفر می شدند, زیرا اسلامى که خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است … و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنیدیم و خواندیم که در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگباز وشرابخوار است , هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه اى که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تکمیل کرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت .
نگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت . از همان اوان شهادتش تا کنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند, و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز میدارند. پیشوایان معصوم ما, هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند. غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرموده اند.
ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من می خواندم و آن عزیز می گریست , چندان که صداى گریه از خانه برخاست . بعد از آن که اشعار را تمام کردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود. (۲۱)
نیز از آن جناب است که فرمود: گریستن و بی تابى کردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , که ثواب و جزایى گرانمایه دارد. (۲۲) باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى که به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد. (۲۳)
امام صادق (ع ) می فرماید: ان زیاره الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده اى ارزش و فضیلتش بیشتر است . (۲۴) زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویى روح را به سوى ملکوت خوبی ها و پاکدامنی ها و فداکاری ها پرواز می دهد. هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ), و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارت ها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد, بلکه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى , فداکارى و حمایت از قوانین آسمانى را به ما گوشزدمینماید, و هدف هم جز این نیست , و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى می گراید.



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:17 ب.ظ


دارم امشب از گناهانم خجالت می کشم

امام حسین(ع)-مناجات

دارم امشب از گناهانم خجالت می کشم

از گناهان فراوانم خجالت می کشم

سر به زیر انداختم، از روی تو شرمنده ام

بازهم سر در گریبانم، خجالت می کشم

اشک را از من گرفته این گناه لعنتی

دارم از خشکی چشمانم خجالت می کشم

من زمین خوردم دوباره، باز دستم را بگیر

من از اینکه سست ایمانم خجالت می کشم

پر نمی گیرم به سوی آسمانت چون شده

این هوای نفس زندانم، خجالت می کشم

لطف های بی حسابت زود یادم می رود

من که قَدرت را نمی دانم خجالت می کشم

باز آوردی مرا که چوب کاری ام کنی

من از اینکه باز مهمانم خجالت می کشم

دارم از این حسرت کرببلا دق می کنم

من که از دوری جانانم خجالت می کشم

از همان روزی که بین روضه می گفتم حسین

مادرت می گفت: ای جانم ... خجالت می کشم

جان زهرا آبرویم را بخر فردای حشر

فاش گردد روی پنهانم خجالت می کشم

آمدم با سر به زیری تا مرا حُرّم کنی

من از این حال پریشانم خجالت می کشم

محمدی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)-مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:41 ب.ظ


به مناسبت ٢٤ ذیحجه روز مباهله

به مناسبت ٢٤ ذیحجه روز مباهله

با نفی عشق، مرجع اعلم نمی شوید

در جهل خویش مانده و آدم نمی شوید

تا آن زمان که دور از این خانواده اید

سستید در عقیده و محکم نمی شوید

فکری برای عاقبت خویش کرده اید؟

چون رستگار ، قدر مسلم نمی شوید

گیرم که هست دین شما، دین برتر و

تسلیم دین حضرت خاتم نمی شوید

باید که از مباهله صرف نظر کنید

حتی حریف کودکشان هم نمی شوید

داماد و دختر و نوه هایش که جای خود

خاک در پیمبر اعظم نمی شوید

وقتی که در برابرشان ایستاده اید

بی حرمتی ست تا به کمر خم نمی شوید

این پنج تن حقیقت عشق اند، والسلام

با نفی عشق مرجع اعلم نمی شوید




[ ]
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:40 ب.ظ


یارب از دلهای ما درد محبت را مگیر

بِسمِ الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ اِنّی اَسئلُکَ وَاَتَوَجَّهُ الَیکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیّ الرَّحمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَالِهِ یااَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ یا اِمامَ الرَّحمَةِ یاسَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یاوَجیهاً ... *پیغمبر فرمود "ستدفن بضعه منی بخراسان"به زودی پاره جگر من تو خراسان دفن میشه"ما زاره مکروبه الا نفس الله کربه" هرکی غم و غصه داره پاره تن من علی بن موسی الرضا رو که زیارت کنه خدا غمش و برطرف میکنه*یاآبَاالحَسَنِ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ یاعَلیَّ بنَ اَبی طالِبٍ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یاسَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً ....*امیرالمؤمنین فرمود هرکه علی بن موسی الرضا رو در خراسان زیارت کنه غفرالله ذنبه خدا همه گناهاش رو می آمرزه*یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُلِ یا یا سَیِدَتَناوَ مَولاتَنا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکِ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِندَاللّهِ اِشفَعی لَنا عِندَاللّه یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه یااَباعَبدِاللّهِ یا حُسَینَ بنَ عَلِیٍّ*گریه بر ابی عبدالله یکی از شروط ایمان،خود سیدالشهدا فرمود:مومنی منو یاد نمیکنه مگر اینکه اشک چشمش جاری بشه*اَیُّهَا الشَّهیدُیَابنَ رَسوُلِ اللّهِ*تو چهارده معصوم دو نفرند که منتصب اند به غریب الغربا یکی امام رضاست یکی هم خود سیدالشهداست که تو زیارت ناحیه میگیم السلام علیک یا غریب الغربا*یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً .... یااَبَاالحَسَنِ یاعَلِیَّ بنَ الحُسَینِ یازَینَ العابِدینَ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً .... یااَبا جَعفَرٍ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِرُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً .... یا اَبا عَبدِاللّهِ یا جَعفَرَبنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الصّادِق یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً .... یا اَبَاالحَسَنِ یا موُسَی بنَ جَعفَرٍ اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسوُلِ اللّه*چقدر موسی بن جعفر امروز خوشحاله، هر پدری به ولادت فرزندش خوشحال و مسروره مخصوصا اگه اون فرزند حضرت رضا باشه*یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً .... یااَبَالحَسَن ِیا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یاسَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً ...*فرمود هر که به زیارتم  بیاد سه جا به دیدنش میام،اون لحظه ای که پرونده عمل من و تورو میدن به دست چپ و راستمون امام رضا فرمود اونجا به دیدن زائرم میام و عندالمیزان و عندالصراط از مرحوم ایت الله شیخ مرتضی حائری رحمت الله علیه نقل طول عمرش بارها و بارها مشرف شد محضر حضرت رضا از دنیا که رفت شاگردا تو خواب دیدنش پرسیدن چه خبر فرمود شصت و یک بار به زیارتش رفته بودم شصت و یک بار به قبرم سر زده*

یااَبا جَعفَرٍ یامُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یاحُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یاسَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً ... یا اَباالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یاحُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِناتَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً ... یا اَبامُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یاحُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً ... یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ اَیُّهَا القائِمُ المُنتَظَرُ المَهدِی*فراز آخره خود امام رضا وقتی به این نام میرسیدندتمام قد بلند میشدند دست مبارک رو رو سر میزاشتند سلام می‌کردند عرض ادب می‌کردند* یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه*اینجا دعا دستوره تا میتونی عرض حاجت کنی با امامت حرف بزن بگو آقا این همه راه و اومدم که تو رورو از ما برنگردونی پیرمردامون مردند زیر خاک رفتند جوون هامون پیر شدند بچه هامون به سن جوانی رسیدند اما ما تورو ندیدیم آقابرای همه شیعیان عالم براى همه مسلمون ها همه مظلومان عالم مظلومانی که در سوریه در خطرند دعا کنیم ان شالله نتونند جسارت کنند به حرم عمه جان امام زمان شیعه بمیره و این هتک حرمت و نبینه یه کربلا شنیدی تا قیامت بند دلت پاره میشه یه کربلا شنیدی به عمه سادات جسارت کردند اشکت جاری میشه شنیدن کی بود مانند دیدن ان شالله نباشیم این جسارت هارو نبینیم دست گدایی تو بالا بیار  نگی آقا به من نگاه نمیکنی نگی آقا من رو سیاهو امشب محل نمیزارن این آقا کریمه ابن اللکریمه با کرمان کارها دشوار نیست،کریم اگه وعده بده تخلف نمیکنه بگو آقا خودت وعده دادی بیایم در خونت صدات بزنیم محاله که کسی رو دست خالی رد کنی  یابالحسن یابالحسن، یا سادَتی وَ مَوالِیَّ اِنی تَوَجَّهتُ بِکُم اَئِمَّتی وَ عُدَّتی لِیَومِ فَقری وَ حاجَتی اِلَی اللّهِ وَتَوَسَّلتُ بِکُم اِلیَ اللّهِ وَاستَشفَعتُ بِکُم اِلَی اللّهِ فَاشفَعُوا لی عِندَاللّهِ وَاستَنقِذُنی مِن ذُنُوبی عِنداللّهِ فَاِنَّکُم وَسیلِتی اِلَی اللّهِ وَ بِحُبِّکُم وَ بِحُبِّکُم وَ بِقُربِکُم اَرجوُ نَجاةً مِنَ اللّهِ فَکُونُوا عِندَاللّه رَجائی یا سادَتی یا اَولِیاءَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عََلَیهِم اِجمَعینَ وَ لَعَنَ اللّهُ اَعداءَ اللّهِ ظالِمیهِم مِن الاَوَّلینَ وَالاخِرینَ امینَ رَبَّ العالَمینَ

یارب از دلهای ما درد محبت را مگیر

این تجمع این توسل این ارادت را مگیر

هستی ما بستگی دارد به عشق اهل بیت

هر چه میخواهی بگیر اما ولایت رامگیر

به علی بن موسی الرضا و بالحجه ده مرتبه یا الله...



[ ]
[ مرتبط با ] : روضه امام حسین ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:52 ب.ظ


لطف حسین ما را تنها نمیگذارد

لطف حسین ما را تنها نمیگذارد

گرخلق واگذارد او وا نمیگذارد

او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم

مولا به کام غربال مارا نمیگذارد

زهرا به دوستانش قول بهشت داده ست

بر روی گفته ی خویش او پا نمیگذارد

ما مستحق ناریم از بس گناهکاریم

باید که سوخت مارا زهرا نمیگذارد

*وقتی پیغمبر خبر داد به صدیقه طاهره که فرزندت حسین و میکشند پرسید بابا کجا میکشنش؟"فی ارض یقال لها کربلا"

گریه فاطمه شروع شد، پرسید بابا اون روزی که میکشنش شما زنده ای یا نه؟ فرمود نه دخترم، باباش علی در قید حیات هست یا نه؟ نه دخترم، من هستم یا نه؟ نه دخترم، گریه فاطمه بیشتر شد پرسید "یا ابا فمن یبکی علیه؟!!" پس کی بر حسینم گریه میکنه؟!! به به ، رحمت خدا به این ناله ها ..." امام صادق فرمود خاموش کننده ی آتش جهنم است گریه بر حسین " یا ابا ... فمن یبکی علیه؟!! پس کی بر حسینم گریه می کنه؟!! فرمود دخترم : غصه نخور، یه امتی میان مثل مادر بچه مرده بر حسین تو زار میزنن ... "جِیلًا بَعْدَ جِیلٍ"نسل به نسل اینا میان بر حسین تو گریه می کنن" گریه ی فاطمه بند اومد" گل لبخند به لب های زهرا نقش بست _یعنی چی؟_ یعنی گریه بر ابی عبدالله سبب رضایت فاطمه ست ...."

بعد پیغمبر فرمود:دخترم باید یه قولی به من بدی؛قیامت تو باید از زن هاشون شفاعت کنی،منم از مرد هاشون شفاعت می کنم ...." ممنونتیم بی بی جان که با گریه ی بر حسین تو ما رو مشمول به شفاعتت می کنی ..." حالا آماده ای یا نه ؟!!

السلام علیک یا اباعبدالله .....

حسین .......

خود ابی عبدالله فرمود: "أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ" گریه بر منه حسین سنگ محک ایمانه،هیچ مومنی نیست که منو یاد کنه و اشکش جاری بشه" حالا میخوای بری کربلا؟!! کدوم کربلا ؟!!

میروم بینم،درکجا زینب

شکو از شمر بی حیا دارد ...

بگم کجا بود؟!! همون جایی که کربلا میرسی میگن تل زینبیه ...." اومد بالا بلندی دختر امیرالمومنین راوی میگه دیدم دو دست روی سر گذاشت ...." هی میگه یا غیاث المـــستــغیثین ...."

دوان دوان افتان و خیزان از بالای بلندی به سمت گودی قتلگاه هی زمین میخوره و بلند میشه" هی فریاد میزنه وا محمدا ..." وا علیا ..." وا اماه ..." اما دیدن لحن مناجات زینب عوض شد ..." فقط صدا میزنه واحسینا ...." اخه دید "وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ" ناله بزن یا حسین ......

وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِک مُولِعٍ سَیفَهُ عَلَی نَحرِکَ ..."با عجله از گودال قتلگاه برگشت" داداشو محاصره کردن هرکی با هر چی دستشه داره ضربه میزنه ..." یا الله ..." یه تعبیری امام باقر اینجا دارن"  گفتم و دعات کنم؛ فرمود: "لقد قُتِل الحسینَ بالسّیف و السنان و بالحجارةِ و بالخَشبِ و بالعصا ...." یعنی یه عده ای کربلا بودن توانایی حمل سلاح جنگی رو نداشتن، با عصا جدمو میزدن ....."

بأبی المستضعف الغریب،یا قتیل الله یااباعبدالله ....

السّلام عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلِِیِ ابن الحُسَین (ع)  وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع) و عَلی  اَصحابِ الحُسَین (ع(

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین ....

بالحسین ده مرتبه یا الله

[ ]
[ مرتبط با ] : روضه امام حسین ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:48 ب.ظ


در کوچه گرفتند اگر دور و برش را
اشعارشهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام ـ

در کوچه گرفتند اگر دور و برش را
چیدند اگر زخم ترین بال و پرش را
این ارث علی دوست ترینهای قبیله است
جا داشت در این شهر ببیند اثرش را
محراب همین پیرزن کوفه چه خوب است
تا اینکه به پایان برساند سحرش را
این بار به جای گره ی سبز نگاهش
می بست سر نافله بار سفرش را
این کوفه نشینان که گهی بام نشینند
با سنگ شکستند سر رهگذرش را
دلواپس امروزِ غریبی خودش نیست
انداخته بر جاده ی فردا نظرش را
مشغول زیارت شده آهسته بنالید
این مرد که بر دست گرفته است، سرش را


علی اکبر لطیفیان



[ ]
[ مرتبط با ] : شهادت حضرت مسلم ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:28 ق.ظ


چشمم برای آمدنت اشک پرور است

چشمم برای آمدنت اشک پرور است
از چشمهای منتظرم کوچه ها تر است
پیک توام که در قفس تنگ آمده است
نامه بری که زخمی و بی بال و بی پر است
پرواز را ز خاطر من برده این دیار
این سرنوشت بی کسی یک کبوتر است
گفتم بنالم از غم و بر سر زنم ولی
از چه بگویم آه که غمها مکرر است
از نعل تازه ای که به اسبانشان زدند
از کوفه ای که رونقش از تیغ و خنجر است
از بامها که جای گل از سنگ پر شده است
از آتش تنور که سرگرم یک سر است
یا از محلّه های یهودی نشین شهر
از چشم بی حیا که به دنبال معجر است
از گوشها که منتظر گوشواره اند
از مردمی که وعده ی سوغاتشان زر است
از ناکسی که در پی انگشتریِ توست
از خنجری که منتظر زخم خنجر است
از دستهای زبر و خشن، تازیانه ها
از پنجه ها که در پی گیسوی دختر است
از هرچه نیزه، نیزه ی اینان بلندتر
از هرچه تیر، تیر سه شعبه گرانتر است





[ ]
[ مرتبط با ] : شهادت حضرت مسلم ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:25 ق.ظ


آن بیعتی که مرد و زن کوفه بسته اند



آن بیعتی که مرد و زن کوفه بسته اند

حتی به هفته ای نرسیده شکسته شد
دیروز از وفا همگی دست داده اند
امروز مسلمت ز جفا دست بسته شد
**
کوچه به کوچه میروم و میزنم به سر
کوچه به کوچه میروم و گریه میکنم
از شرم نام خواهرت ای خاک بر سرم
چون شمع آب میشوم و گریه میکنم
**
خانه به خانه گشته ام و باز دیده ام
هر سینه ای ز حیله و نیرنگ پر شده
پیداست از بلندی دارالعماره اش
هر بام جای گل فقط از سنگ پر شده
**
در کار گاه تیر سه شعبه ؛ به هم رسید
لبخند های حرمله با ناله های من
تیری گرفته بود به دستش که تا هنوز
می لرزد از بزرگی آن دست و پای من
**
اینجا هزار حرمله در انتظار توست
آقا برای آمدنت کم شتاب کن
رحمی به روز من نه به روی رقیه کن
فکری به حال من نه به حال رباب کن
**
رحمی نمیکنند عزیزم به هیچ کس
حتی به تشنه ای که فقط شیر خواره است
تو میرسی وعده سوغات مردمش
تنهابرای دخترشان گوشواره است
**
این جا میا ، که آخر سر چشم می زنند
این چشم ها به قامت آب آورت حسین
این دست ها که دیده ام از کینه می برد
انگشت را به خاطر انگشترت حسین
**
برگرد جان من که نبینی ز بام ها
آتش کشیده اند سرو دست و شانه را
تا از فراز نیزه نبینی که می زنند
بر پیکر سه ساله ی تو تازیانه را
**
میترسم از دمی که بیایند دختران
با گونه های زخمی و نیلوفری میا
این شهر بی حیاست ، به جان سکینه ات
میترسم از حرامی و بی معجری ، میا



[ ]
[ مرتبط با ] : شهادت حضرت مسلم ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:17 ق.ظ


این لب بام عجب حال و هوایی دارد

این لب بام عجب حال و هوایی دارد
تن بی سر به سر دار صفایی دارد

سنگ و خاکستر و اتش به سرم افکند ند
تا بگویند که حب تو سزایی دارد

خولی و تیر سه شعبه  شده اند اماده
کوفه و شام عجب مهر و وفایی دارد

سرم از بام چو افتاد ندا داد حسین
سر سودا زده ام بین چن ندایی دارد

این شگسته سرو و این پاره ی لب این دندان
غیر افتادن  سر سر جدایی دارد

زده دندان شکسته به لبم مهر سکوت
تا بدانند که خزران چه صدایی دارد

چو ببینم دم آخر رخ دلجوی تو را
دلخوشم شاه به این بنده عطایی  دارد

دو رکعت عشق بر این بام به عشق تو خوشست
تا بدانند که این بنده خدایی دارد

کعبه  ی عشق  خدا با تو بنا گشت حسین
قبله ی عشق عجب قبله نمایی دارد

کربلا بعد نبی از پس در شد آغاز
کوفی از کشتن اصغر  چه ابایی دارد

********************



[ ]
[ مرتبط با ] : شهادت حضرت مسلم ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:10 ق.ظ


چشمم برای آمدنت اشک پرور است

اشعارشهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام ـ

چشمم برای آمدنت اشک پرور است
از چشمهای منتظرم کوچه ها تر است
پیک توام که در قفس تنگ آمده است
نامه بری که زخمی و بی بال و بی پر است
پرواز را ز خاطر من برده این دیار
این سرنوشت بی کسی یک کبوتر است
گفتم بنالم از غم و بر سر زنم ولی
از چه بگویم آه که غمها مکرر است
از نعل تازه ای که به اسبانشان زدند
از کوفه ای که رونقش از تیغ و خنجر است
از بامها که جای گل از سنگ پر شده است
از آتش تنور که سرگرم یک سر است
یا از محلّه های یهودی نشین شهر
از چشم بی حیا که به دنبال معجر است
از گوشها که منتظر گوشواره اند
از مردمی که وعده ی سوغاتشان زر است
از ناکسی که در پی انگشتریِ توست
از خنجری که منتظر زخم خنجر است
از دستهای زبر و خشن، تازیانه ها
از پنجه ها که در پی گیسوی دختر است
از هرچه نیزه، نیزه ی اینان بلندتر
از هرچه تیر، تیر سه شعبه گرانتر است
حسن لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : شهادت حضرت مسلم ع
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:05 ق.ظ