تبلیغات
حنجره ای نذرامام حسین (ع)

پر می کنیم از می گلوی باده ها را

امام زین العابدین(ع)-ولادت

پر می کنیم از می گلوی باده ها را

تا مست باشیم انتهای جاده ها را

بعد از دو رکعت عشق بازی باز خواندند

در رکعت سوم همان دلداده ها را

امشب به سمت خانه ی سجاد انداخت

دست ارادت های ما سجاده ها را

خاکیم و مشتاقیم تا دامانی امشب

آنی بگیرد دست این افتاده ها را

بعد از پدر حالا پسر می آید از راه

خدمت کنید آقا و آقازاده ها را

این دومین نوریست که تا منجلی شد

او هم علی بن حسین بن علی شد

در آسمانم ماه را می بینم امشب

گمراهم اما راه را می بینم امشب

چشم سرم را بستم و با دیده ی دل

لبخندهای شاه را می بینم امشب

ارباب خوشحال است و من در دست هایم

مال و منال و جاه را می بینم امشب

در چشم های این علی دارم علی را

یا که رسول الله را می بینم امشب

می آید و با هر قدم در زیر پایش

جان های خاطرخواه را می بینم امشب

حالا که آقای دعا دارد میاید

ما را خدا ای کاش قربانش نماید

فخر است امشب آسمان را بر زمینش

می خندد و افلاک حیران طنینش

دست حسین بن علی امشب رکاب و

روی علی بن حسین آمد نگینش

بی تاب شد، لبخند زد، رویش گل انداخت

وقتی که لب های علی شد بوسه چینش

خالی ست جای فاطمه هرچند اما

خوابیده با لالایی ام البنینش

در سوم شعبان رسید از راه، شاه و

در پنجمین روزش رسیده جانشینش

روح دعا، مرد خدا، جان حسین است

او وارث ملک سلیمان حسین است

با تیرهایی که روان از چشم جادوست

صید غزال نرگس او هرچه آهوست

حافظ! بگو باد صبا تا باز آرد

عطر خوشی از نفحه های گیسوی دوست

حالا که سجاد است و زین العابدین است

محراب ما طاق و رواق آن دو ابروست

محصول پیوند عرب ها و عجم هاست

طفلی که کسری زاده است و هاشمی خوست

چون همسری پادشاه کشور عشق

این افتخار مادری شهربانوست

این افتخار مردم این آسمان است

اربابمان داماد ما ایرانیان است

با یک نگاهت سنگ هم اعجاز کرده

در راه اثباتت حجر لب باز کرده

نه دوستانت که ید عقده گشایت

از دشمانت هم گره ها باز کرده

حتی دعاهایت؛ جدا از حرف هایت

در علم حرفی تازه را آغاز کرده

شاگردهایت را هم این اسلوب تدریس

آموزگار آسمان! ممتاز کرده

هر کس فرازی از ابوحمزه شنیده

تا قاب قوسین خدا پرواز کرده

هروقت میخواهم که قلبم را بشویم

باید "الهی لاتودبنی" بگویم

با دست لبریز از دعایی که تو داری

ما را ببر سمت خدایی که تو داری

حرفی بزن تا جام من لبریز گردد

از باده های حرف هایی که تو داری

گرم مناجات است شب های ملائک

با لحن جانسوز صدایی که تو داری

پرواز خواهم کرد با بالی که خاکی ست

یک روز تا صحن و سرایی که تو داری

ما را شبی مهمان خان روضه ات کن

در خانه ات، در کربلایی که تو داری

هر جا که باشی کربلا آنجاست آقا

انگار هر روز تو عاشوراست آقا

آزادی از بند اسارت در اسارت

دست خدا بوده است یارت در اسارت

در مجلس حکام، بر منبر نشستی

بر روی کرسی صدارت در اسارت

بر دشمنت هم باب بخشش باز کردی

یعنی شدی پیک بشارت در اسارت

با دست بسته باز دستی باز داری

وقتی عطا گشته است کارت در اسارت

جسم شهیدان را که کفن و دفن کردی

با اشک می خواندی زیارت در اسارت

ای آسمان، شرمنده از باران چشمت

دست مرا پر می کند احسان چشمت

باران چشمان تو را باران ندارد

ای آسمان! که بارشت پایان ندارد

هر روز، یعقوبی! ز داغ یوسفی که

پیراهنی را هم از او کنعان ندارد

حد اقل آبی بنوش آقا که چشمت

دیگر برای گریه کردن جان ندارد

هنگام قرآن خواندنت هم گریه کردی

بر حرمتی که قاری قرآن ندارد

گفتی مرا ای کاش که مادر نمی زاد

چه دیده ای که بدترش امکان ندارد؟

بعد از بلای شام، شامت را سحر نیست

بعد از عمو در آسمانت یک قمر نیست

بیابانی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:06 ب.ظ


ماییم مست جام تو یا زین العابدین

امام زین العابدین(ع)-ولادت

ماییم مست جام تو یا زین العابدین

خانه خراب نام تو یا زین العابدین

هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین

مست علی الدوام تو یا زین العابدین

پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است

ذکرم همینکه نام شما میشود بس است

لطف تو دستگیر گدا می شود بس است

وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است

با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟

آب دهان کیست چنین کیمیا گری

آورده ام برات اگر دیده تری

فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری

به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما

سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما

کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما

فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما

با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست

حب الحسین روز قیامت نگین ماست

شهبانوی مجلله شورآفرین ماست

نامش شرافت همه سرزمین ماست

ایران فدای مام تو یا زین العابدین

گرچه اسیر شد امة الله شد فقط

روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط

آواره حسین دراین راه شد فقط

مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط

دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه میگرفت

جبریل از نماز شبت بوسه میگرفت

سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت

آنقدر حسین از دولبت بوسه میگرفت

جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است

بالای ساق عرش عمودت مشخص است

یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است

زهرا در این قیام و قعودت مشخص است

حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات

شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات

نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات

شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات

دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر

آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر

آقای دوستان خدا ای امان شهر

ابری شده است بار دگر آسمان شهر

با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است

ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است

یک اربعین تکیه گاه تو زینب است

وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است

شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای

با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای

ابن زیاد را سرجایش نشانده ای

کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای

احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت

دو گوشوار دختر من نذر مرقدت

فرشی که هست در بر من نذر مرقدت

چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت

قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد

بین مدینه نیز بنایی درست شد

یک گنبد امام رضایی درست شد

آخر ضریح های طلایی درست شد

آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو

از زخم گردن و اثر سلسله بگو

از خار و پا و سوختن و آبله بگو

از طرز خنده های بد حرمله بگو

دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و

دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و

با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و

جسم مرمل بدما ترجمه شد و

با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین

پرچمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:03 ب.ظ


میلاد امام سجادع
yasgroup.ir sms emam sajad 1 اس ام اس ولادت امام زین العابدین (ع)

سلام اى چارمین نور الهى       کلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى که در بزم مناجات     خدا مى‏کرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند     تو را سجده گزاران مى‏شناسند

ولادت امام سجاد (ع) مبارک




[ ]
[ مرتبط با ] : امام سجاد (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 08:58 ب.ظ


عباس عاشقی است که همتا نداشته

حضرت عباس(ع)-مدح

عباس عاشقی است که همتا نداشته

کس تاب درک عاشقی اش را نداشته

محرابِ ابروان ابالفضل قبله است

گیرم که شهر، صحنِ مصلا نداشته

از جای مهرِ روی جبینش مشخص است

شب ها بجز عبادت و نجوا نداشته

علامه بود، آیت حق بود او ولی

نزد حسین، دست به فتوا نداشته

باب الحسین گشته و کس جز طریق او

راهی به سوی منزل آقا نداشته

مدحش همین بس است اگر هم که منصبی

جز نوکری زینب کبری نداشته

خُلق و مرام و معرفتش ارث مادری است

ام البنین به وصفِ ادب تا نداشته

"یا مرتضی علی" رجزش بود وقت جنگ

مثل پدر ز واقعه پروا نداشته

چون رعد، بین جنگ سرِ کفر می زده

یعنی شکار وقت تقلا نداشته

هر کس که سر زده است به کویش نوشته است

در خانه اش به غیر بفرما نداشته

تأثیر تکه نان سر خوان نذری اش

دارُ الشفای حضرت عیسی نداشته

باور اگر نمیکنی... از ارمنی بپرس

طوری شفا گرفته که حاشا نداشته

حتی خدا به قدر گدایان کوی او

شب زنده دار در شب احیا نداشته

رحمت به سائلی که ز دستان باده ریز

جز معرفت به دوست تقاضا نداشته

میخواستم زبان بگشایم به مدح او

ظرفم برای منقبتش جا نداشته

قبرش چقدر کوچک و تنگ است پس چرا؟!

سقا مگر که قامت رعنا نداشته؟!

گفتند تشنه بود حسین و...نخورد آب

عباس عاشقی است که همتا نداشته

شیرازی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:33 ب.ظ


مثل کبوتران که به پر داشتن خوشند

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت

مثل کبوتران که به پر داشتن خوشند

پروانه‌ها به شمع سحر داشتن خوشند

ما زیر پای او جگری پهن کرده‌ایم

امثال ما فقط به جگر داشتن خوشند

آنانکه هیچ در خور نامش نداشتند

نذر قدوم یار، به سر داشتن خوشند

این کیسه‌های خالی ما سالهاست با

نان از تنور فاطمه برداشتن خوشند

از معجزات مزد کنیزیِ فاطمه‌ست

این نخل‌ها اگر به ثمرداشتن خوشند

تنها اگر پسر شود آواره‌ی حسین

این مادران به فیض پسر داشتن خوشند

این خانواده که همه خورشید پرورند

حالا تمامشان به قمر داشتن خوشند

با جُرعه مستها همگی یک‌دل‌اند و بس

مدیون چشمهای ابوفاضل‌اند و بس

گاهی بهار با چمنش جلوه میکند

پیغمبرانه در قرنش جلوه میکند

یوسف هوار می‌کشد و جامه می‌درد

وقتیکه بوی پیرهنش جلوه میکند

لبهای خویش را که کمی آب میزند

مثل عقیق بر دهنش جلوه میکند

بر بام کعبه میرود و خطبه میکند

وقتی رگ ابوالحسنش جلوه میکند

در سجده‌های نافله‌های شبانه‌اش

ارثیه‌های پنج تنش جلوه میکند

با هیبت و جلالت امّ‌البنینی‌اش

عباس دست بت‌شکنش جلوه میکند

گاهی میان هیئت ما دم که میدهند

در دستهای سینه‌زنش جلوه میکند

آمد امامزاده‌ مأنوس اهل بیت

محرم‌ترین محافظ ناموس اهل بیت

آماده‌ام دوباره مسلمان کند مرا

با یک نظر ابوذر و سلمان کند مرا

از جلوه‌های ذاتی چشمش بعید نیست

یعقوب و خضر و یوسف کنعان کند مرا

آنجا که پای مرکب او میکند گذر

عشق است اگر که ریگ بیابان کند مرا

وقت ورود دسته به هیئت خدا کند

تیغ علم بیایدو قربان کند مرا

آنانکه از سرای تو پا پس کشیده‌اند

واللهِ ارمنیِ علم‌کش ندیده‌اند

عباس آمده که برادر شود، همین

پایش رکاب حضرت خواهر شود همین

نزد حسین آمده با سربزیری‌اش

امضای سربلندی مادر شود همین

دستی که داد، واسطه دستگیری است

دستش بناست شافع محشر شود همین

آمد به یمن منصب باب‌الحوائجی

مشکل‌گشای این همه نوکر شود همین

پیش بنات فاطمه قد راست کرده است

تا سایبان چند کبوتر شود همین

با آن جلالت و عظمت آمده فقط

امّید مادر علی اصغر شود همین

انصاف نیست خشکی لبهای تشنه‌اش

با بند خیس مشک کمی تر شود همین

او آمده دل همه را ترجمه کند

سقا و آب و علقمه را ترجمه کند

پرچمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:28 ب.ظ


یک جلوه ز نور اهل بیت

حضرت عباس(ع)-مدح

یک جلوه ز نور اهل بیت عباس است

تکبیر سرور اهل بیت عباس است

نامی که طلاکوب نمودست خدا

بر تاج غرور اهل بیت عباس است



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:27 ب.ظ


مولا که دو چشم حیدری وا می کرد

حضرت عباس(ع)-مدح

مولا که دو چشم حیدری  وا می کرد

یک لحظه نظر به هر دو دنیا می کرد

اما  گهِ سِیر قامتت یا عباس

با گردش سر، تـو را تماشا می کرد

***

او با تـو که تمرین منظم می کرد

تصویر جوانی اش مجسم می کرد

اما عجبا که ذوالفقار حیدر

در پیش غضب های تـو سر خـم می کرد

نعمتی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:25 ب.ظ


امشب از تشنگی سخن دارم

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت(حماسی)

امشب از تشنگی سخن دارم

که  از آن  آب  در دهن دارم

همه جویای آب و من عطشم

جز  می تشنگی  دگر نچشم

چه اگر آب راز  نعمت هاست

تشنگی نیز فوق  لذت هاست

هرکس از آب تا سخن راند

 لذت  تشنگی  نمی داند

فلک در دست نوح تشنگی است

شب  میلاد  روح  تشنگی است

کیست آن نوح تشنگی عباس

چیست آن روح تشنگی عباس

شده امشب ز نور این اختر

 آسمان  مدینه  روشن  تر

وه ز ام البنین که با لبخند

کرده تقدیم حیدر این فرزند

لب شیر خدا ثنا گویش

مست ازبوسه های بازویش

نیست معصوم و پورمعصوم است

عمر را در حضور معصوم است

عبد و مجذوب جلوه ی خالق

بر امام  زمان  خود  عاشق

پرچم  عشق تا حسین افراشت

از رجال و نسا دو عاشق داشت

آن دو حق باور و حسین شناس

که یکی  زینب  و یکی  عباس

سنجش عقل با ابالفضل است

نغمه ی عشق یاابالفضل است

نیست عباس جز سوای حسین

که بود خلقتش برای حسین

غیرت  جاودانه ی تاریخ

درشجاعت یگانه ی تاریخ

چون علی درجدال بدروحنین

شاهد  قهرمانیش  صفین

برسرآسمان علم زده است

صف صفین را بهم زده است

اندر آن رزمگاه رعب آور

پیش چشمان مات دو لشکر

نوجوانی نقاب بر صورت

بوسه ی آفتاب بر صورت

قامت او به اعتدال علی

رجز و حمله اش مثال علی

اسب اورا هلال بسته نعال

عمر او در حدود هفده سال

همه را محو ترک تازی کرد

بس که باتیغ و نیزه بازی کرد

صحنه را چون برای رزم آراست

بانگ هل من مبارزش برخواست

  همه  از  آن  دلیر  ترسیدند

مرگ راچون به چشم خود دیدند

زد معاویه زآن میان آوا

برشجاعی به نام بوشعثا

که  بلرزید  بند  از  بندش

آن نگون بخت وهفت فرزندش

رفته در جنگ و برنگردیدند

همه در خون خویش غلطیدند

بعدازآن کس به صحنه پانگذاشت

چون کسی جرات جدال نداشت

دشمن و دوست در تماشایش

همه  محو  دلاوری  هایش

کآن جوانمرد سرفراز آمد

به   میان  سپاه  باز  آمد

در کنار پدر قرار گرفت

پدرش نیز در کنار گرفت

ازرخش تا علی نقاب افکند

وز رخ ماه او  حجاب افکند

دیده ها خیره گشت در عباس

کس نبود آن جوان مگر عباس

عظمت های  حیدری اورا

شد نمایان به ظهرعاشورا

کزحرم بانگ العطش بشنفت

خوانداورا به برامامش و گفت

ای علمدار من برادر من

ای توپشت و پناه لشکرمن

تشنگی از حرم گرفته مجال

روبه میدان ولی نه بهر جدال

به سوی علقمه شتاب آور

بهر  طفلان  تشنه آب آور

آن زمان بود  کآن زغیرت مست

مشک بردوش و رایت اندر دست

تاخت سوی شریعه توسن را

منهزم  کرد  خیل  دشمن را

گام  درساحل  فرات  نهاد

مهر بر چشمه ی حیات نهاد

درجهادی که جسم وجان میداد

باز  هم   باید  امتحان  میداد

امتحانی که فوق باور بود

چون کمال جهاد اکبر بود

در دو دنیایش  آبرو دادند

بهترین نمره را به او دادند

دست درآب و پای بر سر نفس

گه در عشق کوفت گه در نفس

نفس گفتا برای خیر و صلاح

آب خوردن برای تست مباح

عشق گفت این ثواب را بگذار

تشنه  برگرد  و آب را بگذار

نفس گفتا بنوش آب و بمان

تابگیری ز جان  خصم امان

هان بیا ترک ترک اولی کن

تشنگی را به آب سودا کن

او در آن گیرو دار عقل وجنون

که ز دریا  چسان روم  بیرون

زآن طرف روح انبیاء عزیز

قدسیان عرشیان ملائکه نیز

همچو مقداد و بوذر و عمار

حمزه  و زید و  جعفر طیار

نگران جمله تا که او چه کند

از پی  حفظ  آبرو  چه کند

آب چون ریخت بر زمین عباس

  همه  گفتند  آفرین  عباس

موید



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:24 ب.ظ


درون سینه دارد جا ابالفضل

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت

درون سینه دارد جا ابالفضل

حضور عشق در دلها ابالفضل

عجب گفتند  " یکفی بالاشاره "

در این دنیا و آن دنیا ابالفضل

ابالفضل است پا تا سر حسین و

حسین اوست سر تا پا ابالفضل

سلام ای وسعتت ، دریا ابالفضل

سلام الله علیکَ یا ابالفضل

زمانی که تو را دارم کمم چیست

کنار سفره ات اصلاً غمم چیست

تو و بابای تو ساقی که باشید

فرات و دجله ، نیل و زمزمم چیست

تو هستی التیام درد عالم

به غیر از ذکر نامت مرهمم چیست

همیشه بیمه هستم با ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

همیشه فاتح پیکارها تو

توئی آسانیِ دشوارها تو

خدا داند که هستی رمز و رازِ

گشایش در تمام کارها تو

مسیحا درس ، پس داده به پیشت

که مُرده زنده کردی بارها تو

مسیحِ حضرت عیسی ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

مرا کردند حیرانت از اول

نوشتند از غلامانت از اول

چه دستان عجیبی داشتی تو

علی بوسید دستانت از اول

به دنیا آمدم با دست مادر

شدم من نذر چشمانت از اول

کنار سفرهء آقا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

تمام انبیا چلّه نشینت

امامان، عاشقِ ماه جبینت

خودِ ارباب لذت بُرد هر بار

صدا می زد یل ام البنینت

تمام کائنات و ممکناتند

گرفتار جمال نازنینت

همه دیروز تا فردا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

خدا وقتی که او را بر جهان داد

به زیبائیش ، دنیا را تکان داد

فقط یک درصد از زیبائی اش را

به شکل یوسف کنعان نشان داد

عجب سر مشق شیرینی نوشتیم

همان اول معلم یادمان داد

به جای آب ، نان ، بابا ، ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

شما را یک تنه لشگر نوشتند

کُپی از فاتح خیبر نوشتند

تو را از اول ای باب الحوائج

نمک ، در روضه و منبر نوشتند

نوشت الله ، حیدر را یدالله

تو را اما یدالحیدر نوشتند

پس از او لا فتی الّا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

تو را مافوق دنیا می پسندم

تو را فرزند زهرا می پسندم

ببینم راستی آقا نگفتم ... !

ضریح تازه ات را می پسندم

لقبهای تو بسیارند اما

تو را با این لقبها می پسندم

علمدار و یل و سقا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

کشیدی عشق را یک عمر در بند

به لبخند تو زینب داشت لبخند

سخاوت را تو اصلاً بخش کردی

نداری در سخاوت مثل و مانند

تمام آرزویت شد اجابت

که زهرا هم خطابت کرد فرزند

صدا زد حضرت زهرا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

شبیه حیدری ، شیری علمدار

خودت بُرّنده شمشیری علمدار

به قصد تربت زینب بگو کِی ؟

علم در دست می گیری علمدار

که گیری انتقام خواهرت را

ز نامردان تکفیری علمدار

پناه زینب کبری ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

مقیمی



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:22 ب.ظ


اشعار میلاد امام حسین ع

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام

********************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _   استاد علی اکبر لطیفیان

اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند
خبر دهید دوباره به بال فطرس ها
مجال پر زدن آسمانمان دادند
به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربانمان دادند
بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حُسن خدا را نشانمان دادند
قسم به بوسه ی لب های سبز پیغمبر
برای بردن نامت زبانمان دادند

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

برای آن که بیابیم ما خدایت را
گرفته ایم نشانی ردَپایت را
برای آن که به سمت خدایشان ببری
گرفته اند ملائک نخ عبایت را
و جبرئیل دلش تنگ می شد ای آقا
نمی شنید اگر یک شبی صدایت را
فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تو را به سجده درآیند یا خدایت را
زمین به دور خودش چرخ می زند تا که
نشان دهد به سماوات کربلایت را

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

به بوم عشق به مژگان تر کشید تو را
به وقت نافله های سحر کشید تو را
نه از برای زمین ها و آسمان ها بود
فقط برای خودش بود اگر کشید تورا
تو را مشاهده کرد و اسیر رویت شد
که از جمال خودش خوب تر کشید تورا
تو مثل جام پر از عشق و عاشقی بودی
که زینب آمد و یکباره سر کشید تورا
برای آن که نشان زمینیان بدهد
سوار نی شدی و در سفر کشید تورا

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

تو آسمان بلندی و ما کبوتر ها
نمی رسند به بالای بامتان پرها
بدون بردن نام تو بی نتیجه بود
توسَل سر سجاده ی پیمبرها
شریعت از سخن تو حیات می گیرد
تویی که جاذبه بخشیده ای به منبرها
تو جای خود که قیامت کسی نمی داند
کجاست حدِّ نصاب مقام قنبرها
تو مثل کعبه‌ی سیّار آسمان بودی
که در طواف تو بودند جمله ی سرها

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

تو بی کران، تو بلندی، تو آسمان، تو صعود
تو آفتاب، تو دریا، تو آب هستی و رود
حکایت من و چشمم حکایت عبد است
حکایت تو و چشمت حکایت معبود
و قبل از آن که شود جبرئیل حاجی عشق
کبوتر حرمت بود و کربلایی بود
یکی ز گریه کنان مُحرمت موسی
یکی ز مرثیه خوانان ماتمت داود
به نیت همه‌ی خانواده پیغمبر
«حسین منی انا من حسین» می فرمود

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

رسیده است زمان غروب عاشورا
چه می کشد ز وداع تو زینب کبری
تو روی شانه‌ی جبرئیل منزلت داری
به زیر این همه نیزه چه می کنی آقا؟
میان این همه نیزه که رو به پایین اند
صدای زینب کبراست، می رود بالا
حسین توست بله، باورش اگر سخت است
مُرمّل بدماء و مُقطّعُ الأعضا
کنار چشم ملائک به سمت تو خم شد
گذاشت روی گلوی بریده لب ها را

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا


***************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _   محمد حسن بیات لو

بی دلم بی بهانه می خوانم
غزلی  عامیانه  می خوانم
آن قدر از خودم رها شده ام
از خودم یک ترانه می خوانم
شب شعری چنین ندیده کسی
تا سحر عاشقانه می خوانم
ماهی حوض خانه ات هستم
پای تو بی کرانه می خوانم
نفسم در هوای تو جاریست
جان تو هر کجا نمی خوانم

خواندنم پای تو فقط زیباست
خواندنم با تو خط به خط زیباست

با دم تو کسی که دمپر شد
با  دم  تو  مسیح  پرور شد
کوچه پس کوچه ی بهشت خدا
با گل خنده ات معطر شد
فطرس از برکت قدومت بود
صاحب بال و پر نه شهپر شد
از همان ابتدای آمدنت
کشتی عشق تو شناور شد
شدی از هرنظر رسول خدا
شیره ی جانت از پیمبر شد

معنی فجر و انما هستی
خامس آل مصطفی هستی

ای  قبولی  طاعت  همگان
مهر پیوسته -لطف بی پایان
رحمت واسعه؛  فضیلت جود
ای سراج المنیر؛ کهف امان
آیه ی عصمت و صحیفه ی نور
ای جهاد و عقیده و ایمان
آمدی و زمین شد آرزوی
آسمان؛ روز سوم شعبان
مینویسم حسین جانم حسین
می‌نشیند کنار نامت "جان"

بابی  انت  سیدالشهدا
روزی ام کن دوباره کرببلا


******************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _  قاسم احمدی

امشب لبم لبریز از شرب شبانه ست
چون آبشار جاری از شعر و ترانه ست

دستم ندارد اختیاری از خودش، چون
پای قلم بر جاده مدحش روانه ست

نامش همیشه تازگی دارد همیشه
این میوه ی تازه، صفاتش نوبرانه ست

یادش سر ذوق آورد بی ذوق ها را
از بس که گفتن از صفاتش شاعرانه ست

زرگر که او باشد کویر هر دو چشمم
لبریز از الماسهای دانه دانه ست

حال و هوای پر زدن دارم به کوی اش
امشب الهی عفوهایم فطرسانه ست

دارم مدال افتخار عشق او را
شکر خدا بر سینه ام از او نشانه ست

نه، ادعای عاشقی حرف گزافی ست
این حرفها انگار قدری ناشیانه ست

حب حسینی از صفات خواهر اوست
دریاست زینب، بازی ما کودکانه ست

در عرش بر بال ملایک پا گشا شد
امشب خدا دارای مهمانی یگانه ست

بردند تا عرش از چه رو قنداقه اش را
حرف خدا با او گمانم محرمانه ست

طرز نگاه مصطفی دارد دلیلی
گل بوسه چیدن از گلوی او بهانه ست

درسی که احمد داد بر آن امت دون
بر خاک نه، جای حسین بر روی شانه ست

حیف از پرستویی که جای دوش احمد
او را نوک نیزه سرا و آشیانه ست


***************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _  رضا باقریان

چه زیباست اشک سحر داشتن
خدا را فقط در نظر داشتن
به سمت حرم بال و پر داشتن
هوای زیارت به سر داشتن

خوشا آن دلی که هوایی شود
در این روزها کربلایی شود

خدا باب حاجات را باز کرد
گنه بخشی اش را که آغاز کرد
در آنجا یکی قصد پرواز کرد
به عشق حسین خویش را ناز کرد

به زهرا گلی تا که تقدیم شد
پر و بال فطرس ترمیم شد

هوای مدینه چه بارانی است
ملک غرق شور و غزلخوانی است
چه رخ داده و این چه مهمانی است
که این بزم را مرتضی بانی است

ندا آمد از عرش، با شور و شین
ز ره آمده عشق زهرا، حسین

جهالت به پوچی گرفتار شد
مدینه سحرگاه بیدار شد
خداوند با مادری یار شد
علی بار دیگر پسردار شد

زمین و زمان را چراغان کنید
حسین آمده، خویش قربان کنید

شرافت ز نامش که معنا گرفت
نمی از سرشکش که دریا گرفت
عصا را به دستش که موسی گرفت
و اذن شفا را مسیحا گرفت

ندا آمد این است خون خدا
همه کاره ی ما به روز جزا

حسین آمد و سینه بی تاب شد
برای گدا آمد ارباب شد
به دوش پیمبر فقط خواب شد
برای علی گوهری ناب شد

همه هستیِ مصطفی هستِ او
نبی می زند بوسه بر دستِ او

شبی که تو از شاخه چیده شدی
برای دلم آفریده شدی
تو از حوض کوثر چکیده شدی
برای حرم برگزیده شدی

شدی تاب دلهای بی تاب ما
شدی مثل امروز ارباب ما

تو که آمدی من شکوفا شدم
به نام غلام تو املا شدم
گرفتی دو دست مرا پا شدم
و تحت عنایات زهرا شدم

نظر کردی و شور و شینی شدم
خودت خواستی که حسینی شدم

خلاصه از این در جدایم مکن
اسیر تو هستم رهایم مکن
مرا دور از کربلایم مکن
جدا از حریم رضایم مکن

کسی را که خط امانش دهی
حریم خودت را نشانش دهی


**************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _   حسن لطفی

ما که هستیم؟ انتخاب حسین
از دعاهایِ مستجابِ حسین
گَردِ راهی در آفتابِ حسین
پرِ کاهی در التهابِ حسین
گِلی از خاکِ بوترابِ حسین

ما که هستیم؟ یک صواب حسین

دورِ مَجنون گذشت،نوبتِ ماست
قرنها می‌شود که صحبتِ ماست
چهارده قرن حرف حیرتِ ماست
قصه یِ قِدمَتِ رفاقتِ ماست
عشق فرمود آنکه قیمتِ ماست

نیست غیر از دلی خرابِ حسین

در میانِ دلم حرارتِ کیست؟
شده ام عاشق، این عنایت کیست ؟
سوختم آتشِ محبت کیست ؟
بویِ سیب است بویِ تربتِ کیست ؟
محشرِ کیست این،قیامتِ کیست

کیست ارباب جُز جنابِ حسین

ای تمامییتت تمامِ علی
پدر سه علی امام علی
نور ای نورِ مُستدامِ علی
می تپد سینه ات به نام علی
چیست روی لبت سلام علی

جز علی نیست در کتابِ حسین

رنگ سبزِ سیادت زهرا
عطر و بوی قداست زهرا
نورِ صبح عبادت زهرا
آفتابِ سعادت زهرا
جان حسین است عادت زهرا

خود زهراست بازتابِ حسین

کیست زینب جز انعکاسِ علی
کیست زینب همه حواسِ علی
کیست خانوم؟ انبعاث علی
باغبانِ حسین یاسِ علی
کیست زینب علی شناسِ علی

حضرت فاطمه به قابِ حسین

جلوه ی اعتبارت عباس است
جذبه ذوالفقارت عباس است
سایه ی اقتدارت عباس است
در شب بعد کارَت عباس است
همه ی کارو بارت عباس است

مستم از ساقیِ شرابِ حسین

سر سال است و این شبِ جمعه
آمدم با یقین ،شبِ جمعه
تا شَوَم خوشه چین شبِ جمعه
حاجتم را همین شبِ جمعه
داد ام البنین شبِ جمعه

مادری از بَنی کِلابِ حسین

ذکر ما کربلا امام رضاست
لطف آقایِ ما امام رضاست
اثرِ ذکر یا امام رضاست
دستِ ما نیست با امام رضاست
کَس و کارِ گدا امام رضاست

گفته ام بارها رضا به حسین

از دعایِ نماز مادرها
حَرَمَت پُر شد از کبوترها
خوشبحال من و پیمبر ها
سجده داریم رویِ مرمرها
ما که بُردیم صد برابرها

تاکه رفتیم در حسابِ حسین

از تو داریم سَروَری ها را
آبروها و نوکری ها را
بین روضه برادری ها را
بشمارید آخری ها را
نتکانید پادری ها را

کُلُّ خیر است تا به باب حسین

جلوه ات تا نصیبِ غیر تو شد
سائلی آمد و زُهیر تو شد
جُون شد عابِسَ و،بُرِیر تو شد
وَهَبَت شد،حبیبِ دِیرِ تو شد
حُر شد و عاقبت بخیر تو شد

همه سر داده در رکاب حسین

می کُشیَم سزایِ دل این است
پشتِ در دستهایِ مسکین است
حاجتم گیرِ یک ، دو آمین است
پایِ شش گوشه گریه تسکین است
وایِ من نامِ تو چه شیرین است

می چکد از لبم گلابِ حسین

آه از شام هول آور قبر
ما و تنهایی مقدر قبر
در شب تنگی و مکدرِ قبر
بینِ تاریکی مکررِ قبر
در سوال نکیر و منکر قبر

ما چه داریم جز جواب حسین

منم و این سلام و این تسلیم
تو و زلفی گشوده دست نسیم
منم و باز هم هوای قدیم
گوشه ای در حرم کنارِ کریم
کاش می شد شبیه ابراهیم

می شدم در شبی مُجابِ حسین

پایِ ایوانِ تو خلیل اُفتاد
پشت سر باز جبرئیل اُفتاد
پدری پیر آمد و  عَلیل اُفتاد
مادری خسته با دخیل اُفتاد
در شفایش چه قال و قیل اُفتاد

چایِ روضه است یا شرابِ حسین

تشنه بودی بگو که آبت داد؟
آب گفتی کسی جوابت داد؟
آب بر کودکِ ربابت داد؟
کمکی وقتِ اضطرابت داد؟
یا که با چکمه ای عذابت داد

گریه ام هست از آب آبِ حسین


***************

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام _   حسن لطفی

روزِ اَلَست ، روزِ ازل ، لحظه های عشق
روزی که آفریده شد عالم برای عشق
روزی که آفرینشِ گیتی تمام شد
آغاز شد به دستِ خدا ماجرای عشق
بودیم گرچه در دلِ سر گشتگان ولی
کم کم شدیم بینِ همه آشنایِ عشق
چشمی میانِ آن همه ما را سوا نمود
دل را ربود و داد دلی مبتلای عشق
دستی به روی شانه ی مان خورد و ناگهان
ما را صدا نمود کسی با صدایِ عشق
روز اَلَست لحظه یِ آغازِ عاشقی
ما را خدا نمود اسیرِ خدایِ عشق

عکس خدا نشسته بر آئینه هایمان
روز ازل حسینیه شد سینه هایمان

هستی بهانه بود که سِرّی بیان شود
مستی بهانه بود که ساقی عیان شود
خلقت ادامه یافت و رازی گشوده شد
تا معنیِ وجودِ زمین و زمان شود
با دستِ غیب وقتِ ظهورت نوشت عشق
وقتش رسیده نوبتِ دیوانگان شود
قلبِ مدینه می طپد از خاکِ پایِ تو
جاروکشِ همیشه ی این آستان شود
حتی بهشت با سرِ مژگان رسیده است
تا قبله گاهِ وسعتِ هفت آسمان شود

تو حیدری ، تو فاطمه ای ، تو پیمبری
سوگند بر خدا که خداییش محشری

بی تو هزار گوشه ی دنیا صفا نداشت
اصلاً خدا بدون تو این جلوه را نداشت
گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود
چنگی به دل نمی زد اگر کربلا نداشت
حتی زِ معجزاتِ مسیحا خبر نبود
مُشتی اگر زِ خاکِ قدومِ شما نداشت
بی تو هوایِ خانه یِ زهرا گرفته بود
این قدر جلوه جاذبه یِ مرتضیٰ نداشت
شکرِ خدا که خانه ی تان هست رویِ خاک
ور نه زمینِ تیره که دارالشفا نداشت

مجموعه ی خَصائِلِ بی انتها شُدی
یک جا تمامِ سِلسِله یِ انبیا شدی

گیرم بهار نیست دَمی جانفزا که هست
گیرم بهشت نیست غبارِ شما که هست
بر خِشت خِشتِ کعبه نوشتند با طلا
گیرم که قبله نیست ولی کربلا که هست
در ازدحامِ خیلِ گدا جا اگر کم است
تشریف آورید دو چشمانِ ما که هست
جایی اگر نبود خدا را صدا کنید
باب الجواد و سایه ی ایوان طلا که هست
کوتاست سقفِ عالم اگر وقتِ پَر زدن
غم نیست ، رویِ گنبد و گلدسته ها که هست

خوش گفته اند قطره که دریا نمی شود
هر یوسفی که یوسفِ زهرا نمی شود

تو آمدی قیامتِ کُبریٰ رَقَم زدی
بر تارُکِ همیشه ی عالم عَلَم زدی
می خواستی که رشک برند دیگران به من
زلفِ مرا گِره به نسیمِ حرم زدی
حِس می کنم میانِ دلم بویِ سیب را
از آن زمان که در حرمِ دل قدم زدی
می خواستی که شعله بگیریم بی اَمان
آتش به جانِ هر غزلِ مُحتشم زدی
با شیر ، طعمِ روضه ی تان را چشیده ام
وقتی سَری به چشمِ ترِ مادرم زدی

مجنونِ کوچه های غَمَم، دستِ من بگیر
دل تنگِ دیدنِ حرمم دستِ من بگیر

تو تشنه و دریغ زِ یک جرعه آب ، آه
تو تشنه و تمامیِ صحرا سراب ، آه
در زیرِ نیزه هایِ شکسته نهان شدی
با زخم هایِ تازه تر و بی حساب، آه
یک سو صدایِ العطش آرام می رسید
یک سو صدایِ هِلهله ها در شتاب، آه
یک سو صدایِ ضَجه یِ زینب بلند بود
یک سو صدایِ مادرت اما کباب، آه
یک سو عَلَم به خاک و علمدار غرقِ خون
یک سو به رویِ نیزه عزیزِ رُباب، آه

کم کم نگاه بر بدنت سخت می شود
کم کم نَفَس زدنت سخت می شود



[ ]
[ مرتبط با ] : میلادهای سوم شعبان
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:21 ب.ظ


میلاد علمدار کربلا
YasGroup.ir hazrate abolfazl 25 عکسهای ولادت حضرت ابوالفضل عباس

عباس ، رخ تو مه نو خاسته  شد        از جلوه تو، رونق مه کاسته شد

از پرده درآمدی و گفتی که حسین    گل بود و به سبزه نیز آراسته شد




[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت عباس (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 09:17 ب.ظ


تا شود آیینه بی زنگار در ماه رجب

 ماه رجب

تا شود آیینه بی زنگار در ماه رجب

از خیال خویش سربردار در ماه رجب

چشم اگر دارید باران دعا را بشنوید

می چکد نور از در و دیوار در ماه رجب

کاش دور از مهر و تسبیح و ریا و جانماز

بازگردد رونق بازار در ماه رجب

باز شیخ ما به حرف آمد حدیث نفس گفت

عرض دین را برد دنیادار در ماه رجب

کاش برگردم به خود ای کاش برگردد به خود

شیخ بی عمامه و دستار در ماه رجب

اعتکاف و عشق یعنی گریه بر احوال خویش

نیمه شبها گریه کن بسیار در ماه رجب

سیزده شب معتکف در خم شدم تا پر شدم

از دعای حیدر کرار در ماه رجب

قزوه



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:18 ب.ظ


مناجات با خدا-ماه رجب

مناجات با خدا-ماه رجب

فقط اجازه بده پای شمع بنشینم

اگر نسوختم امشب ادب کنید مرا

حرام باد به چشمم شب جدایی خواب

گدای فیض سحر شب به شب کنید مرا

بتاب ، خامی این روسیاه پخته شود

بد است کال بمانم رطب کنید مرا

قدو قواره ام اندازه لجاجت نیست

اگر قبول نداری وجب کنید مرا

بنا نبود كه اینقدر زابراه شوم

بنا نبود همش جان به لب كنید مرا

ترا بجان عزیزت معطلم نکنید

سحر نیامده امشب طلب كنید مرا

عبادتی که بلد نیستم به غیر حسین

فقیر کرببلای رجب کنید مرا

پرچمی



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:17 ب.ظ


مناجات با خدا

مناجات با خدا

از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن

من به پایان آمده کارم، خودت آغاز کن

شوق وصل تو مرا کشته است بس کن ای حبیب

با دلم بازی نکن این قدر... در را باز کن

بی نیازِ مطلقی اما ز باب عاشقی

گفته ای: "من می خرم... بنده برایم ناز کن"

من صدایم در نمی آید... خجالت می کشم

در مناجاتت مرا داوود خوش آواز کن

هر شبم بی ذکر و یادت طی شد و عمرم گذشت

تو بیا و امشبم را یک شب ممتاز کن

من جوانی کرده ام آخر سرم خورده به سنگ

با دو دست رحمتت قدری سرم را ناز کن

معجزه می خواهد آخر این دل آلوده ام

با ولای مرتضی در سینه ام اعجاز کن

یا قدیمَ المَنِّ وَ الرَّحْمَة بِمَولانا الحُسَین 

جلوه ی رحمانی ات را باز هم ابراز کن

سینه زن! گیرم که بالت را شکسته معصیت

یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن

فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن و...

...بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن

"سنگ هم خوردی عزیزم پیرهن بالا نزن

چاره ای بر تیر آن ملعون تیر انداز کن

دستبافم را به غارت برده اند، ای بی کفن

چادر من را بگیر و زود رو انداز کن"



[ ]
[ مرتبط با ] : مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:16 ب.ظ


پست ثابت ماه رجب


[ ]
[ مرتبط با ] : تصاویر متحرک
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 01:10 ب.ظ