شعراستقبال محرم

شعراستقبال محرم ـ یوسف رحیمی

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است

وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق

دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد

دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است

خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله

برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند

حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی

لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم

بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها

مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی

هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است

صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید

هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست

امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله

شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید

از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد

صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید

خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال

میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

******************

شعراستقبال محرم ـ علی اکبرلطیفیان

لباس مشکی ما را به دستمان بدهید
به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید

مرا که راهی بزم عزای اربابم
برای زود رسیدن کمی توان بدهید

اگر خدای نکرده در آخر خطم
به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید

نماز گریه ی ما با امامت سقاست
به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید

برای آن که بمانم همیشه بر درتان
به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم
به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید

***************

شعراستقبال محرم ـ علی زمانیان

بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو
بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو

ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها
لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی
دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو

درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران
برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو

تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را
به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو

برای روضه نذری مادران نجیب
تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو

مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا
برای گریه مبادا حیا کنید از نو

ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید
وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو

سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را
شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو

رسید بار دگر فصل محتشم خوانی
چه نوحه و چه عزا را عطا کنید از نو

*******************

شعراستقبال محرم ـ محمدحسین رحیمیان

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است
به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

در و دیوار حسینه چرا گریان است ؟
نکند فاطمه در روضه ما آمده است ؟

ده شب و روز همه سینه زنان سیرابند
فصل آب آوری شاه وفا آمده است

مژده ای می رسد از پنجره فولاد رضا
سوی ما تذکره کرببلا آمده است

کوچه سینه زنی ارث شهیدان برماست
روزی ما زعطای شهدا آمده است

دم ای اهل حرم باز بگیرد ناظم
حضرت ام بنین با قد تا آمده است

ذهن درگیر سوالی است دوباره امسال
ارمنی در وسط روضه چرا آمده است ؟

بیست روز است ز دروازه شهر نیرنگ
ناله کوفه میا کوفه میا آمده است

*******************

شعراستقبال محرم ـ جوادحیدری

من و این روضه ها الحمدلله
من و یاد شما الحمدلله

من و ماه محرم زنده بودن
بود حسن عطا الحمدلله

نبودم، حق مرا سینه زنت کرد
شدم اهل بکا الحمدلله

من از دامان پاک مادر خود
تو را گشتم گدا الحمدلله

من از هیئت هزاران خیر دیدم
شدم حاجت روا الحمدلله

سیاهی عزایت نور محض است
که گشته رزق ما الحمدلله

رسد روزی که در سجده بگویم
رسیدم کربلا الحمدلله؟

******************

شعراستقبال محرم ـ حسن کردی

روضه شروع شد دل ما را بیاورید
سرمایه ام، سلاح بکا را بیاورید

یک سال میشود که پرم وا نمیشود
دستم به آسمان تو بالا نمیشود

یک سال میشود که دلم خاک خورده است
این چشم خشک راه به جایی نبرده است

حالا شروع تازه برایم فراهم است
تحویل سال سوخته گان از محرم است

پرواز عشق با پر گریه میسر است
توبه به پای روضه اگر شد چه بهتر است

تعلیم درس عشق که در روضه میشود
بالاتر از مکاتب صد حوزه میشود

این عشق پر بهاست به عالم نمیدهم
من طعم چای روضه به زمزم نمیدهم

اینجا فرشته های خدا صف کشیده اند
هر قطره قطره اشک شما را خریده اند

این لحظه ها چقدر پر از نور میشویم
چه ساده از عذاب خدا دور میشویم

دلتنگ روضه هستم و دلتنگ کربلا
با گوشه نگاه بفرما بزن مرا

*****************

شعراستقبال محرم ـ رحمان نوازنی

فریاد زد مکبر صحنین کربلا
ماه محرم آمده ؛ قد قامت العزا

قد قامت العزا همگی پا شدند و بعد
اما یکی یکی همگی تا شدند و بعد

قد قامت العزا قد مادر شکسته تر
قد علی و قد پیمبر شکسته تر

صف های گریه دور و بر عرش بسته شد
حتی خدا هم از غم او دل شکسته شد

تکبیره الحسین که احرام او شکست
وای استخوان سینه و اندام او شکست

تکبیره الحسین دورکعت نماز کرد
اما همین که رو به رسول حجاز کرد

باران سنگ صورت او را ملول کرد
از هر طرف که سنگ زدندش قبول کرد

الله اکبر آه که آبش نداده اند
یک جرعه هم به طفل ربابش نداده اند

الله اکبر آه که نیت نموده اند
در قتلگاه چیست که قسمت نموده اند؟

یا ایها الصلاه نمازش شکست وای
صد بار شمر بر سر سینه نشست وای

یا ایها الصلاه نمازش به سجده ماند
یک نانجیب از سرش امامه را کشاند

یا ایهاالصلاه رکوع عمود چیست؟
در جمع خیمه غارت بود و نبود چیست؟

یا ایها الصلاه شب اول است این
تازه شروع یک کمی از مقتل است این

یا ایها الصلاه بگو عازمم کنند
امشب دوباره گریه کن مسلمم کنند

*****************

شعراستقبال محرم ـ رضاباقریان

آماده ام؛ برای دلم غم بیاورید
داغی به وسعت همه عالم بیاورید

با روضه های باز ،مرا خون جگر کنید
چند صفحه از کتاب مُقرّم بیاورید

شکر خدا دوباره سیه پوش ماتمم
اشک مرا دوباره فراهم بیاورید

در سینه ام حسینیه ای دست و پا کنید
تا فرصت است بیرق و پرچم بیاورید

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
کم کم خبر ز ماه محرم بیاورید

چادر نماز فاطمه تا خیمه گاه شد
زحمت اگر نبود، مرا هم بیاورید

*****************

شعراستقبال محرم ـ ناشناس

دوباره شهر عزا پرورم شلوغ شده
کنار سفره‌ی اهل کرم شلوغ شده

چگونه شکرگذارم من این عنایت را
که باز قبل محرم سرم شلوغ شده

دوندگی بساط عزای تو عشق است
ز کارهای تو دور و برم شلوغ شده

شکست بغض فراقم همین شب اول
ز گریه کاسه‌ی چشم ترم شلوغ شده

خوشا به حال کسی که به کربلا رفته
از امشب است که دیگر حرم شلوغ شده

و ده شب دگر این ناله‌ میرسد بر گوش
به قتلگاه نیا خواهرم، شلوغ شده

علیِ اصغر شش ماهه‌ام گرفت آرام
و پیکر علیِ اکبرم شلوغ شده

*****************

شعراستقبال محرم ـ شهاب الدین خالقی

پیراهن سیاه بفرما خوش آمدی
ای تار و پود آه بفرما خوش آمدی

سالی در انتظار تو چاووش خوانده ایم
ای آمده ز راه بفرما خوش آمدی

الا اللهی ست قطره به قطره سرشک ما
ای نیم لا اله بفرما خوش آمدی

در بی کسی درون تو سنگر گرفته ایم
آه ای پناهگاه بفرما خوش آمدی

****************

شعراستقبال محرم ـ حسن صیامی

پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟
اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟

بوی محرم است فضارا گرفته است
ای بی نظیرماه،کجایی رفیق من؟

ده ماه حسرت تو شده غصه دلم
فصل عزای شاه کجایی رفیق من؟

بی تو عجیب زندگی ام بی صفاگذشت
ای شور قتلگاه کجایی رفیق من؟

درپای روضه های تو نفسم خدایی است
ای نفس سربراه کجایی رفیق من

گه گاه نیمه شب به تو مشغول میشدم
ای لطف گاه گاه کجایی رفیق من؟

یک گوشه چشم کردی و آتش گرفته ام
عمری از آن نگاه کجایی رفیق من؟

یادش بخیر بعد خطا توبه داشتیم
جبران اشتباه کجایی رفیق من؟

*******************

شعراستقبال محرم ـ ناشناس

در ضیافت کده ات باز مرا جا دادی
سفره انداختی و اذن بفرما دادی

دیده وا کردم و دیدم که در آغوش توأم
مثل یک مادر دلسوز به من جا دادی

کرم ذاتی تو فقر مرا زائل کرد
بنده بودم که به من رتبه ی آقا دادی

تا که محکم بشود رشته ی وصل من و تو
وقت روضه و سحر فرصت نجوا دادی

طیب الله به این رحمت بی ساحل تو
قطره بودم که مرا جلوه ی دریا دادی

حاجت خواسته و حاجت نا خواسته را
همه را جمع نمودی و به یکجا دادی

***************

شعراستقبال محرم ـ حسن کردی

دنبال پرچم تو به هر سو دویده ام
این عشق را به خون جگر ها خریده ام

هر سال روز اولیه در نماز شکر
گفتم چه خوب شد به محرم رسیده ام

این روز ها فقط به شما فکر میکنم
آقا صدای آمدنت را شنیده ام

هر چه لباس مشکیِ من پیر میشود
من طعم عشق بیشتری را چشیده ام

تا درک لحظه خوش باران گریه ها
این جان خسته را به حضورت کشیده ام

دلتنگ چای روضه و بی میل زمزمم
خیری اگر که هست از این روضه دیده ام