تصویر متحرک محرم
http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif


[ ]
[ مرتبط با ] : تصاویر متحرک
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:11 ب.ظ


حضرت رقیه(س)-شهادت

حضرت رقیه(س)-شهادت

دستگیر عالمم اما دو دستم بر سر است

من چهل منزل رخم نیلی و چشمانم تر است

گر به من گویند بابا را نخوان سیلی نخور

صورتم سازم سپر گویم که بابا بهتر است

شام را ویران کنم ورنه رقیه نیستم

ذکر صبح و شام اینان سب جدم حیدر است

غائبین کوچه بر من عقده خالی میکنند

هرکه دیدم گفت رویت مثل روی مادر است

می شود فهمید از این حمله ی مرکب سوار

آمده گیسو کشد کی در شکار معجر است

یک نسیم از این همه طوفان که من دیدم اگر

در گلستانی فتد بر یک اشاره پر پر است

قد و بالای سه ساله دختری زانو بغل

از کف یک چکمه زجر حرامی کمتر است

گر زمین گیرم به عمه اقتدا خواهم نمود

چاره ی دردم فقط یک بوسه ای از حنجر است

وجه تشبیه سر من با سر تو این بود

هر دو صورت سوخته گیسو پر از خاکستر است



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت رقیه (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:21 ب.ظ


حضرت رقیه(س)-شهادت

حضرت رقیه(س)-شهادت

زیر نور بریده ی مهتاب

روی خاک خرابه ای تاریک

خواب رفته سه ساله ای زیبا

رشته ی عمر او چو مو باریک

 

نقش لبخند روی لب دارد

گوئیا خواب ناز می بیند

خواب بابا که از گل رویش

دارد آهسته بوسه می چیند

 

باز خواب مدینه و خانه

باز هم خواب ساقی و اکبر

باز هم صوت دلنشین رباب

پای گهواره ی علی اصغر

 

خواب آن روزها که با لبخند

بر سرش شانه می کشید پدر

بعد می رفت پیش آیینه

معجری خُرد، می کشید به سر

 

خنده بر  صورتش عیان کرده

خواب آن روزهای پر احساس

کوچه کوچه مدینه را می دید

بر سر شانه ی عمو عباس

 

ناگهان در سکوت ویرانه

با سرانگشت درد شد بیدار

هق هق گریه اش امانش برد

خم شد و سر نهاد بر دیوار

 

تا نگاهش به عمه اش افتاد

آتش گریه اش زبانه گرفت

سوز آهش خرابه را سوزاند

بهر بابای خود بهانه گرفت

 

آنقَدَر ناله کرد و آه کشید

صبرِ اهریمنان به سر آمد

دید از مشرقِ طبق، خورشید

در سیاهیِّ شب، به در آمد

 

رفت از حال و تا که خود را یافت

دید سر را گرفته در آغوش

لختی آنرا نگاه کرد و سپس

باز از حال رفت و شد خاموش

 

چند وقتی گذشت، اما بعد

خویشتن را دوباره پیدا کرد

در دو راهیِّ وحشت و رأفت

کم کَمَک عقده از زبان وا کرد

 

با همان دست های خسته گرفت

گرد و خاک و غبار رویش را

اقتدا بر نمازِ عمّه نمود

خم شد و بوسه زد گلویش را

 

از تو ممنونم ای گل زهرا

که چنین محفلی به پا کردی

لیک حالا که جمعمان جمع است

اصغرت را چرا نیاوردی؟!

 

کربلا تا به شام عقده شده

که کمی درد دل کنم با تو

"تو" زبان باز میکنی یا "من" ؟

"من" بگویم ز درد خود؟... یا "تو" ؟!

 

زخم هایی که بر بدن دارم

شده سرگرمی شبم بابا

هشت... نُه... ده... نَه اصلا از اول

یک به یک میشمارم آنها را

 

هر که از راه میرسد اینجا

بر سرم تازیانه میبارد

در گلستان سرخ پیکر من

لاله ای روی لاله می کارد

 

راستی دیدم آن دم آخر

عمّه زیر گلوت میبوسد

خود بگو زآنکه هر چه می پرسم

حکمتش را به من نمیگوید!

رافع



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت رقیه (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:15 ب.ظ


حضرت رقیه(س)-شهادت

حضرت رقیه(س)-شهادت

نامم رقیه است نزن ناشناس نیست

صبّم نکن ، کنیز خدا ناسپاس نیست

من دختر صغیرۀ سالار زینبم

فحشم نده که منزلتم جز سپاس نیست

ناز یتیم را که به سیلی نمی کشد

این درخور لطافت گلبرگ یاس نیست

دست مرا ببند و ببر با تشر ولی

مشت و لگد که پاسخ این التماس نیست

در ضرب و شتم ، پیروی از دومی کنی

با آن خبیث ، جز تو کسی را قیاس نیست

مو میکشی و مقنعه را پاره می کنی

این گیسو است ، بند طناب و لباس نیست

ای دختران شام ، خدا اهلتان کند

این کاروان که مسخرۀ این اُناس نیست

ای شامیان لباسم اگر پاره پاره است

قدری حیا ! نشان بزرگی لباس نیست

بابا چقدر صورت تو سنگ خورده است

این رنگهای روی تو اصلاً شناس نیست

انگار از قفا گلویت را بریده اند

آیا به پشت گردن تو جای داس نیست؟

باید کنون به عمه تأسی کنم ، پدر

جز بوسه از گلوی تو راه خلاص نیست

***

 محمود ژولیده



[ ]
[ مرتبط با ] : حضرت رقیه (ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:12 ب.ظ


امام حسین(ع)-ورود به ماه محرم

امام حسین(ع)-ورود به ماه محرم

عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است

یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است

از عرش تابه فرش تمام فرشتگان

فریاد می زنند که ماه محّرم است

هفت آسمـان پُر است ز گرد عزای تو

چشمـان مهر و ماه ز داغ تو پُر نم است

کعبه سیاهپوش عزایت شد و هنوز

شور غمت به سینۀ پُر شور زمزم است

بعد از گذشت این همه سال از شهادتت

گلزار دین هنوز ز خون تو خُـّرم است

تا با خبر شوند همه عالم از غمت

یادآور غم تو رسول مکّرم است

تا فیضی از فضیلت غم های تو برند

خلوت نشیـن سوک تو موسی و آدم است

هرجا به پاست محفل سوکت، به پیش چشم

تصویر کربلای تو آنجا مجسّم است

از هر غمی که بر دل ما خیمه می زند

فرموده اند گریۀ بر تو مقّدم است

ازحُرمت غمت چه بگویم که تا به حشر

زهرا سیاهپــوش عزایت دمادم است

چون محتشم «وفائی »غمگین به گریه گفت

«باز این شورش است که در خلق عالم است»

وفایی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:09 ب.ظ


امام حسین(ع)-مناجات

امام حسین(ع)-مناجات

عاشورا ، ارتفاع یک فرهنگ است

یک حادثه نه ، حماسه ای خونرنگ است

پیکار علیه بدعت و تحریف است

فریاد علیه سلطۀ نیرنگ است

***

پنداشته ای که کربلا یک موزه ست ؟

یک حادثه ، یک همایش یک روزه ست ؟

باید که نفس کشید عاشورا  را

سوگند به عشق ! کربلا آموزه ست

***

هفتاد و دو مرد ... ! کربلا پیروز است

در ظهر نبرد ، کربلا پیروز است

« تردید مکن در آیۀ « جاء الحق

ای چرخ ! بگرد ، کربلا پیروز است

***

این مرد، برای فتح دین می جنگد

در سنگر عشق، با یقین می جنگد

تا محو شب و طلوع صبح صادق

آیینه به دست، در زمین می جنگد

***

ما داعیه ی ظلم شناسی داریم

در مرثیه ، لهجه ای سیاسی داریم

همسنگر گریه های ما بیداری ست

از روضه ، قرائتی حماسی داریم

***

جان بر کف و سرفراز ، می جنگد سرخ

وارسته و بـــــــی نیاز ، می جنگد سرخ

این مـــــرد ؛ به سمت قبلــــــــۀ عاشورا

بــــــا اسلحۀ نمــاز ، مـــــی جنگد سرخ

***

ای دل شده ! کربلا ظهور جان است

در چشم زمین تــــولد ایمـــــان است

دیبـــاچۀ سرخ مُصحف بیداری ست

آمیزه ای از حماسه و عرفـــان است

***

ما دلشده ایم و داغ بر دل داریم

بلبل صفتیم و باغ در دل داریم

ما وارث ظهر داغ عاشوراییم

هفتاد و دو چلچراغ در دل داریم

***

در کرب و بلا ، پیمبری می بینم

بر منبر خون ِ دل ، سری می بینم

طوفان بزرگ دیگری در راه است

انگار حسین دیگری می بینم

***

از تیغ ، دم حسین را می فهمی

بوی حَرم حسین را می فهمی

با لهجه سرخ زینبی در روضه ؛

تو جنس غم ِ حسین را می فهمی

***

او راز رشیدی ست ، که باید فهمید

مضمون بعیدی ست ، که باید فهمید

او خون خدا و بای « بسم الله » است

قرآن شهیدی ست ، که باید فهمید

***

تو خون خدایی و صدایت سرخ است

بر ظلمت خاک ، رد پایت سرخ است

من از تو به جز حماسه نتوانم گفت

زیرا که تمام فصل هایت سرخ است

***

در سینۀ روضه ، شور باید باشد

هم لهجۀ روضه ، نور باید باشد

یک روضۀ حق تبار عاشورایی

محصول شعور و شورباید باشد

***

برخیز و بخوان کتاب عاشورا  را

سرفصل بلند و ناب عـــاشورا  را

برخیــز و بخوان به لهجۀ بیداری

خـون نامــــــۀ انقلاب عاشورا  را

***

از کرب و بلا به خویش بر می گردیم

با داغ تو ، دل پریش بر می گردیم

تا خط و زبان ما نگردد کوفی

از بیعت نفس خویش بر می گردیم

***

ای خاطره ی خجسته ! مولا ، لبیک

خورشید به خون نشسته ! مولا ، لبیک

چشم و دل ما به نور تو روشن باد

ای آینه ی شکسته ! مولا ، لبیک

***

باید که امام را ، ز نو بشناسیم

آن فیض تمام را ، ز نو بشناسیم

با درک حماسه ی حسینی باید ؛

مفهوم قیام را ، ز نو بشناسیم

***

با لهجه ی جان : سلام بر عاشورا

بر خیز و بخوان : سلام بر عاشورا

آیات قیام را بخوان با توفان

ای منتظران ! سلام بر عاشورا

اسماعیلی



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)-مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:06 ب.ظ


ورود به ماه محرم

ورود به ماه محرم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

 اذن دق الباب این خانه برای ما بس است

 استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

 یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم

پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

 قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

 همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه

 دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما

 یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که

 هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها

 طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

 گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی

 یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم

 از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع

روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم

 اهل عالم دارد از ره ماه ماتم میرسد

هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد..

هاشمی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:04 ب.ظ


امام حسین(ع)-مناجات

امام حسین(ع)-مناجات

سوز همیشه ی جگرم باش یا حسین

من سینه می زنم سپرم باش یا حسین

در طول عمر جز تو پناهی نداشتم

مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین

هر روز مادرم سر سجاده گفته است

خیلی مراقب پسرم باش یا حسین

ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی

شور محرم و صفرم باش یا حسین

پایین پات سربگذارم تو هم بیا

بالای جسم محتضرم باش یا حسین

جان مرا بگیر حوالی قتلگاه

این گونه اخرین خبرم باش یا حسین

دستم به دامنت نرسید این جهان اگر

باب الحسین منتظرم باش یا حسین

باشد قرار بعدی ما اربعین حرم

مهر قبولی گذرم باش یا حسین

سربازهای لشكر یا زینب توایم

حرز مدافعان حرم باش یا حسین

پاشازاده



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)-مناجات
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 10:02 ب.ظ


نام اباعبدالله

گریه دار است عجب نام اباعبدالله

جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم

چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست

چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر

با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم

ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من

می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد

زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد

غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله

نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:04 ب.ظ


بر وادی وصال

بر وادی وصال بر این دل نوا دهید

با اشک دیده سینه ی ما را جلا دهید

یک بار هم ز لطف قدم  رنجه ای کنید

بر نوکران بی سروپا هم بها دهید

سر بر کنیم و منتظر مقدم شما

منت دهید و کلبه ی مارا صفا دهید

از بس کرم به روی کرم دارد این حرم

لب وا نکرده حاجت هر بی نوا دهید

یک گوشه ی نگاه شما کیمیا کند

بر خاک پای خویش عیار طلا دهید

خواهید اگر که روسیهان معتبر شوند

فیض غلامی حرم خود به ما دهید

تا که گره ز کار دلی خسته وا شود

قدری گناه حائل ما و خدا شده

راضی شوید و آشتیمان با خدا دهید

تا آنکه روضه خوان حریم شما شویم

بر ما ز سوز فاطمه حزن صدا دهید

حیف است آرزو به دل از این جهان رویم

لطفی کنید و تذکره ی کربلا دهید

نعمتی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:57 ق.ظ


باغ بهشت.

آن را که تربتی ز غبار شما دهند

بر اشک های او اثر کیمیا دهند

در پیش نوکری شما سلطنت کم است

این مرتبت به گوشه نشینان کجا دهند 

بزم عزای توست شفا خانه ی خدا

اینجا مریض را به نگاهی شفا دهند

ای تشنه لب برای تو لب تشنه تر شدیم

آیا شود که کاسه ی آبی به ما دهند

هرجا که بیرق تو بود خیمه گاه توست

اینجا به ما نشانی صاحب عزا دهند

عالم به پیش مقدم او سجده می کند

آن را که بر کفنش نخی از بوریا دهند

باغ بهشت. ملك جهان آن غیر باد

تنها به ما حواله ی کرببلا دهند

حسن لطفی

 



[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:54 ق.ظ


تمام سال محرم،

نشان زچشم خمارم بگیر ای ارباب

زکف تمام قرارم بگیر ای ارباب

ویا اجازه بده بهر تو بمیرم من

و یا نشان و تبارم بگیر ای ارباب

محرم آمده و من دوباره بی تابم

سرم فدای نگارم، بگیر ای ارباب

دوباره سینه زنانت سیاه پوشیدند

بغل میان قرارم بگیر ای ارباب

اگر تو روضه نخوانی چگونه گریه کنم

بیا و روضه کنارم بگیر ای ارباب

تمام سال برای تو روضه می خوانم

غبار از دل زارم بگیر ای ارباب

تو آتشم بزن از روضه های سنگینت

به زیر دست شرارم بگیر ای ارباب

تمام سال محرم، تمام ذکر حسین

بیا و باز به کارم بگیر ای ارباب

دوباره فرصت اشکی بده و در عوضش

تمام دار و ندارم بگیر ای ارباب

رضاپور



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 11:48 ق.ظ


ورود کاروان به کربلا

ورود کاروان به کربلا

قدری به سینه آه برایم بیاورید

پیراهن سیاه برایم بیاورید

اخبار بین راه برایم بیاورید

تربت ز قتلگاه برایم بیاورید

دارد حسین می رود انگار کربلا

دارد دل رسول خدا می شود مذاب

می ریزد اشک روضه ز چشم ابوتراب

شد نوحه های فاطمه هم نالۀ رباب

کودک چقدر می خورد از نهر آب، آب

دارد عجیب قصۀ غمبار ، کربلا

این نالۀ دمادم زهرای اطهر است

زینب بدان که کرب و بلا پر ز لشگر است

تا چند روز بعد ، حسینِ تو بی سر است

آنروز روز غارت خلخال و معجر است

بدتر ز روضۀ در و دیوار ، کربلا

گریان توست مادر تو ای حسین من

بر نیزه می رود سر تو ای حسین من

گردد اسیر خواهر تو ای حسین من

گردد یتیم دختر تو ای حسین من

تا شام و کوفه همره اغیار ، کربلا

عباس من تو دور و بر کاروان بمان

همراه زینب و کمک بانوان بمان

پشت و پناه لشگر و پیر و جوان بمان

پیش حسین من به تمام توان بمان

بی تو نداشت سید و سالار ، کربلا

این قافله به سوی شهادت روانه است

شب نامه های مردم کوفه بهانه است

از غربت حسین هزاران نشانه است

در انتظار زینب من تازیانه است

زینب کجا و کوچه و بازار ، کربلا

انگار بوی پیرهنی را شنیده اند

اینها حدیث بی کفنی را شنیده اند

این سمّ اسبها بدنی را شنیده اند

این نیزه ها لب و دهنی را شنیده اند

رفت از مدینه تیزیِ مسمار ، کربلا

مادر هنوز پهلوی من درد می کند

این زخمهای بازوی من درد می کند

جای کبودیِ روی من درد می کند

خوردم زمین و زانوی من درد می کند

وای از حدیث سیلی خونبار ، کربلا

روزی که وقت آمدنِ لشگرم رسد

ایام دادخواهیِ از داورم رسد

مهدیِ من به داد دل مضطرم رسد

هم انتقام غنچه گل پرپرم رسد

پس مرگ بر منافق و کفار ، کربلا

حاج محمود ژولیده




[ ]
[ مرتبط با ] : ورود به کربلا
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:34 ق.ظ


لباس نوکریم را

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو

 که  بال و پر بزنم پای روضه ی سر تو

 ببخش با پر زخمی , به زحمت افتاده

 لباس نوکریم را بریده مادر تو

 چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی میگفت

 رسیده رزق حسینیه  ازبرادر تو

 شبیه حضرت زینب به سینه می کوبم

 که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

   به چشم من همه جا روضه شما بر پاست

 تمام عالم آدم شدند مضطر تو

 اگر کویر ترک روی هر ترک دارد

 کشیده خشکی لبهای زخم پرپر تو

 خزان  و ریزش برگ  از درخت در همه جا

 شد است در دل من روضه خوان اکبر تو

 طلوع , بردن بالای طفل شش ماهه است

 غروب , خون گلوی علی اصغر تو

 زمان بارش باران همیشه میبارم

 برای بارش تیر و امیر لشگر تو

 شب عروسی هر کس به سینه میکوبم

 برای حجله قاسم گل برادر تو

 من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم

 که قول تو نرود گر رود زتن سر تو

 بیا و قول بده آخرین دمم برسی

 به راه آمدن توست چشم  نوکر تو

 علیمرادی




[ ]
[ مرتبط با ] : امام حسین(ع)
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:23 ق.ظ


به جانم شرری افتاده

از همین لحظه به جانم شرری افتاده

شور و دلواپسیِ بیشتری افتاده

این چه خاکی ست که پا بر روی ان میلرزد

این چه شوری ست که بر جان و دل من سر زد

این زمینی ست که در خواب خودم میدیدم

هر زمان یاد من افتاد به خود لرزیدم

خواب دیدم که به داغ جگرت میخندند

روی این خاک بلا دست مرا میبندند

از همین لحظه بیا فکر کفن باش حسین

لا اقل فکر من و معجر من باش حسین

بعد تو بر تن هر خیمه شرر می افتد

معجر خواهرت اینجا به خطر می افتد

 حسن كردی



[ ]
[ مرتبط با ] : ورودیه محرم
نویسنده : رجبعلی لطفی خلف
زمان : 12:12 ق.ظ