هل من معین بی کسی اش تا شنیده شد

هل من معین بی کسی اش تا شنیده شد

رنگ جمال پرده نشینان پریده شد

تا شاه بی رمق شد و افتاد روی خاک

افسار گرگ های حرامی دریده شد

“چون ماهی فتاده به صحرای خون”تنش

بر روی خارهای مغیلان کشیده شد

میگفت تشنه ام جگرم سوخته ولی

با سنگ و نیزه ناز دهانش خریده شد

هر کس رسید زخم به زخمش اضافه کرد

اعمال کشتنش به درازا کشیده شد

وقتی سه شعبه بوسه به قلب حسین زد

دنیا خراب،قامت زینب خمیده شد

حسن کردی



[ ]
[ مرتبط با ] : وداع زینب
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:15 ب.ظ