تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع) - درد بسیار ، مداوا گریه

درد بسیار ، مداوا گریه

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – علی اکبر لطیفیان

درد بسیار ، مداوا گریه
ارث جامانده زهرا گریه
روزها ناله و شبها گریه
آب میخورد ، ولی با گریه

گریه بر آب وضویش میریخت
خون دل بر سر و رویش میریخت

گریه بر شاه شهیدان خوب است
گریه بر کشته ی عریان خوب است
گریه بر دامن طفلان خوب است
گریه بر آن لب و دندان خوب است

خواسته هر سحرش گریه کند
در فراق پدرش گریه کند

گریه بر ناله آن مادرها
گریه بر گریه آن دخترها
گریه بر غارت انگشترها
گریه بر واشدن معجرها

رنگ مهتاب ، زمینش میزد
دیدن آب ، زمینش میزد

گریه بر ناقه نشسته سخت است
گریه با پیکر خسته سخت است
گریه با بال شکسته سخت است
گریه با گردن بسته سخت است

گریه خوب است که هر شب باشد
گریه بر چادر زینب باشد

آنکه را هست پیاده نکُشید
تشنه را بر لب باده نکُشید
طفل را اینهمه ساده نکُشید
ذبح را آب نداده نکُشید

هیچکس آب به گودال نبرد
پدرم ذبح شد و آب نخورد

آمد و دید تنی افتاده
کشته بی کفنی افتاده
شه بی پیرهنی افتاده
پاره پاره بدنی افتاده

همه پروانه و شمعش کردند
بوریا آمد و جمعش کردند

آمد و دید کنارش پر نیست
بدن افتاده ولیکن ، سر نیست
چند انگشت ، و انگشتر نیست
این حسین است ولی دیگر نیست

بسکه با نیزه قلیلش کردند
ذبح کردن قتیلش کردند

***********

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – وحید قاسمی

قسمت این بود بال و پر نزنی
مرد بیمار خیمه ها باشی
حکمت این بود روی نی نروی
راوی رنج نینوا باشی
**
چقدر گریه کردی آقاجان
مژه هایت به زحمت افتادند
قمری قطعه قطعه را دیدی
ناله هایت به لکنت افتادند
**
سربریدند پیش چشمانت
دشتی از لاله و اقاقی را
پس گرفتید از یزید آخر
علم با شکوه ساقی را !؟
**
کربلا خاطرات تلخی داشت
ساربان را نمی بری از یاد
تا قیام ِ قیامت آقاجان
خیزران را نمی بری از یاد
**
خون این باغ، گردن ِ پاییز
یاس همرنگ ارغوان می شد
چه خبر بود دور ِ طشت طلا
عمه ات داشت نصف ِ جان می شد
**
کاش مادر تو را نمی زایید!
گله از دست ِ زندگی داری
دیدن آب ، آتشت می زد
دل خونی ز تشنگی داری
**
تا نگاهت به دشنه ای می خورد
جگرت درد می گرفت آقا
تا جوانی رشید می دیدی
کمرت درد می گرفت آقا
**
جمل شام پیش ِ رویت بود
خطبه ات تیغ ذوالفقارت بود
«السلام علیک یا عطشان»
ذکر لبهای روضه دارت بود
**
پدرت خواند از سر نیزه
تا ببینند اهل قرآنی اید
عاقبت کاخ شام ثابت کرد
که شما مردمی مسلمانی اید
**
سوخت عمامه ات، بمیرم من
سوختن ارث ِ مادری شماست
گرچه در بندی از تو می ترسند
علتش خوی ِ حیدری شماست
**
خون خورشید در رگت جاری
از بنی هاشمی، یلی هستی
دستهای تو را به هم بستند
هرچه باشد توهم علی هستی
**
کاش می مُردم و نمی خواندم
سر بازارها تو را بردند
نیزه داران عبای دوشت را
جای سوغات کربلا بردند

********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – محمد رسولی

با سوز قلب پاره پاره گریه می کردی
با چشم های پر ستاره گریه می کردی

دل های نزدیکانتان که جای خود دارد
که آب می شد سنگ خاره، گریه می کردی

در وقت تجدید وضو تا آخر عمرت
تا آب می دیدی دوباره گریه می کردی

با یاد اکبر، تا که می آمد به گوش تو
بانگ اذان از هر مناره گریه می کردی

در کوچه و بازار می دیدی اگر بین
آغوش مادر شیرخواره گریه می کردی

در خواب اگر می رفت پیشت طفل سیرابی
با هر تکان گاهواره گریه می کردی

جایی که ننوشته است اما خوب می دانم
با دیدن هر گوشواره گریه می کردی

********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – علی اکبر لطیفیان

كوچه های مدینه و بوی
زخمهای تنی كه می آید
چشم های سپید یعقوب و
بوی پیراهنی كه می آید
**
مرد سجاده ای كه درك نكرد
هیچ كس آیه ی مقامش را
در هیاهوی شهر كوفه نداد
هیچ كس پاسخ سلامش را
**
تا عزاداریش شروع شود
دیدن شیرخواره ای كافیست
تا صدایش به گوش ما برسد
دیدن گوشواره ای كافیست
**
وقت افطار كردنش هر شب
تا كه چشمش به آب می افتاد
تشنگی ضریح لبهایش
یاد طفل رباب می افتاد
**
من نمیدانم اینكه خاكستر
چه به روز سر امام آورد
زیر زنجیر پیكر زردش
معجزه بود اگر دوام آورد
**
گیرم از دست كوفه راحت شد
سنگ طفلان شام را چه كند؟
گیرم از دست كوچه سنگ نخورد
مردم پشت بام را چه كند؟
**
تا كه این مرد قافله زنده ست
حرفی از طفل كاروان نزنید
پیش این مرد گریه ، جانِ حسین
حرفی از چوب خیزران نزنید

*********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – مسعود اصلانی

دلسوخته،شبیه دل خیمه ها شده
مانند پاره پیروهنی نخ نما شده

دارم هنوز بر سرم عمامه ای که سوخت
بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده

دارم به روی گردن خود دست می کشم
دیدم که زخم کهنه ی سر بسته وا شده

با یاد شام سینه ی من تیر می کشد
این سینه زخم خورده ی آن کوچه ها شده

وای از کمان و حرمله و نیش خند او
وای از رباب و اصغر از نی رها شده

دیدم طناب دور گلوی رقیه را
زنجیر داغ مرحم یک زخم پا شده

مانند خواهرم کمرم درد می کند
گویی که مهره ی کمرم جابه جا شده

*********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – مسعود یوسف پور

روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی
زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود
وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا
انگار از وجود خودت سیر می شدی

دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی
در چشم خیس قافله تکثیر می شدی

حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم
با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی

********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – محمد رضا رضایی

داغی نشانده بر جگرت ،  یاد کربلا
خون میرود ز چشم ترت ، یاد کربلا

زینب ، سکینه ، گریه و طفل رباب و آب
می آورند در نظرت ، یاد کربلا

با زخمی از تسلَی ِ زنجیر ِ سلسله
مانده به روی بال و پرت ، یاد کربلا

با خطبه های بی بدلت زنده کرده ای
در لحظه لحظـۀ  سفرت ، یاد کربلا

از قتل صبر روضه بخوان ای امام صبر
با سوز ِ آه شعله ورت ، یاد کربلا

از سجده های لشکر شمشیر و نیزه ها
از خنجر و سر پدرت ، یاد کربلا

از لحظه ای که غارت خیمه شروع شد
آتش گرفت دور و برت ، یاد کربلا

تا صبح حشر ضامن این دین و پرچم است
یاد محرم و صفرت ، یاد کربلا

این جلوه های اشک ِ عزا در صحیفه است
یاد خدا ، شب و سحرت ، یاد کربلا

**********

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – شهاب الدین خالقی

حکم از بالا برایم آمده تب داشتن
کاسه ی چشمی پر و اشک لبالب داشتن
مصحفی دارم ورق ها دل٬ زبانم هم قلم
اشک من جاری ست از باب مرکّب داشتن
روضه و اشک است کارم روز و شب در کاروان
روضه ها را روز دیدن اشک را شب داشتن
پای دل تاول زد اما می دوم دنبال او
در خیالم هم ندارم فکر مرکب داشتن
سهم هر کس در میان کربلا تقسیم شد
سهم من از کربلا این است٬ زینب داشتن

خاک صحرا می شود سجاده ام وقت نماز
دانه دانه اشک ها تسبیح این راز و نیاز

دوری این راه ترتیب نمازم را شکست
که شکستن پشتش از اندوه و درد ما شکست
ما راَیت و فی البلا الا جمیلا گفته ایم
یک جهان حرف است از پیروزی ما تا شکست
سر شکستن ارث فامیلی ما از کوفه است
زینبی سر زد به محمل تا سر سقا شکست
قلب مجنون می شکست از دوری لیلای خود
کار بر عکس است در اینجا دل لیلا شکست
روزگاری هم دری با تخته ای جور آمد و
قلب بابامان علی را پهلوی زهرا شکست

دست من بسته شد و ذکر قنوتم حیدر است
قد من خم شد از آنکه سجده ام چون مادر است

یکسره باشد نگاهم بر سری که سرتر است
آنکه بدتر بر زمین افتاده اینجا برتر است
بوی او پیچیده تر گشته ست بین باغچه
هر گلی که پیش گل های دگر پرپرتر است
آن که دعوی داشت من اینجا علی اکبرترم
حال علی اصغر علی اصغر علی اصغرتر است
بازتر شد سفرهء تفسیر قرآن کریم
زینبم داده دو اسماعیل پس هاجرتر است
راویان گفتند معجر من ولی در فکر خود
حتم دارم معجر از این حرف ها معجرتر است

کار و بار حاجت یک عمر ما را ساختی
ساربانا سایه اش را بر سرم انداختی

حرف هایی هست پنهانی میان قافله
در اعوذ باله از شام ِ  نماز نافله
دل که با دل راه دارد٬ راهی اما بین ماست
سلسله در سلسله در سلسله در سلسله
پنبه و آتش نباید رو به رو با هم شوند
بر نمی دارد نگاه اما رباب از حرمله
قطره با دریا که باشد می شود دریا ولی
کودکی از کاروان ما گرفته فاصله
ضعف دارد می رود در خواب و از جا می پرد
می رسد بر گوش او گویا صدای هلهله

این مسیر سخت را طی می کنم با خاطرات
من فقط ماندم و زینب – باقیات الصالحات

************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – حسن لطفی

زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند
بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر
پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین
یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

من نه در امروز که در کربلا جان دادم
از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

با همان تیر که در حنجره ای ترد و سفید
تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

از همان لحظه که می سوختم و می دیدم
تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

خیمه ای شعله ور افتاد زمین ناگاه
چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم
خیزران هم لب هم طشت طلا را سوزاند

دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت
گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

********************

اشعار شهادت حضرت امام سجاد(ع) – علیرضا خاکساری

ز فرط گریه گرفته صدای تو بس کن
خدا کند که بمیرم برای تو بس کن

تمام ایل و تبارت فدای دین گشتند
تمام ایل و تبارم فدای تو بس کن

میان خانه ی خود هم حسینیه داری
گرفته بوی مصیبت بنای تو بس کن

چقدر گریه و ضجه؟ چقدر ندبه و آه ؟
چه کرده بادل تو کربلای تو؟؟ بس کن

چه آمده به سرت؟ این چه حالتی ست آقا؟
نمور گشته دوباره عبای تو بس کن

قتیل روضه و گریه به فکر زینب باش
ببین چه کرده همین روضه های تو بس کن

قبول شنیده ای آقا ” عَلی عَلَی الدُنیا…”
قبول زاده ی لیلا به جای تو…بس کن

قبول دیده ای “اَلشِّمرُ جالِسُ…”آن روز
قبول…قبول…بمیرم برای تو ، بس کن

قبول… کرببلا آتشت زده اما…
قبول رفته به غارت ردای تو بس کن

قبول هرکسی آمد تورا به سخره گرفت
کسی نداد به دستت عصای تو بس کن

نگو که شد سپرت عمه ات میان حرم
نگو که خورد زمین پیش پای تو بس کن

قبول حرمله ی نانجیب عذابت داد
گرفته است نفست لای لای تو بس کن

بیا بسنده کن آقا به روضه ی کوفه
نگو که شام شده شهر بلای تو بس کن

تو را به مادر پهلو شکسته ات زهرا
– زفرط گریه گرفته صدای تو- بس کن



[ ]
[ مرتبط با ] : امام سجاد (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:56 ب.ظ