عکسای متحرک اعیاد شعبانیه

Moving Pictures of Imam Hussein, the Prophet A., Imam Sajjad (AS).www.shabhayetanhayi.ir (1)

Moving Pictures of Imam Hussein, the Prophet A., Imam Sajjad (AS).www.shabhayetanhayi.ir (3)

Moving Pictures of Imam Hussein, the Prophet A., Imam Sajjad (AS).www.shabhayetanhayi.ir (2)



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:15 ب.ظ


اهل بیت(علیهم السلام)-اعیاد

اهل بیت(علیهم السلام)-اعیاد

امشب حسنات می فرستد زهرا

برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتمن

دارد صلوات می فرستد زهرا



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:30 ق.ظ


امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

فصل نوش شراب انگور است

سایه ی غم ز قلب ها دور است

کوری چشم دشمنان علی

بزم شادی شیعیان جور است

نه فقط فاطمه، علی و رسول..

آسمان، عرش، قبله، مسرور است

چقدر نور دارد این خانه...

خانه حیدر است یا طور است؟

همه ی کائنات ساجدشان...

پاسبان حریمشان حور است

چشم بد دور باد از این خانه

نگه ِ منکر علی شور است

شب قدر است سوم شعبان

پس رسیدن به عرش مقدور است

شب میلاد حضرت ارباب

کوله بار گناه مغفور است

روی دست علی است حضرت عشق

همه گفتند: نور عَلی نور است

ما و درک مقام او هیهات

سرّ پروردگار مستور است

خسته دل ها، کجا....؟ برگردید

او برای نجات مأمور است

نه فقط ساکنان روی زمین

فطرس و هر کسی که رنجور است...

چشمشان خیره سمت گهواره است

رحمت او چقدر مشهور است

پر شده کاسه من از برکات

حضرت عشق آمده صلوات

شب میلاد حضرت عشق است

روزی ما به برکت عشق است

ره صد ساله را رویم امشب

این عجب نه، که عادت عشق است

خاک کوی تو را به زر ندهیم

تا که در سینه غیرت عشق است

یک زیارت برات، صد حج است

این تقارن به قدرت عشق است

کس و کارم همه حسینی اند

این هم انگار نعمت عشق است

از ازل شیعه مست ارباب است

در گِل ما عنایت عشق است

تا تو را دید فاطمه فرمود:

این پسر اوج عزت عشق است

این که ایران نماد شیعه شده

همه اش پای دولت عشق است

ما ز دوری کربلا مردیم...

دوری از دوست، محنت عشق است

دل ما بی قرار ارباب است

روز محشر کنار ارباب است

دل ما تا همیشه حیرانت

قلب جبرییل هم پریشانت

ما بدون حسین می میریم

رشته ی عمر ما به دستانت

مهر تو مایه ی هدایت ما

شیعه انگار شد مسلمانت

آرزوی بهشت را نکند...

هر کسی دیده است ایوانت

ما سر سفره ات بزرگ شدیم

لب ما خو گرفته با نانت

گریه بر تو مرا نجات دهد

به فدای شکوهِ  بارانت

دل ما غرق خشکسالی شد

دست خالی ما و احسانت

کمرم را غم تو خم کرده

روزی صدبار من به قربانت

حکمتش چیست بوسه های رسول؟

بوسه بر حنجرت و دندانت؟

کربلا نیزه ها بجای رسول

همه کردند بوسه بارانت

خواهرت سر به محملش میزد

تا که بشنید صوت قرآنت

تا توان هست روضه می خوانیم

تا قیامت به پات می مانیم

ایزدی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:26 ب.ظ


امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امشب ز دل میکده پیمانه رسیده

جبریل خبر کرده که دردانه رسیده

هر کس که به پشت در میخانه رسیده

از زیر لبش ناله ی مستانه رسیده :

جز ساقی خود با همه بیگانه ام امشب

"زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب"

هر کس که شده عاشق دلدار بیاید

هر غمزده ی بی کس و بی یار بیاید

گویید به هر عبد گنهکار بیاید

ابلیس طمع کرده که این بار بیاید!

فطرس به تمنای نگاهی شده راهی

پر سوخته تا درگه شاهی شده راهی

تا دیده نبی آن رخ تابنده و مه رو

گل کرده به روی لب او نغمه ی یاهو!

دل برده پسر از پدرش با خم ابرو

از یمن قدومش شده در عرش هیاهو

او مظهر تابنده ی احسان قدیم است

الحق که حسین است!رحیم است و کریم است

عاشق همه جا ذکر لبش نام حسین است

ورد سحر و نان شبش نام حسین است

چشمش که بگرید سببش نام حسین است

اصلا همه ی تاب و تبش نام حسین است

با اسم حسین است که دردم شده درمان

با ذکر حسین است شفا بحر مریضان

هم در حرمش ذکر و دعا مست کننده است

هم تربت قبرش به خدا مست کننده است

عطر حرم کرب و بلا مست کننده است

مثل سحر صحن رضا مست کننده است

مستانه بخواهید که دلدار رسیده

عشق نبی و حیدر کرار رسیده

سپهری



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:24 ب.ظ


امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

باز هم شعر سر شور و تغزّل دارد

دفتر من چقدر رایحه ی گل دارد

به نگاه تو قلم دست توسل دارد

جلوه ی ذات خدایی، لک لبیک حسین

دلبر کرببلایی، لک لبیک حسین

بر گِل شیعه نوشتند شما اربابی

ای گُل شیعه نوشتند شما اربابی

به دل شیعه نوشتند شما اربابی

دارد این زمزمه از عرش خدا می آید

لفظ "ارباب"، خدایی به شما می آید

ای که شد زائر تو، شمس و قمر، ارض و فلک

ای که هستی به سر سفره ی هر شیعه نمک

لعن شیعه: لَعَنَ الله قومً قَتَلَک

روز میلاد شما، روز عطا و کرم است

پر قنداقه ات ارباب، گنه پوش همه است

آی ارباب، بیا پای به دنیا بگذار

روی چشمان زمین، عرش خدا، پا بگذار

سر خود را به روی دامن زهرا بگذار

جرعه ی معرفت از سینه ی کوثر، تو بنوش

شیر توحید ز انگشت پیمبر، تو بنوش

غمت ارباب، دلیل تب پیغمبرهاست

نام تو ذکر نماز شب پیغمبر هاست

لب تو بوسه سرای لب پیغمبرهاست

زینت دوش نبی، آینه دار ثقلین

تو حسینی، تو حسینی، توحسینی، تو حسین

دست خالی من از لطف تو پر برکت شد

قلب من، خاته ی مهر تو شد و هیأت شد

در عبادات من این سینه زنی عزّت شد

بی حسین بن علی، دل چو خسی در باد است

با حسین بن علی، سینه حسین آباد است

شیعه از روز ازل بوده نمک گیر حسین

بنده یِ دلشده یِ پای به زنجیر حسین

مادرت خواسته نوکر بشود پیر حسین

کار زهراست که شد شیعه ی تو، نوکر تو

من جوانیم شده، نذر علی اکبر تو

عرش نوکر، بخدا سقف همین هیأت هاست

هر کجا شیعه ی مولاست، حسینیّه بپاست

داعشی کور شود، پرچم آقا بالاست

هیأتم بخشی از استان حسین است، حسین

کشورم، کشور ایران حسین است، حسین

تو که خود تشنه لب کرببلایی ارباب

عطش نوکر خود را به زلالی دریاب

این که گفتند شده مهریه زهرا، آب

پس چرا نام شما تشنه لب کرببلاست؟

حرم حضرت عباس چرا از تو جداست؟

عظیمی



[ ]
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:22 ب.ظ


امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

ای قبله ی عوالم بالا حسین جان

ای شعله شعله آتش دلها حسین جان

حا سین و یا و نون خدا یا حسین جان

ماییم و هر نفس نفس ما حسین جان

یک واژه است لذت دنیا حسین جان

هرچه به دل به سینه به سر داشتی علیست

ذکری که در تمام سحر داشتی علیست

نامی که در گشودن در داشتی علیست

جانت علیست هرچه پسر داشتی علیست

ای سر به پات رفته به مولا حسین جان

چشم تو گشت و از همه ما را خطاب کرد

لطفش بلند که کار صواب کرد

هرکس که بندگی تو را انتخاب کرد

او را نگاه مادرت عالی جناب کرد

گفتیم بعد حضرت زهرا حسین جان

آشفته زلفم و تبِ طوفانم آرزوست

کنعانم آرزوست سلیمانم آرزوست

یک بار از لب تو حسن جانم آرزوست

با خون رقم زنم که دو سلطانم آرزوست

امشب بیا بزن رگ ما را حسین جان

مست است آنکه بر درِ میخانه ایستاد

مرد است آنکه تا تَهِ پیمانه ایستاد

سر نیست آن سری که روی شانه ایستاد

در پای عشق تو که مردانه ایستاد؟

آن کیست غیر زینب کبری حسین جان

تو میرسی و با تو خبر ها یکی یکی

لبخند میزنی به پسرها یکی یکی

افتاده اند پیش تو سرها یکی یکی

با ماه هاشمیت قمرها یکی یکی

عباسَ نوکرم شبِ فردا حسین جان

شعرم رسیده است به ابیات آذری

هَر کیم اِلَر مَحضَرِ آقامَ نوکری

زهرا اِلَر خادِمَ عباسَ مادری

زینب ئاری نَقَدَ اَبَلفَضل یاوری

نقش اولدی روی بیرق سقا حسین جان

ما پیر میشویم شبیهِ حبیبِ تو

شبهای جمعه ایم پُر از بوی سیب تو

امشب سلامِ ما به لبِ بی نسیبِ تو

ما را که کُشته است صدای غریب تو

جان خواستی به چشم بفرما حسین جان

حسن لطفی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:20 ب.ظ


امام حسین(ع)-مدح و ولادت

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

آمد از جانب حق سبط پیمبر امشب

عرش و فرش از قدمش گشت منوّر امشب

کوریِ هرچه حسود است به پیغمبر ما

آمده آیه ای از سوره ی کوثر امشب

رحمتِ واسعه اش کون و مکان را پر کرد

حاضرم من به هوایش بدهم سر امشب

عاشقان میکده باز است بیایید اینجا

همگی سجده نماییم به دلبر امشب

انبیا از جلوات نگهش مست شدند

ساقی میکده باشد گل حیدر امشب

نام او حک شده در گوشه ی عرشُ الرّحمن

نام او جلوه کند در همه جای قرآن

حضرت خضر شده خادم دربار حسین

عالمی مست شده از گل رخسار حسین

نام او مایه ی آرامش قلبم شده است

دلم از عالمِ ذَر بوده گرفتار حسین

ز ازل هرکه شده عاشق زهرا ، بوده ...

....نوکر و ریزه خور و عبد علمدار حسین

گرچه عمری است که در خانه ی او سربارم

دلخوشم من که شدم خار به گلزار حسین

امشب از یمن وجودش همه را می بخشند

آمده توبه کند بنده ی فرّار حسین

ذکر و تسبیح ملائک همه جا هست حسین

ذکرِ العفو ، در این ماهِ خدا هست حسین

هرکسی بر اثر گریه به او بدبین است

بر خود حضرت ارباب قسم بی دین است

روز و شب عاشق او اهل بُکاء است بر او

روز با گریه که آغاز شود شیرین است

امشب از زمزمه ی اهل سماء فهمیدم

آن که من را دمِ میخانه کشیده این است...

...در دلم خوب نظر کردم و با خود گفتم

عشق من بر پسر فاطمه از دیرین است

به خدا گوشه ی شش گوشه ی او جان دادم

آنقَدَر حال و هوای حرمش سنگین است

عاشق صحن و سرایِ حرم اربابم

به همه فخر کنم بر کرمِ اربابم

بر درِ خوان کرم زوزه کشان می گردیم

فارغ از همهمه ی آدمیان می گردیم

مُرده ایم از گنه اما شب میلاد حسین

مثل فطرس همگی در پیِ جان می گردیم

هرچه خیر است فقط از طرف ارباب است

روز و شب محضر او سجده کنان می گردیم

به خدا رازق ما نیست به جز دختر او

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

هرکسی طعنه به ما زد دمِ محشر بیند

دور ارباب همه سینه زنان می گردیم

آفریدند مرا تا که گدایش باشم

آفریدند سگ صحن و سرایش باشم

علی قاسمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:17 ب.ظ


عید مبعث رسول اکرم ص

اشعار عید مبعث رسول اکرم صلی الله  علیه وآله


عید است و باز موسم شادی مردم است
روی لب تمامی گل ها تبسم است
 
تقویم من دوباره نشان میدهد که باز
وقت نماز محضر آقای هشتم است
 
مبعث رسیده است و دلم زائر رضاست
در مشت های کودکی ام باز گندم است
 
هی میشمارم از من و تو ماه مهربان
حالا خودت بگو که مرا بار چندم است
 
اینکه دوباره پر زدم و مشهدی شدم
اینکه دلم دوباره کجای حرم گُم است
 
آقا چون آهویی که سر زده آمد سرای تو
من نذر کرده ام که بمیرم برای تو

 
عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست
اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست
 
هرجا سوال شد که دلت در کجا خوش است؟
بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست
 
مبعث ،غدیر ،ماه صفر ،باز زائرم
 یعنی تمام پنج تنم مشهد الرضاست
 
اینجا مدینه ی دل ما کربلای ماست
یعنی حسین و هم حسنم مشهد الرضاست
 
من مانده ام نماز شکسته برای چیست؟
وقتی حقیقتا وطنم مشهد الرضاست
 
با تو دلم به سمت خدا پر گرفته است
از کاسه های صحن تو ساغر گرفته است

 
یا ایها الرسول بخوان عاشقانه را
وحی رسیده از نفس جاودانه را
 
با حسن خُلق و طبع ملیحانه ات بگیر
از دست این جماعت سرکش بهانه را
 
یا ایها المزمل و یا ایها النبی
تبلیغ کن شریعت ربّ یگانه را
 
با دست های بت شکن شاه لافتی
بشکن غرور بتکده های زمانه را
 
بسپار در تلاطم خندق شب احد
دست علی عالی اعلی میانه را
 
ما داده ایم دست علی ذوالفقار را
ما داده ایم دست علی اختیار را

 
حالا دوباره ما همه حیران تان شدیم
سرگشته های زلف پریشان تان شدیم
 
از انتظار مرد قرن یاد کرده و
آوارگان دشت و بیابان تان شدیم
 
با اشتیاق اینکه تو منّایمان کنی
همشهریان حضرت سلمان تان شدیم
 
فرقی نمیکند چه مدینه چه شهر طوس
در آستان فاطمه مهمان تان شدیم
 
مهمان نواز شهر مدینه مرا بخر
تا آسمان گنبد خضرا مرا ببر

عظیمی


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت محمد(ص)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:26 ب.ظ


اشعار عید مبعث

اشعار عید مبعث رسول اکرم صلی الله  علیه وآله

 
می رسید از قله های کوه نور
از بلندای تشرف در حضور
 
فرش استقبال راهش می شدند
هر چه جن و هر چه انس و هر چه حور
 
کوه ها هم در تشهد آمدند
از تجلایی که شد در کوه نور
 
او چراغ شرع را آورده بود
بر سر این جاده های سوت و کور
 
تزکیه میداد روح خاک را
چشمه چشمه با سخن های طهور
 
مثل دریا رودها را جمع کرد
رودهایی از قبایل های دور
 
وحی می آرود تا آنجا که عقل
در خودش میکرد احساس شعور
 
شرح صدرش را کسی تخمین نزد
تا بفهمد کیست این سنگ صبور
 
و کتابی بود با خط خدا
تا بشر خود را کند با آن مرور
 
ای کتاب قل هو الله احد
لم یلد یولد و لم کفوا احد
 
تا شعاع مهرت عالمتاب شد
مهربانی از خجالت آب شد
 
این زمین دیگر کویر تشنه نیست
زنده شد ، آباد شد ، شاداب شد
 
فارغ از نسل و نژاد و رنگ و بو
هر غلامی با تو بود ارباب شد
 
تو همانی که بلال مسجدت
گل عرق هایش گلاب ناب شد
 
هر که با تو با علی راضی نشد
وصل بر دریا نشد مرداب شد
 
از زلال چشمه های وحی تو
تشنه ای همچون علی سیراب شد
 
این علی که مست پیغمبر شده
با دعای مصطفی حیدر شده

 
بعد از این افسار دنیا دست تو
ضرب و جمع و کسر و منها دست تو
 
بعد از این دین های دنیا باطل است
 دین آدم تا به خاتم دست تو
 
هل اتی که شرح زهرا و علیست
گشته نازل منتها با دست تو
 
سیزده ماهند در منظومه ات
گردش این سیزده تا دست تو
 
فوق ایدیهم تویی یا مصطفی
هیچ دستی نیست بالا دست تو
 
رحمه للعالمین تنها تویی
پس حساب روز فردا دست تو
 
پرچم حمد خدا دست علیست
اختیار پرچم اما دست تو
 
هر چه ما داریم دست فاطمه است
چونکه باشد دست زهرا دست تو
 
تو خودت گفتی حسینت از من است
پس حسین و کربلا ها دست تو
 
چلوه کردی در علی اکبر ولی
جلوه های این تماشا دست تو
 
دست تو دست خداوند است و بس
سهم ما یکبار لبخند است و بس

 
از حرا می آیی و جان می بری
روی دوشت بار قرآن می بری
 
سفره می اندازی و در خانه ات
مثل ابراهیم مهمان می بری
 
گاه موسی میشوی و با خودت
آیه های آل عمران می بری
 
گاه کشتی می شوی و نوح را
از دل امواج طوفان می بری
 
گاه از شوق علی می باری و
شوق خود را زیر باران می بری
 
نیمه شب ها روی دوش مرتضی
نان و خرمای یتیمان می بری
 
گاه در سلمان تنزل می کنی
عشق حیدر را به ایران می بری
 
گاه یاد بضعه ات می افتی و
زیر لب نام خراسان می بری
 
می رسد روزی که خود می آیی و
یوسف ما را به کنعان می بری
 
ای سحر خیز مدینه العجل
ای شفای زخم سینه العجل

 
ای سرای چشمهایت با صفا
امتداد چشم هایت تا خدا
 
غار تاریک مرا روشن کنید
مرده ام در بین این ظلمت سرا
 
لیله المحیای شب های حسین
ای رسول گریه های کربلا
 
کاروان سمت محرم میرود
کاش من هم جا نمانم از شما
 
از همان سر نیزه ای که می چکید
خون تازه روی خاک کوچه ها
 
سنگ ها آمد...سری افتاد وای
خواهری میگشت زیر دست و پا
 
یک گلی گم کرده بود ای وای من
عمه شد آنجا کبود ای وای من

– رحمان نوازنی


[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت محمد(ص)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:22 ب.ظ


عید مبعث ثابت
عکسهای متحرک عید سعید فطر

[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت محمد(ص)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:19 ب.ظ


امام موسی کاظم(ع)-شهادت
طبعش بلند است و ظفرهایش بلند است
مرد تقرب ، دردسرهایش بلند است
 
دنبال خلوت می رود زندان به زندان
رکن عبادت می شود زندان به زندان
 
جام بلا نوشید و گفت الحمدلله
خون دلش جوشید و گفت الحمدلله
 
اصلا چرا باید همه ش آواره باشد
شمع سحر باید به فکر چاره باشد
 
پیر مناجاتی شب موسی ابن جعفر
تنها ملاقاتی شب موسی بن جعفر
 
موسای آل الله دور از طور مانده
جانم فدایش از مدینه دور مانده
 
دلتنگ می شد بی صدا فریاد می کرد
معصومه را تنگ غروبی یاد می کرد
 
جوشن کبیری ساخت از کهنه عبایش
جوشن صغیری خواند با سوز صدایش
 
حتی نگهبان از دعایش فیض می بُرد
بدکاره هم از سجده هایش فیض می بُرد
 
زنجیرها خاکسترش را می کِشیدند  
غل های سنگین پیکرش را می کِشیدند
 
باور کنم خورشید را در چاه بردند  
او را روی ساق شکسته ش راه بردند
التماس دعا


[ ]
[ مرتبط با ] : امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:46 ب.ظ


امام موسی کاظم(ع)-مناجات و شهادت
دردی به جان نشسته دگر پا نمی شود
جز با دوای زهر مداوا نمی شود
 
یک جای پرت مانده ام و بغض کرده ام
در این سیاه چال دلم وانمی شود
 
کافیست داغ دوری معصومه و رضا
دیگر غمی به سینه من جا نمی شود
 
معصومه کاش بود کمی درد دل کنم
کس مثل دختر همدم بابا نمی شود
 
می خواستم دوباره ببوسم رضام را
هنگام رفتنم شده گویا نمی شود
 
اصلاَ نخواستم کسی آید به دیدنم!!
سیلی که مونس دل تنها نمی شود
 
از بس زدند خورد شده استخوان من
این پا برای من که دگر پا نمی شود
 
زنجیرها رسانده به زانو سر مرا
کاغذ هم اینچنین که منم تا نمی شود
 
گاهی هوای تازه و آزاد می روم
بی تازیانه و لگد اما نمی شود
 
ضجر من از جسارت سِندی شاهک است
بی ناسزا شکنجه اش اجرا نمی شود
 
گفتم سر مرا ببر اما تو را خدا
اسمی نبر ز مادرم،آیا نمی شود
 
تشییع من اگرچه روی تخته در است
تشییع هیچکس روی نی ها نمی شود
صالحی


[ ]
[ مرتبط با ] : امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:44 ب.ظ


امام موسی کاظم(ع)-شهادت

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


مردی که نام دیگر او «آفتاب» است

بین غل و زنجیر هم عالی جناب است

حبل المتین ماست یک تار عبایش

این مرد از نسل شریف بوتراب است

هنگام طی الارض و معراجش یقیناً ...

... روح الامین در محضرش پا در رکاب است

پیداست از باب الحوائج بودن او

هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است

با یک سؤالش بشر حافی زیر و رو شد

هر کس به پای او بیفتد کامیاب است

بدکاره ای را زود سجّاده نشین کرد

اعجاز او بالاتر از حدّ نصاب است

چیز کمی که نیست ... آقا چارده سال

زیر شکنجه ، کنج زندان در عذاب است

نامرد ، زندان بان ، یهودی زاده ی شوم

دست و سر و پاهای آقا را چرا بست ؟!

با ناسزا باب زدن را باز کرده

این بد دهان بی حیا ذاتش خراب است

از حیدر و زهرای اطهر کینه دارد

هر صبح و شب دنبال تسویه حساب است

از بس که گلبرگ تن آقا خمیده

زندان تاریکش پر از عطر گلاب است

زخمی که در زیر گلوی او شکفته

یادآور زخم و غم طفل رباب است

با این غل و زنجیر و لب های ترک دار

تنها به یاد زینب و بزم شراب است

چوب یزید و گریه ی اطفال ای وای

حرف کنیزی و زبانم لال ای وای

فردوسی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:43 ب.ظ


امام موسی کاظم(ع)-شهادت
کسی بدون دلیل از صدا نمی افتد
لب کلیم ز سوز دعا نمی افتد

کریم در غل و زنجیر هم کریم بُود
به دست بسته شده، از عطا نمی افتد

اگرچه خاک نشسته به روی لب هایت
عقیق، پا بخورد از بها نمی افتد

مگر چه گفته به تو این زبان دراز یهود؟
همیشه از دهنش ناسزا نمی افتد

چه آمده به سرت پنجه میکشی بر خاک؟
به هر نفس، لب تو از ندا نمی افتد

به سینه ای که لگد خورد پشت در سوگند
بدون درد سر این ساق، جا نمی افتد

کسی که در تن او پیرهن شده پاره
به یاد بی کفن کربلا نمی افتد

تو گیر یک نفر افتاده ای چنین شده ای
تن تو در گذر گرگ ها نمی افتد

پس از سه روز تو را عده ای کفن کردند
سر بریده ی تو زیر پا نمی افتد

سنان و شمر به هم با اشاره می گفتند:
مگر که نیزه نخورده ؟ چرا نمی افتد؟
نعمتی


[ ]
[ مرتبط با ] : امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:41 ب.ظ


امام موسی کاظم(ع)-شهادت

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

از زخم و درد و رنج ها منظومه دارم

از عمر خود پرونده ای مختومه دارم

دردی شبیه مادر مظلومه دارم

امشب هوای دخترم معصومه دارم

از اشک، روی گونه ام سِیلی گرفته

بابا کجایی که دلم خیلی گرفته؟!

تحقیرهای دشمنم را صبر کردم

زنجیرِ دور گردنم را صبر کردم

خونابه ی روی تنم را صبر کردم

این روزها جان کندنم را صبر کردم

کاظم اگرچه من لقب دارم خدایا

عجل وفاتی روی لب دارم خدایا

بدکاره آمد تا نظر کردم دلش سوخت

تا یک نگاهِ مختصر کردم دلش سوخت

از غفلتش او را خبر کردم دلش سوخت

وقتی دعایش بیشتر کردم دلش سوخت

من معجزه کردم که شد چون بشْرِ حافی

این ها برای قوم غافل نیست کافی

تشنه که بودم حرف از آب خنک زد

وقت نمازم بی هوا من را کتک زد

با ناسزا بر روی زخم من نمک زد

بی احترامی کرد و هی من را محک زد

نامرد می داند که چون عباس هستم

بر نام زهرا و علی حساس هستم

قدِ تنومند مرا چون دال کردند

ساق پر از درد مرا پامال کردند

جسم نحیفم داخل گودال کردند

ساده بگویم پیکرم را چال کردند

حتی برای خم شدن هم جا ندارم

دیگر برای این همه غم جا ندارم

باید فقط گریانِ بر کرب و بلا شد

جد غریبم با لب تشنه فدا شد

جانم فدایش که ذبیحاً بِالْقَفا شد

جسمش سه روزی در دل صحرا رها شد

با روضه های نعلِ تازه آشنایم

هر استخوان او شده چون ساق پایم

جسمم اگر چه رفت روی تخته پاره

دیگر نشد پیراهن من پاره پاره

پیر لعینی باز هم زد استخاره

با قصد قربت با عصا می زد دوباره

نامردها جد مرا صد جور کشتند

نامردها جد مرا بد جور کشتند

جواد شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام موسی کاظم (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:38 ب.ظ